چند سروده از/ قاسم تاباک / ترجمه: خالد بایزیدی (دلیر)

کوتاه سروده های از:قاسم تاباک(شاعرمعاصرکرد)مهاباد ترجمه:خالدبایزیدی(دلیر)ونکوور ۱- سایه ام را درخانه ام جا می گذارم کودکم ازآن ابرهای می ترسد که به شکل تفنگ اند ۲- چه باک که سرزمینم برروی نقشه ی جهان گم شود دودکه نشانه ی یافتن اش است ۳- ازلابراتورکه آمدم بیرون تمام عکس هایم سوخته بودند گفت: ببخشید… تقصیرمن نبود […]

وصیت مرحوم/ عزیز نسین/ مترجم بهروز عرب زاده (ب. وفا)

 وصیت مرحوم   عزیز نسین   قاسم افندی عادت های عجیبی داشت . در قلب پر عطوفت و مهربانش جای گسترده ای برای عشق و محبت به حیوانات بود . منزلش پر از دسته های سگ و گربه بود که جولان می دادند اما بزرگترین لذت زندگی اش  خرد کردن نان و دادن تکه های […]

هفتاد تار و پود وطن دریغ شد!/ شادی سابجی

هفتاد تار و پودِ وطن دریغ شد ! شعری از : شادی سابُجی   هفتاد تار و پودِ وطن دریغ شد ! بیرون و خارجِ خط ها دریغ شد   هفتاد پودِ حرفِ نگفته دریغ شد هفتاد تارِ فکرِ نهفته دریغ شد   هفتاد پودِ مزدِ نداده دریغ شد هفتاد تارِ شادیِ شب دریغ شد […]

چند شعر از/ عیدی نعمتی

  به یاد بهروز سلیمانی که هنگام یورش سپاه به منزلش خود را از طبقه پنجم به پایین پرتاب کرد . رازها با خود برد ، پلیس را مات کرد.   پاییز هزار وُ سی صد وُ شصت و دو بود لر بچه بهروز عاشق پرنده بود بی تاب آزادی زندگی در چشمانش بال بال […]

مرگ…/ دو شعر از میگل هرناندز/ ترجمه: علی اصغر فرداد

میگل هرناندز Miguél Hernàndez ۱۹۱۰-۱۹۴۲ http://poets.ir/?p=18675   میگل هرناندز در سال ۱۹۱۰ در استان آلیکانته در اسپانیا در یک خانواده فقیر روستایی متولد شد. در سن ۱۴ سالگی درس را با هدف کمک به خانواده ترک گفت و همچون پدرش گاه کارگری و گاه چوپانی می کرد. هنگامی که میگل در سال ۱۹۳۴ در گمنامی […]

سهمی از مزارع خورشید/ محسن عمادی

سهمی از مزارع خورشید محسن عمادی http://narrators.ir/?p=32   در ماه اکتبر سال ۱۹۳۷، شمال اسپانیا به تصرف نیروهای فرانکو در می‌آید. قریب یک ماه بعد، جمهوری‌خواهان مجبور می‌شوند که در بارسلونا مستقر شوند. در فاصله‌ی این دو تاریخ، درست در ده نوامبر سال ۱۹۳۷، سزار بایه‌خو، شاعر بزرگ پرو، شعری می‌نویسد به اسم «توده». در […]

چند شعر از/ زهره مهرجو

  زهره مهرجو ۷ اکتبر ۲۰۱۷   «صدا» گُل ها در سکوت شب سایه ها را مانند … حیران و غریبه با خویش در سکوت می نشینند در سکوت، به یکدگر می نگرند بی طراوت و شرمسار از ناتوانی خود؛ در سکوت … اندک اندک، می پژمرند.   دریغا .. اندوهبار سرگذشتی ست و چونان […]

چند شعر از/ هادی ابراهیمی رودبارکی/ مترجم: خالد بایزیدی

چندشعراز:هادی ابراهیمی رودبارکی ترجمه از:فارسی به کوردی:خالدبایزیدی(دلیر) ۱- «ئازادی» که هه تاو ئه نووسم جه سته م گه رم ئه بیته وه که گول ئه نووسم پول پول په پووله له سه رگه لای ده فته ره م ئه نیشن وه میشکم لیوان لیو له په ری په پووله کان ئه بیت کاته کیش که […]

چند شعر از/ قباد جلی زاده/ ترجمه خالد بایزیدی

چند شعر از: قباد جلی زاده(شاعرمعاصرکرد) ترجمه: خالدبایزیدی(دلیر) ۱- اگررهبرانمان زن و پرچممان رنگ زن و سرودمان صدای زن می بود سپیده دم پروانه صبح بخیرمان می گفت ظهرگل به استقبالمان می آمد عصرنیز… بانسیم ماه قدم می زدیم ۲- گاه که خون زنی ریخته می شود رودخانه ای خشک می گردد این را روی […]

خودکشی در زندان گوهردشت/ شعری از/ مجید نفیسی

خودکشی در زندان گوهردشت به‌یاد جلیل شهبازی آنها لکه‌های خون تو را از دستشویی زندان گوهردشت شسته‌اند و پیکر نیمه‌جانت را با هزاران قربانی تابستان شصت‌و‌هفت در گورستانِ کُفرآباد چال کرده‌اند. با این همه, هنوز من آن شیشه‌ی شکسته را در جسم و جان خود حس می‌کنم وقتی بر آن شدی به راهروی مرگ پا‌مگذاری […]

تعهد، درد و درمان توده ها/ غلامرضا پرتوی

تعهد درد و درمان توده‌ها   آورده اند که در روزگار قدیم که ندیم دهر نیز آن را در خاطر نیست، در کهن دورانی که همه چیز متاع میشد و شاعران و بذله گویان کالاهای بنجل خود را در باور مردم چوب حراج میزدند و لقمه نانی به کف آورده نجویده قورت میدادند، در آن […]

شما روی خط‌های ما خط می‌کشید/ شعری از/ منوچهر دوستی

منوچهر دوستی شما روی خط‌های ما خط می‌کشید نام شما ضربتی ست و ما بناگزیر…زیر زمینی شاعریم. شما به خط می‌شوید تا سایه خیال ما را با تیر بزنید. ما به راه نمی آئیم و شما تیراندازانی هستید که تیرتان به هدف نمی خورد. ما سر هستیم ما صدا هستیم خدای شما را کشف کرده‌ایم […]

یک روایت از رویا و میل/ محسن عمادی

یک روایت از رویا و میل… http://narrators.ir/ خوان خلمن، در واپسین مکالماتش، از «رویا و میل» به عنوان دو عنصر نجات‌بخش نام می‌بَرَد. او بر این باور است که قدرتمداران می‌کوشند تا ظرفیتِ رویا و میلِ انسان‌ها را کنترل کنند، اما هرگز از پسِ این‌کار برنمی‌آیند. با این درآمد می‌خواهم از مهاجرت، از رفتن، از […]

مدیترانه (ترانه های شرقی)/ علی اصغر فرداد

علی اصغر فرداد  مدیترانه (از ترانه های شرقی) به “می اسکاف”، بازیگر سوری   …و ناگهان مرزها بسته شد و امپراطوران از پلکانهای های لذت خونین فراز شدند و ما دوباره در میدان گلادیاتورها میان شمشیر و قفس ببرها میان جنگ یا مرگ در اقیانوس ها یکی را انتخاب می کردیم و می دانستیم که […]

شکرگزاری (برای خوئی عزیز)/ سعید یوسف

شکرگزاری (برای خوئی عزیز) این رفیق لندنی ما را خجالت می دهد می دهد حال و به چندین شکل و حالت می دهد گرد بر گردش نهاده گونه گون اسبابِ خمر یک قدح از این و از آن یک پیاله ت می دهد گاه شعری می کند تقدیم و گاهی چند سطر گه ستایشنامه در […]

در ستایشِ دکتر سعیدجانِ یوسف/ اسماعیل خویی

در ستایشِ دکتر سعیدجانِ یوسف اسماعیل خویی   • من شاعرانی را از نزدیک می شناخته ام، و می شناسم، که خودشان را از شعرشان دوست تر می داشته ام، و، یا، می دارم؛ و، برعکس، شاعرانی که شعرشان را از خودشان، و کم بوده اند، امّا بوده اند، یا هستند، شاعرانی که هم خودشان […]

زبانهای پدرم/ مجید نفیسی

زبانهای پدرم پدرم به‌جز فارسی چند زبان دیگر می‌دانست. وقتی فراموشی بر او فرود‌آمد می‌خواست حافظه‌اش را بیازماید پس لبهایش را غنچه می‌کرد و بارها به آلمانی می‌خواند: “ون دو میش کوسن ویلست موس دو ورلیب زاین. اگر می‌خواهی مرا ببوسی باید عاشق باشی.” من خود شاهد بودم در دوران کودکیم وقتی هر شنبه‌شب یکی […]

چند شعر از/ مهین میلانی

مهین میلانی   سپتامبر ۲۰۱۷   نمی توانم از آن سخن بگویم جهانی نو در مقابلم روئیده است؟ یا که تصویریست در خیال تصویر از دست می رود من نیز نارسیس در پی تصویر خود در آب زلال فالوسِ خیال است کستراسیونِ چاره ناپذیر   از من چه می خواهید؟   ویران می کنم هرآنچه […]

ای عشق / فرشید خیرآبادی

 « ای عشق » « فرشید خیرآبادی » اختصاصی « کانون نویسندگان ایران »   ای عشق ! برای من شعر بخوان! برای من از آن روزگاران که تو بودی شعر بگو! برای حنانه ها چه آوردی که پاشیدند بر تن موسیقیِ راز؟ برای من از همان تار ها بیار! از همان پرده ها آویخته […]

ترانه شرقی/ شعری از/ علی اصغر فرداد

ترانه شرقی* علی اصغر فرداد بدرود فرزندم زندگی را دوست بدار! من می روم انسانهای زیر خاک را ردیابی کنم هربار که زمین می لرزد و الماس ها بزیر خاک می روند. . اینجا چه کسی با داعش می جنگد؟ اگر این کودک من بود؟! گریه کردم و همه گریستند! . همه “دعا” کنید! برادر […]

ارابه های مرگ/ در قتل عام شهریور هزار و سیصد و شصت و هفت/ علی اصغر فرداد

علی اصغر فرداد درقتل عام شهریور سال هزار سیصد و شصت و هفت ارابه های مرگ   اسبان شوره زار، سرکش از دروازه های شب پیش می تازند!   آه، ستاره اسیر با چه نقب می زنی بسوی آسمان؟   و زاهدان عبوس در حجره های وهن قلم در “بزاق شیطان” می رانند!   آه، […]

گفت و گویی با سعید یوسف / نوعی از شعر/ وحید داور

گفت و گویی با سعید یوسف نوعی از شعر   همراه با یادداشتی از: سعید یوسف وحید داور   • من در سال هایی که در زندان بودم، شعر نوشته بودم؛ شعرهای زیادی نوشته بودم که سیاسی بودند؛ بین شان شعرهای عاشقانه هم حتا بود، همه نوع شعر بود، ولی بیشتر سیاسی، و بیشتر چیزهایی […]

پوسیده/ شعری از / منوچهر دوستی

پوسیده  منوچهر دوستی هر چه به این کوچه هر چه به این خانه هر چه به این گربه هر چه به این زبان نمک می‌زنم دیگر مزه نمی دهد!   این خانه پر از ریشه‌های پوسیده پر از پلشتی است هر چه به این خاطرات پر بسته ام سطری آبی نمی شود.   این گربه، […]

بگذار نامت کولبر باشد/ بهروز وفا

  تقدیم به تمام مردان و زنان غیور کرد هم میهنم که برای لقمه ای نان شانه هاشان زیر بار عدالت تیرباران می شود   بگذار نامت کولبر باشد شکل پریشان یک گیسو ایستاده در طوفان ناگزیر نان در گلوی زخمی  کوه پیوند ناعلاج صخره و انسان در حکومت قندیل ها   بگذار نامت کولبر […]

شکارگاه/ شعری از / حسن حسام

شکار گاه          حسن حسام     پیش از آنکه سرش تهی شوداز رو یا ، با دو تا چشمِ خسته ی رعنا از ردیفِ درختانِ خیس می گذرد تا آخرین نگاهِ بی تابش یله برغروبِ شعله ورِ شنگرف بنشیند ، برلا جوردِ آسمانی دریاوار !   سگ و شکارچیان اما رهیابشان ، مسیر تازه […]