“شدن” در “رخداد” تعیین کننده ی “دیماه ۹۶″؛ / تجلیِ “سوبژکتیویتیِ ایرانی” / مهین میلانی

“شدن” در “رخداد” تعیین کننده ی “دیماه ۹۶″؛ تجلیِ “سوبژکتیویتیِ ایرانی”   مهین میلانی صدای مارکس از ته قبر بلند شنیده می شود از زبان “ایران” در قرن بیست و یکم، صدایی که می  گوید من چیزی می بینم که شما نمی بینید، من چیزی می بینم که با آنچه یک ساعت پیش می دیدم، […]

تمرین مدارا / شعری از / سعید یوسف

      سعید یوسف   تمرین مدارا (با یاد محمد مختاری)   شعرم شنید و از سر مهر آن عزیز گفت شعری ست خوش، ولی ز معایب بری نبود گفتم که روشن است، که این شعر بنده بود، از حافظ و نظامی و از انوری نبود گفتا نه، عیب جای دگر بود، ور نه، […]

در بازگشت به یک نقد/ (بیضائی و “فتحنامۀ کلات”) / هایده ترابی

در بازگشت به یک نقد (بیضائی و “فتحنامۀ کلات”)   نزدیک به سه دهه پیش در نقدی که بر اثر و آثاری از بهرام بیضائی نوشته بودم و در فصل کتاب (لندن) به چاپ رسید، به ضعفها و لغزشهائی ادبی و هنری پرداختم. در آنجا اشاره‌ای هم به “صبغۀ نژادپرستانه” و “ایران‌گرائی شدید” در کارهای […]

صد و پانزدهمین سال تولد صادق هدایت فرخنده باد / حسین افصحی

صد و پانزدهمین سال تولد صادق هدایت فرخنده باد/حسین افصحی فوریه ۸, ۲۰۱۸ | جلد, هنر | به انگیزه اجرای مرده خورها و محلل در تورنتو “… رویهمرفته در ترجمه احوال من چیز درخور ملاحظه ای وجود ندارد. هیچ واقعه شایان توجه در زندگی من رخ نداده است. من نه مقام مهمی دارم و نه دیپلم موثری، من هرگز […]

زنگی های گود قدرت/ پنجره ای متفاوت بر تاریخ اجتماعی ایران/ پیرایه یغمایی

زنگی های گود قدرت پنجره ای متفاوت بر تاریخ اجتماعی ایران چهار شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۶ – ۳۱ ژانویه ۲۰۱۸ عصر نو http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=43150 پیرایه یغمایی بی گمان کتاب «زنگی های گود قدرت» یکی از آثار ارزشمندی است که در سال های اخیر به بازار کتاب عرضه شده و اگر چه از آثار برون مرزی است، اما اعتبارش فقط شامل […]

نمی شود زگذشت زمان فرار کنیم…/ شعری از/ سعید یوسف

نمی شود ز گذشتِ زمان فرار کنیم زیاد می شود این سال ها، چکار کنیم؟ نمی شود بگذاریم ماسک بر صورت و هرچه موی سفید است استتار کنیم گزیر نیست ز پیری، نمی شود آن را، فقط اگر دلمان خواست، اختیار کنیم! بر او چگونه بشوریم؟ شاه و قیصر نیست که از مقام خودش عزل […]

فقر / شعری از پابلو نرودا / ترجمه به کردی: خالد بایزیدی (دلیر)

فقر پابلو نرودا ترجمه به کردی: خالد بایزیدی (دلیر) تو نمی‌خواهی، تو ترسیده‌ای از فقر، تو نمی‌خواهی قدم در خیابان بگذاری با کفش‌های کهنه و به خانه بازگردی با همان پیراهن. محبوب من، ما آن‌گونه که ثروتمندان می‌گویند نگون‌بختی را دوست نداریم. ما آن را چون دندانی پوسیده که تا به امروز زخم بر قلب […]

مرگ نهنگها/ شعری از/ مجید نفیسی

مرگ نهنگها باز هم نهنگی تنها در پایابها مرده و یارانش مویه‌کنان خود را به ساحل می‌رسانند تا در کنارش بمیرند. به آنها می‌گویم: بزرگان! یارِ مرده را به کرکسان بسپارید و پیش از اینکه مرگ از شما مُرداری بسازد به آبهای آزاد بازگردید. نهنگهای به‌شن‌نشسته اما از شورِ مرگ لبریزند و در مردن از […]

تقدیم به قهرمان شهید راه وطن، فرزند سیزده ساله ام آرش صادقی / بهروز عرب زاده (وفا)

تقدیم به قهرمان  شهید راه وطن ،  فرزند سیزده ساله ام آرش صادقی   آ زا »  که نگفته دی» بود که گفتم نشان به آن نشان که سربی لغزید پهلوی من گقتند : کشتند مادرم گفت : آ آ آ آ آرش کمان شد افتاد آسمان تیره بود  و زمستان سرد جغد پیر کشیده عبای سیاه […]

تبعید/ شعری از/ کتایون آذرلی

تبعید   روی کلمات نشسته ام خوابیده ام ایستاده ام و حروف الفبای تکیه گاهم اند بالا نور پایین تاریکی و میان این دو حبابی ست که آن هم به زودی غیر قابل سکونت می شود غیر قابل سکونت می شوم غیر قابل سکونت می شوی و واقعیت از همان ابتدا باید کتمان می شد […]

ماه های سرد زمستان/ چند شعر از / رسالیا دِ کاسترو/ مترجم: زهره مهرجو

«ماه های سرد زمستان» چند شعر از: رُسالیا دِ کاسترو مترجم: زهره مهرجو   ماریا رُسالیا دِ کاسترو “María Rosalía de Castro” (۲۴ فوریه ۱۸۳۷ – ۱۵ ژولای ۱۸۸۵) شاعر رُمانتیست اسپانیایی، متولد “گالیسیا” یکی از بخش های خودمختار این کشور، واقع در شمال غربی شبه جزیره ایبری بود. قلم زیبای او که از وجودی […]

“آن زن را خونین، و آنگاه امضا می کنم…”/ یادداشتی بر اتوفیکسیون‌های سرژ دوبرُوسکی / مهین میلانی

سرژ دوبرُوفسکی (پدر اتوفیکسیون): “آن زن را خونین، و آنگاه امضا می‌کنم…“ Je la saignerai, la signerai شهروند http://shahrgon.com/fa/2018/01/19/58709  یادداشتی بر اتوفیکسیون‌های سرژ دوبرُوسکی محکوم به قتل زنانِ زندگی‌اش با نگارشِ کتاب‌های اتوفیکسیون. سرژ در مارچ ۲۰۱۷ در سن ۸۸ سالگی مرد.   “اتوبیوگرافی؟ نه! تخیل. حوادث و واقعیات کاملن واقعی. سپردن آزادِ زبانِ یک ماجرا […]

ای ویدا… / شعری از / خالد بایزیدی (دلیر)

شعری از:خالدبایزیدی(دلیر) برای«ویداموحد»زن شجاع میدان انقلاب ای ویدا بدان راهت هرگز!… به جاده گم شده منتهی نمی شود تصویروعکس ات که روایت صبح پیروزی فردارا برای ایرانی آزاد ورها به تصویرمی کشد بدان: آن سیلی هایی که به: گونه های زیبا وگلفام ات می لغزد روزی بی جواب نمی ماند بی گمان روزی ازسرخی شلاق […]

آزادی …/ دو شعر از/ زهره مهرجو

«آزادی»   می آیی از میان باد می رسی از پیچ و خم جنگل ها پدیدار می شوی از میان مِه بسان خورشیدی نابهنگام در واپسین لحظات غروبی دلتنگ.   زمین بی صبرانه در انتظار توست و تو سنگین و استوار همچنان، می آیی به پیش …   با راهت خوب آشنایی؛ و تو را […]

یک پنجره است شاعر / شعری از/ اسماعیل خوئی

یک پنجره ست شاعر یک پنجره ست شاعر شاعر کسی‌ست که می‌پرسد و سخت می‌ترسد و از همین روست که رو به آفتاب می‌نشیند؛ و هرچه هست، حتّا، آن مخملِ سیاه را نیز بازیچه‌ای به‌دستِ رنگرزِ آفتاب می‌بیند؛ و، مثلِ آفتاب‌پرستی هشیار، درمخملِ سیاهی شب حل می‌شود: یعنی که، درسپیدهٔ فرجام، به آفتاب بدل می‌شود.

نویسندگان تبعیدی و زبان/ فبیان کستنر/ برگردان: خسرو شهریاری

  نویسنده­ گان تبعیدی و زبان نوشته­­ی فبیان کستنر[۱] برگردان: خسرو شهریاری   زبان برای نویسنده­ گان در تبعید اغلب، خانه ­ای ست واقعی. خانه ­ای برای حفظ خود از سویی و ابزاری برای امکان توانایی­ پرواز، از سوی دیگر. “پناهنده­­­ ی واژه­ ها”، گفتاری بر ادبیات مدرن تبعید[۲]، نوشته­ ی آندرس اولسون[۳]، پژوهش ­گر […]

کابوس بامدادی/ شعری از/ مجید نفیسی

کابوس بامدادی جَخت اینک از خوابی پریشان رَستم و از تابوت خود بیرون جستم. ماه از پشت بام همسایه سرک می‌کشد. در این لحظه باید قلم برداشت. قلب من این تنهایی را باور نمی‌کند. چند نفر اکنون درون سیمهای تلفن به سوی یکدیگر دست دراز کرده‌اند؟ “سوار به زودی از راه می‌رسد فئودور! به جوخه‌ی […]

می پرد از خواب / شعری از / سعید یوسف

می پرد از خواب سعید یوسف   نیمه کاره مانده آن رؤیای شیرین، می پرد از خواب – زان کشیدن هاش در آغوش و غرقِ بوسه کردن هاش چند تصویری ست باقی در سرش مغشوش. نیم خیزی می کند در جاش. جوششی بی اختیار از اشک چون می اندازد نگاه اکنون به گردِ خویش. عینکش […]

آخرین داستان برهان/ شعری از/ مجید نفیسی

آخرین داستان برهان برهان حسینی هم رفت. قلبش از تپش ایستاد پشتِ چراغ قرمز. سوارِ ماشینِ مرگ بود با آخرین داستانش توی کیفِ سامسونت. از محفلِ شادِ ما “جُنگ”* این کاتبانِ زیبایی و حقیقت اول احمد میرعلایی رفت. ماموران جانش را گرفتند و پیکرش را در کوچه‌ای رها کردند. آنگاه مرگ از راه رسید. گلشیری […]

چند شعر از/ خالد بایزیدی (دلیر)

چندشعراز:خالدبایزیدی(دلیر) برای مردم مبارزوبپا خواسته ی ایران ۱- ازچه دروغ بگویم: که با با نا ن داد گاه که می بینم… هیچ نانی بر سرسفره نیست؟! ۲- زنی! همه آرزوهای کا ل اش را تنها به قرص نا نی فروخت… کبوتری غمگسار برشانه های تکیده اش نشست وگندم زار… گندم زار… پرگشود؟! ۳- سرزمینم! باتوچه […]

شبنامه / شعری از/ حسن حسام

شبنامه (از سری شعر های خیابانی ) حسن حسام   تا خیابان ها ی شورشی تهی شوداز فریاد  مردم  اعماق کمین کرده ای با چکمه ها و مسلسل ها ! ای آیت خداوند ! یغماگری که سرخ گشته ترا رُخ از خون  نو نهالان، درهیچ جنگلی آیا غوغای بی شماره ی مرغان با تیر و […]