کبوترهای پدرم / شعری از/ کوچر ابوبکر / ترجمۀ خالد بایزیدی

FacebookTwitteremailPrint  شعری از:کوچر ابوبکر(شاعرمعاصرکرد) برگردان:خا لد بایزیدی(دلیر)   «کبوترهای پدرم» پدرم از«باد»تنها تراست از«آب»سرکش وطغیان ترو از«پائیز»بی شاخه وبرگ تراست بربلندای همه ی تیربرقهای خیال کبوتری رامی چیند ورویای را برطناب آویخته است مادرم می گوید: پدرت بیشترازکبوترها خیال پرواز درسردارد… شبها پالتویش را به روی ستاره ای می آویزد وکفش هایش راروی سکوی سرنوشت […]

بگذار آمریکا دوباره آمریکا شود / شعری از / مجید نفیسی

FacebookTwitteremailPrint بگذار آمریکا دوباره آمریکا شود   آمریکایی که من می‌شناختم دستهایش را برایم گشود و مرا کنار فرزندانش نشاند. از میهنی گریخته بودم که همسرم در آن تیرباران شد. پیشمرگه‌ای مرا به ترکیه برد وکیلی به فرانسه و کفیلی به آمریکا. چنین بود که شهروندِ این کشور شدم. اما امروز آنها که نوزادان را […]

تأنّی / شعری از / سعید یوسف

FacebookTwitteremailPrint تأنّی سعید یوسف   شتاب نیست، تأنّی ست که جلوه گاهِ تمنّاست و آنچه در وجنات است نمودِ بیرونیِ حیات است و زندگی در ژرفاست بسا که گاه تمنّای سوزانی نهفته در سینه ست و آنچه در وجنات است و می توان دیدش وقار و صبر و طمأنینه ست و مشکلی شاید در نگاهِ […]

دوستم بدار / شعری از / خسرو شهریاری

FacebookTwitteremailPrint خسرو شهریاری   دوستم بدار   من تو را از تمام حقوق انسانی محروم می کنم برایت سکوت هدیه می آورم برایت آرامش مرگ هدیه دارم دوستم بدار تو درد را با من تجربه می کنی زخم را با من ستایش را با من ستایش گری و پرستش از ویژه گی های برجسته ی […]

زادبوم / شعری از لوئیس سرنودا / ترجمۀ علی اصغر فرداد

FacebookTwitteremailPrint لوئیس سرنودا زادبوم   نوری چشمانم را گشود در بستر رنگهای ملایم ساده و دلپذیر، چون رویا ی جهانی ناب. جادوی آن سرزمین صاف که همچون کف دستی گشوده و بر آن چشمه سار درخت لیمویی میوه اش را بر شاخسار آویخته است. دیوار کهن که شبها بر کنگره اش ساقه رونده ای شکوفه […]

جاده / محسن حسام

FacebookTwitteremailPrintمحسن حسام   جاده   «خانم‌جان» هر روز خروسخوان از رختخواب برمی‌خاست. دست‌نماز می‌گرفت و دو رکعت نماز صبحش را می‌خواند. بعد میرفت نوه‌اش «اسماعیل» را از خواب بیدار می‌کرد که پا شود، آبی به صورتش بزند، ناشتایی بخورد و برود به کارهای روزانه‌اش برسد. تابستان در راه بود. صبح‌ها، هوا خنک و مه‌آلود بود. […]

سال سگ (۱۳۹۷) / شعری از/ سعید یوسف

FacebookTwitteremailPrint   سال سگ (۱۳۹۷)   هر سال نو برای جوانان پر از امید وز بهرِ ما تداومِ ایّامِ پیری است سالِ خروس رفت اگر و سالِ سگ رسید از اختیار نیست، که از ناگزیری است آن بود اگر که سالِ خروسانِ بی محل این، سالِ واق واقِ سگ و پاچه گیری است امّا تو […]

شعر و خوشنویسی از/ حمیدرضا رحیمی

FacebookTwitteremailPrint شعر و خوشنویسی: حمیدرضا رحیمی نقاشی ها: یگانه رحیمی     مجادله   راستی این کودک، که برف هم دیگر، برموهایش نشسته است، کی می خواهد بزرگ شود؟!، و بفهمد که آفتاب تموز هم، دیگر نمی تواند، برف موهایش را آب ، و به چشمه ای هدایت کند که خاطراتی روشن در آن شناورند؟ […]

نام ناگفتنی / شعری از / مجید نفیسی

FacebookTwitteremailPrintنامِ ناگفتنی بیهوده می‌خواهم نامش را بر زبان نیاورم. از پشت برگهای شوکران “م”ِ سرش را می‌بینم که به من خیره شده و سنگینی تنش را بر زبانم حس می‌کنم. نخستین بار او را زیر درختی سایه‌دار دیدم و دانستم که گرفتار شده‌ام. اینک زیر برگهای خشک دمش را تکان می‌دهد و وانمود می‌کند که […]

طلوع یک دوستی / آلبرکامو، نویسنده، رنه شار، شاعر / محسن حسام

FacebookTwitteremailPrintمحسن حسام طلوع یک دوستی آلبر کامو، نویسنده، رنه شار، شاعر   آلبر کامو در ششم نوامبر ۱۹۱۳ در الجزایر (موندوی Mondovi ) به دنیا آمد، از مادری اسپانیائی الاصل به نام کاترین سنت (Catherine Sintes) و از پدری به نام لوسین کامو (Lucien Camus) که متعلق به یک خانواده آلزاسی بود و در الجزایر […]

چونچرایی با خدا / شعری از/ اسماعیل خویی

FacebookTwitteremailPrintچونچرایی با خدا پیشکش می کنم این چکامه را به پژوهشگر و نویسنده ی سخت کوش و گرانمایه ی زمانه و دوستِ نامدارم دکتر مسعودجانِ نقره کار، با شادباشی به او و سپاسگزاری از او، برای آفریدنِ «هذیان های مُقّدس »: که، در آن، سه دینِ خاورمیانه ای ی یهودیّت، مسیحیّت و اسلام را، پژوهشگرانه […]

طنز سیاسی / حمیدرضا رحیمی

FacebookTwitteremailPrint  طنز سیاسی   از میان مکتوبات فدوی طنز نوشته های هفتگی حمیدرضا رحیمی www.hazl.com   مقایسه و انصاف خوانندگان محترم ضدانقلاب کم و بیش می دانند که فدوی با برادران ازهر نوع اش،میانه ای ندارد لکن پاره ای اوقات، همکاران رسانه ای هم دیگر خیلی مته به خشخاش گذاشته و به این زبان بستگان […]

چند شعر از شاعران بومی کانادا / برگردان خالد بایزیدی (دلیر)

FacebookTwitteremailPrint چندشعراز:شاعران بومی کانادا ترجمه:خالدبایزیدی (دلیر)   راکه گوما  ۱- تورا دیدم: که چه زیبا بودی تورادیدم: که چه ماهرانه با دستهای خدا نقاشی می شدی درهرکجا که باشم بوی پرنده را می بویم ترانه ای ازترانه هایت را برایم بخوان…   دوتاپرنده بربلندای درختی نشسته بودند یکی شان به زمین نشست وآن دیگری نیز […]

مرد ساکن ردیف اول / شعری از / منوچهر دوستی

FacebookTwitteremailPrint مرد ساکن ردیف اول     هی “بابقلی بُندار” هی مردِ آلوده به “ژن های برتر” شرم نکن تو دیگر خودی هستی و جنازه “گلمحمد“ها در میدان گرم افتاده است. هی “بابقلی بُندار” هی شرم نکن شلیک کن تیرِ آخر را هی مرد ساکن ردیف اول.   ۱۸ یونی ۲۰۱۸

از بلندگوی گلوی خروس / شعری از / اسماعیل خویی

FacebookTwitteremailPrintاز بلندگوی گلوی خروس اسماعیل خویی  ـ:«چرا ستارگانِ پگاهی هنوز می تابند؟ چرا نمی خوابند؟ و ترس شان از چیست، که رنگِ روشان در پریدن است؟!» ـ:«چرا که، تا به هر که می شنود، از بلندگوی گلوی خروس، مُژده داده شود که ترس نیست، نه! از ترس نیست: در آستانه ی دیدارِ رنگ پردازند؛ و […]

مداحِ جهلِ بیت! / شعری از / میرزا آقا عسگری. مانی

FacebookTwitteremailPrint میرزاآقا عسگری. مانی مداحِ جهلِ بیت! مداح اهل بیت مداح مردگان به تقصیر و زندگان به تزویر، به شمشیر در تکایا بر هویت شما سُم می کوبد. مداحان، قلدران ناقلندر قلتشن، پوکسرانِ عربده کش، دلقکان سیاه پوش، غول های گول، در روانِ شما می چرخند و شما را به گِرد گریه می چرخانند. خوشا […]

رستاخیز کلمات / رباعیاتی از / سعید یوسف

FacebookTwitteremailPrint  سعید یوسف رستاخیز کلمات این بخشی از مجموعه ای از رباعیهاست به نام «رستاخیز کلمات» (با اشاره به رساله ای به همین نام از شکلوفسکی، فرمالیست سرشناس روس) که در سال ۱۳۷۳ سروده شدند؛ مجموعهٔ کامل در کتاب از بوتهٔ بوطیقا (سعید یوسف، ۱۳۹۶) چاپ شده است.   هر شعر، شکارِ لحظه‌ای پا به […]

“شعر و سیاست” / متن سخنرانی مجید نفیسی / در کنفرانس سالانه “سیرا” در لس آنجلس

FacebookTwitteremailPrintاشاره:  “شعر و سیاست”، متن سخنرانی من (مجید نفیسی) در کنفرانس سالانه “سیرا” در لس آنجلس، آوریل ۹۳ است و از جمله در مجموعه‌ی مقالاتم “شعر و سیاست و بیست و چهار مقاله‌ی دیگر” از سوی نشر باران در سوئد چاپ شده است. با مطرح شدن مجدد بحثِ رابطه‌ی شعر و سیاست  پیرامون شعر اخیر […]

دنیای طرح‌های مانا نیستانی / شهرام امیرپور سرچشمه

FacebookTwitteremailPrintدنیای طرح‌های مانا نیستانی «مانا نیستانی» کاریکاتوریست ایرانی یکی از پدیده‌های اعتراضی جامعه ایران است. او پرورده تعبّد نیست و سر جنگ با اتفاقات روزگار دارد؛ فرمانبردار نیست و سرکش است. درست است که روزهای سختی را تا کنون سپری کرده و با فروتنی مخصوصی، خود را آدم شجاعی نمی‌داند ولی طرح‌های او همه با […]

غمهای عدیده/ سعید یوسف

FacebookTwitteremailPrint  غمهای عدیده (۱) تا که خُرد ست غم، بخور، ور نه می شود غم بزرگ و می خوردت  (۲) در غربتِ مصر ست خریداری اگر هست دانم که به کنعان به کلافی نخرندم غمخوار ندارم کس و غمهام دو گونه ست غمها که خورم بی تو و غمها که خورندم (۳) روزی به جهان […]

یک شعر بد / نقدی بر شعر “بلا گردان” مجید نفیسی/ سایه اقتصادی نیا

FacebookTwitteremailPrint  یک شعر بد   .                         سایه اقتصادی نیا   شاعر نغزگو و بیدار دل، مجید نفیسی، اخیراً شعری منتشر کرده با عنوان «بلاگردان»، که در آن محمود دولت‌آبادی را خطاب قرار می‌دهد و به ماجرای افطاری خوردن او با حسن روحانی اشاره می‌کند. شعری است بسیار بد از شاعری بسیار خوب، که انتشار آن آه […]

بلاگردان/ شعری از / مجید نفیسی

FacebookTwitteremailPrint بلاگردان به محمود دولت‌آبادی نه! این کراوات سرخ نمی‌تواند چون بلاگردانی ترا حفظ کند و سر میزِ افطارِ دولتِ شرعی از تو روشنفکری عرفی بسازد و خوانِ خونینِ ولایت را به سفره‌ی ساده‌ی بلقیس برگرداند.* عرفی بودن به سادگیِ تراشیدن ریش و بستن کراوات نیست باور داشتن به جدایی دین از دولت است ارزش […]

آب افشاندن بر باغچه ها…./ برتولت برشت/ سعید یوسف

FacebookTwitteremailPrint نزدیک به ۴۰ سال قبل ترجمه کرده ام و در کتاب سرودهای ستایش چاپ شد، شباهتها را با شعر تازه ی خودم ببینید آیسلر هم روی شعر برشت آهنگ گذاشته و اجراهای زیبائی از آن هست     آب افشاندن برباغچه‌ها برتولت برشت ۱۹۴۳   وه چه خوب است آب افشاندن بر باغچه‌ها که […]

شرکت در مهمانی حکومت سانسور، استثمار، ده‌ها هزار اعدام، ترور، تجاوز و غارت چه پیامی دارد؟! / بهرام رحمانی

FacebookTwitteremailPrintشرکت در مهمانی حکومت سانسور، استثمار، ده‌ها هزار اعدام، ترور، تجاوز و غارت چه پیامی دارد؟!      بهرام رحمانی bahram.rehmani@gmail.com   هنر مردمی، درد، رنج و غم و شادی و سایر مطالبات مردمی را تعریف و توصیف می‌کند. این هنر نه با قدرت، بلکه بر علیه قدرت و حاکمیت است. به عبارت دیگر نویسنده، […]

از خلیج تا خیزابها / شعری از/ مجید نفیسی

FacebookTwitteremailPrint از خلیج تا خیزابها حجِ من اینجاست حجِ من اینجاست از خلیج تا خیزابها.* هر سال اینجا با خدا مرا وعده‌ی دیداریست خدایی که به صد زبان حرف می‌زند می‌دود، راه می‌رود علف می‌کِشد، مست می‌کند و سراپا برهنه است. هندوان در آبِ گنگ تن می‌شویند و مسلمانان گردِ سیاسنگ می‌گردند من اما به سانفرانسیسکو آمده‌ام […]