یار دارا بودن و دل با سکندر داشتن، معرفی رمان «روزی که من ایرانی-امریکایی شدم» اثر مسعود نقره‌ کار / احد قربانی

  ضرب‌آهنگ تند رمان، پدیده‌ای نو و خجسته در رمان فارسی است که بیشتر آنها از کندی کسالت‌آوری رنج می‌برند. به امید آنکه این سبک بیشتر در رمان‌های فارسی دیده شود. از این‌رو خواندن کتاب برای نویسندگان بسیار آموزنده است. …… میلیون‌ها ایرانی مجبور به ترک میهن، عزیزان، یادگارهای دوران کودکی، نوجوانی و جوانی شدند. […]

رها نمی کندم / سعید یوسف

رها نمی کندم   رها نمی کندم، از چه روست، این زنبور؟ نه نیش می زند و نه شود صدایش دور و چرخ گردِ سرم می زند مدام انگار و من فتاده به بستر چو مرده ای در گور نه خوابِ خواب و نه بیدار، حالتی ست غریب، و می تکانم از اندیشه این غبارِ […]

بیش از 600 نویسنده ، شاعر، روزنامه نگار، هنرمند و کنشگرمدنی و سیاسی با حمایت از بیانیه کانون نویسندگان ایران ” در تبعید”و انجمن قلم ایران ” در تبعید” خواستار آزادی نویسندگانِ در بند شده اند

بیانیۀ کانون نویسندگان ایران “در تبعید” و  انجمن قلم ایران “در تبعید” نویسندگان ِدر بند را بدون قید وشرط آزاد کنید!     هموطنان عزیز، مردم آزادیخواه جهان جمهوری اسلامی ایران درادامۀ موج خفقان، سانسور، دستگیری، ترور و اعدام های گسترده، تعدادی دیگر از نویسندگان و شاعران و روزنامه نگاران  را طی ماه های اخیر […]

شعر دو زبانه «کرم»/ مجید نفیسی

كرم مجید نفیسی تو آن کرم سیبی که یک‌شبه به اژدهایی خون‌آشام بالید چونان کرم هفتواد در “کارنامه‌ی اردشیر” که در ذهن مردم خانه کرد و آنها را به کیش خویش کشانید. چه غم اگر در روزگار ما اردشیر دیگری بپا‌نخیزد تا در دهانت سرب مذاب بریزد و با افروختن آتشی پر‌دود بر بام مردم […]

خانم کاتوزیان! آن نامه پاسخی هم داشته / مهدی اصلانی

مسئول محترم تارنمای کانون با سلام و مهر! به تازه‌گی متنی از خانم کاتوزیان، هم‌سر زنده‌یاد علی آصغر حاج‌سیدجوادی در سامانه‌ی کانون تحت عنوان «نامه» منتشر شده که در این مورد باید گفت ۱- این نامه ده سال پیش از جانب آقای حاج‌سیدجوادی با خودکار و روی کاغذ به آدرس من پست شد. موضوع همان است […]

خرگوش/ داستانی از احسان حقیقی نژاد

خرگوش تقدیم به ابوالقاسم آمایه که انسانیت و مهربانی را از دستانش آموختم. گفتم:«نمی توانم،این یکی کار من نیست! آخر این کودک..! نه! نمی شود!» چند قدمی دور شدم،آن که موهای جوگندمی داشت صدایم زد،ایستادم،به سویم آمد.دیگری که دست دخترک را در دست داشت،همان جا ایستاده بود.گفت:«پدرش ..با حمید و منصور بود»مکثی کرد،ادامه داد:«تا لحظه […]

بهاران برگ ها / احسان حقیقی نژاد

بهاران برگ‌ها بهاران برگ‌هاست زلال آبشار آرزوی ناتمام کودکان کار خون تو هیاهوی کوچه کودکان پشت بساط آلوچه بر شعله‌ی زخم تو نشسته‌ام اینجا بر چهارراه دود و گلوله و دیو و زره‌پوش و آب می‌شود آب می‌شود صخره‌ی یخین هراسم این اشک نیست که فرو می‌چکد از چشمم بر گُرگُر شکفته‌ی زخمت   بر […]

گزارش سالیانه / احسان حقیقی نژاد

گزارش سالیانه عصرهای بهارِ می ریخته را سینه کشان می خزیدم بر شریانهای آهنین زمین _همچون تداوم حسرت ریشه ها بودن همچون ادامه ی سینه کشیدن برخاک_ و قطارهایی از دیروز اندوه دست های خالی تو را بر براسنخوانـشکستگی شانه هایم می بردند به فردا. . تابستان لاله سوز را دو زانو چشم انتظار ماندم […]

نامه

نامه چند ماه پیش در میان نامه‌ها، یادداشت‌ها و دستنوشته‌های همسرم (زنده یاد علی اصغر حاج سید جوادی) به این نامه بر خوردم و به یاد ایامی افتادم که پیرمرد از نامردمی‌های روزگار بر آشفته بود و از آن‌چه که مهدی اصلانی به ناروا به او نسبت داده بود، شب و روز رنج می‌برد. مهدی […]

ژێرەوانێگ ئڕا مردن/ ژیار جهانفرد

ـــــــــ ژێرەوانێگ ئڕا مردن ـــــــــ   لە شرین خەو بۊم ک هەڵپێچیام. هەنای لە خەوا هاتم رێ جم جۊل نێیاشتم. تواسم بقیڕنم ئەمانێ گشت رێیەیل هەناس کیشانم بەسیاۊد، نە تەنیا دەمم، بەڵکوو گشت ئازای لەشم رێ جۊلیان نێیاشتن. چەوێگ نێیاشتم ک بۊنم و بزانم چە پسای قومێ؛ وەک پێزووک لە ناوزگ ئەسپ سەرشێتێگ لە تیەریکی […]

سروده ای از سعید یوسف

قطعه   این قطعه های گوش و سر و دست و پا توئی تقطیعِ قطعه های بدن در تقاطعی در زوزه های ترمز و دریوزه های هول در پوزه ی کریهِ تقاطع رها توئی تقطیع شد وجود تو مفعول فاعلات در فعل و فاعلات و مفاعیل و فا توئی تقطیعِ قطعه، مفتعلن، قطعه قطعه شو […]

یادی از فریدون فرخزاد

  محمد امین محمدپور   فريدون فرخزاد در سال 1315 در تهران از پدری کاشانی و مادری کاشانی تبار به دنیا آمد. او پس از  تحصيلات خود در دبيرستان دارالفنون و گرفتن مدرك ديپلم به آلمان مهاجرت كرد و در مونیخ، وین و برلین حقوق سیاسی خواند و به سرودن شعرهای آلماني پرداخت. درسال 1963 […]

شعر فانوس خیال (دو زبانه)، مجید نفیسی

فانوس خيال مجید نفیسی اين چرخ فلك كه ما در او حيرانيم فانوس خيال از او مثالی دانيم خورشيد چراغ دان و عالم فانوس ما چون صُوَريم كاندرو گردانيم عمر خيام خيال من همه از چراغی بود آويزان بر فراز پيشخوان دكان كه سايه ی بقال و مادر را بر ديواری آن سوی خيابان می […]

بادکنک (شعر دو زبانه)‌‌، مجید نفیسی

بادکنک    مجید نفیسی نفیسی‌ام من از پشت نفیس* که به صفیر فیس‌فیسی تمام می‌شوم چون آوای بادکنکی رو‌بمرگ. با این همه، تا زنده‌ام امید به اوج گرفتن و پیوستن به ابرهای بازیگوش را همچنان در دل دارم. نهم اوت دوهزار‌و‌بیست – برهان‌الدین نفیس، پزشک دربار الغ‌بیگ نوه‌ی تیمور لنگ. Balloon  by Majid Naficy I am […]

چند کوتاه سرود از خالد بایزیدی‌(دلیر)

مدتهاست!… عطرتن مرمرین ات به مشام نمی رسد نکند«باد»مرده است ………………………………. ………………………………. ستارگان! چه عاشقانه با کودکان خیابانی قدم می زنند تا که با آرامش  خاطر شب را به سپیده برسا نند …………………………………….. ……………………………………. وقتی که رفتی من نیز… بابرگ برگهای پائیز فروریختم ودیگرهرگز! هیچ برگی ام به قامت درختهای بهار بازنگشت ……………………………………… …………………………………….. وقتی که تورابوسیدم […]

حسن حسام: گفتگو در سحرگاهی نمناک

نوید گفت : بهرطناب دار دنبال گردن می گردند اسماعیل گفت : گردن عادی نبود ! طناب ، نفسش بریده شد، تا نفسش را گرفت ! گردنِ پهلوان ، برای طنابشان رمقی نگذاشته بود ! طناب گفت : مرا بافته اند اسماعیل پیش ازاذان صبح با نام قاصم الجبارین پس از طهارت و بعد از […]

طیفور بطحائی درگذشت! / اطلاعیه کانون نویسندگان ایران «در تبعید» و انجمن قلم ایران در تبعید

اطلاعیه کانون نویسندگان ایران در تبعید انجمن قلم ایران در تبعید طیفور بطحائی درگذشت!   با اندوه بسیار آگاه شدیم که طیفور بطحائی، نویسنده، فیلمساز، عضو کانون نویسندگان ایران «در تبعید»، و یار و همرزم زنده یادان خسرو گلسرخی و کرامت دانشیان، رو گذشته در اثر بیماری سرطان در شهر کوتنبرگ (یوتبُری) سوئد درگذشت. طیفور […]

با تاسف فراوان طیفور بطحایی این جهان را ترک کرد! / بهرام رحمانی

با تاسف فراوان طیفور بطحایی این جهان را ترک کرد! بهرام رحمانی   متاسفانه امروز پنج‌شنبه ۲۰ شهريور ۱۳۹۹ – ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۰، طیفور بطحایی بعد از سال‌ها دست و پنجه نرم کردن با هیولای سرطان که به جانش فتاده بود، در شهر گوتنبرگ سوئد چشم از جهان فروبست.   طیفور بطحایی، نویسنده، فیلم‌ساز، فعال […]

در پردهٔ پندار / فریار اسدیان

۱ از انگشتان، استخوانی مانده ست به اشارتی. و بر پوست، لکه های سیاهِ هُزوارِش.   ۲ تنها، زمان مانده است، سنگین در قابِ دیدگان؛ بلورِ نمناکِ چشم وُ چرایی بیکران.   ۳ اما، دلم؛ آسمان وُ باد دریایی از هیچ وُ از یاد.   ۴ تو نبوده ای که برایت بسرایم از سرودی که […]

در ستایش درستی / مجید نفیسی

راستها چپ می‌شوندو چپها راستاما درستی به‌جا می‌ماند:درستی انسانی که نمی‌گذاردخردش کنندچونان عزت که در زندان اوینبه استقبال مرگ خود رفتهر چند زندگی را دوست می‌داشت. در ستایش درستیباید شعری نوشتکه از زیبایی, حقیقت و خوبیبه‌یکسان سخن بگوید.         هفتم ژوئیه دوهزار‌و‌بیست

چند کوتاه سروده از: خالدبایزیدی(دلیر)

نمی دانم: درکدام مهدی کودک بود که کودکی ام را جا گذاشتم به هرمهدی کودکی که می روم خود را می بینم…. ………………………………………… سکوت را باید شکست سالهاست که می باید این دیوار را برداشت که می گویند: دیوارموش دارد موش هم گوش دارد؟! ……………………………………….. سالهاست… که تنهایی ام آرزوهایم را برشانه اش حمل می کند بدون هیچ […]

آواز نگاه از دریچه تاریک / معرفی کتابی از مهدی اصلانی / حسین افصحی

   معرفی کتاب از حسین افصحی آواز نگاه از دریچه تاریک باز هم  کتابی از جان باختگان 40 ساله رژیم جمهوری اسلامی  ، که هرچه از انان بنویسیم و بازگو کنیم کم است . زیرا عمق فاجعه انقدر وسیع است ، که نمی توان به چندین نوشته قناعت کرد . یکی از کسانی که همه […]

کابوسِ خونسرشته ی بیداران / سروده ای از اسماعیل خوئی

اسماعیل خوئی کابوسِ خونسرشته ی بیداران     کابوسِ خونسرشته ی بیداران   دیروز بود یا که پریروز یا کجا؟ در خواب بود یا که به بیداری؟ .                                     باری،                                     . من بودم وتو بودی و .      […]