طنز سیاسی / حمیدرضا رحیمی

طنز سیاسی با “تهدیدات” خداوند متعال !     در خبرهای دارالخرافه آمده بود که به اصطلاح دادستان کل کشور، با “تهدیدات” خداوند متعال و ظل توجهات حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفدا(عج) ، کامیون دار‌انی که اعتصاب کردند و نیزکسانی که این اعتصاب ها را تشویق می‌کنند به اعدام تهدید کرد. … و اما […]

من از شعر هم خسته‌ام دیگر / شعری از / م. روانشید

من از شعر هم خسته‌ام دیگر م. روان‌شید   از شعر خسته‌ام از حوله‌های خیس و چشم‌های خیس و دست‌های خیس از خشونتِ دوران‌ام. از دوران‌ام خسته‌ام از دوران‌ام که نمی‌گذرد از این وهله‌ی به‌ناچارِ سنگین و سنگی. از سنگ‌ها که می‌پرند و می‌خزند و شخم می‌زنند جانِ جهان‌ام را ـ خسته‌ام. از بوی بهاری […]

درخت بانیان / شعری از / مجید نفیسی

درختِ بانیان مجید نفیسی من آن درخت بانیانم که ریشه در خاک ندارد و با این همه بر شاخه‌سار آن هزار مینای خوشخوان می‌خوانند. من آن درخت بانیانم که ریشه در خاک ندارد و با این همه زیر سایه‌سار آن هزار درویشِ خانه‌بدوش می‌نشینند. من آن درخت بانیانم که ریشه در خاک ندارد و با […]

سرودگر آزادی وسرزمین گمشده/ نصرالله نیکفر

خالد بایزیدی دلیر، در سال ۱۳۴۵ خورشیدی در شهرستان مه‌آبادِ آذربایجان غربی ایران زاده شد و اکنون در کشور کانادا به سر می‌برد. به زبان‌های کردی و پارسی شعر می‌سراید و نیز شعر معاصر شاعران کُرد را به پارسی برگردان می‌کند. تا اکنون پنج گزینه‌ی شعری به‌نام‌های «سخن دل»، «دل‌مویه»، «عصیان غربت»، «تبسم تاکستان» و […]

بی ملاقاتِ آخر / شعری از رضا اکوانیان / به مناسبت ۱۰ اکتبر، روز جهانی مبارزه علیه مجازات اعدام

بی ملاقاتِ آخر (برای ۱۰ اکتبر، روز جهانی مبارزه علیه مجازات اعدام) شعری از: رضا اکوانیان   مرگ، این روایت تلخ با طنابی فشرده لای دندان‌ها دهان گشوده به بلعیدن انسان‌ها.   سه مرد در انفرادی تشنه به آغوش مادر انسان رنج‌خورده در گلو تشنه به دیدار پدر انسان کشته شده در تبعید بی ملاقات […]

چند شعر از/ حمیدرضا رحیمی

چند شعر از :   حمیدرضا رحیمی           نقطه ضعف    چه حریف ضعیفی ست، می!  وقتی که خورشید  هنوز در آسمان است؛   اما چه حریف َقدَری می شود،  وقتی که ماه،  بر می آید!….  ۴ اکتبر ۰۱۸    *** جستجو  در کجای دلم نشستی  که پیدایت نمی کنم؟  ***  پرسش  پس کی می […]

فاخته / داستانی از / محسن حسام

محسن حسام فاخته   در سلول که صدا کرد ما از خواب پریدیم. نگهبان در را باز کرد و گفت: «برو تو». زندانی تو که آمد، ما به دورش حلقه زدیم. باریک و سبزه‌رو بود. عروسک پارچه‌ای تو بغلش بود. گفت: «سلام.» گفتیم: «سلام.» به چشم‌هایش نگاه کردیم. سبز بود و درشت. گیج و گنگ […]

ایست قلبی کلمه”، چشم و گوش ادبیات و فلسفه”/ درگذشت عمران راتب، پژوهشگر پرتوان و اعجاب انگیز فلسفه و ادبیات / مهین میلانی

ایست قلبی کلمه”، چشم و گوش ادبیات و فلسفه” درگذشت عمران راتب، پژوهش‌گر پرتوان و اعجاب‌انگیز فلسفه و ادبیات، در سن ۲۷ سالگی خیلی به خود زحمت دادم به زبان گذشته بنویسم. عمران، در من حی و حاضر است. تمام قد. با آن نگاهی که معلوم نیست چه در آن است. با قیافه‌ای که ‌نمی‌فهمی چه […]

نگاهی به رمانِ “دیرمات” از سعید منافی / مهین میلانی

د یرمات”(Late Matt) مردِ مات: مات و درمانده، مات و شکسته   نگاهی به رمانِ “دیرمات” از سعید منافی منتشره در ماه سپتامبر ۲۰۱۸ انتشارات “نشر مهری” لندن   مهین میلانی “تجسم اینکه خود را ول داده در آغوشِ نرینه ای دیگر، تجسم اینکه ران های به هم چسبیده اش را فشار می دهد، تجسم […]

دُخت دهقان / شعری از / مجید نفیسی

مجید نفیسی: دُخت دهقان به ایوان نخواهم رفت و دریچه‌ها را نخواهم گشود. شعرِ تو با من حرف می‌زند و کاغذ بوی تو را می‌دهد. به کاتب خواهم گفت که دیگر به اینجا نیاید و از نقال خواهم خواست که درِ این خانه را دیگر نکوبد. می‌خواهم با تو تنها باشم دفترهای هفت‌گانه‌ات را بگشایم […]

عروسک / داستانی از / محسن حسام

داستانی از محسن حسام   «عروسک» از سلول که بیرون آمدیم، خواهر رقیه ما را به صف کرد و رفت. من کنار مادر ایستاده بودم. آستین مانتویش را گرفته بودم. چراغ ته راهرو روشن بود. راهرو بوی دوا می‌داد؛ از همان دواهایی که مادرم اینها می‌خوردند. شیشه‌های خالی شربت هم بود. پشت درهای سلول‌ها بود. […]

نیویورک / شعری از / مجید نفیسی

نیویورک امروز نیویورک خم شد و در آبهای اطلس گریست. از زخمی بزرگ می نالید روی تیره‌ی پشتش. آنگاه به‌یاد‌آورد زخمهای کهنه‌ی کودکانش را از هلند و ایرلند از آفریقای سیاه از لهستان و اوکراین و از واحه‌های ارض مقدس. نه! باید به‌پا‌می‌خاست و می‌گذاشت تا آفتاب بار دیگر بر چهره‌اش بدرخشد و کودکانش دستهای […]

فرخنده حاجی زاده در کجای زندگی قرار دارد؟/ گفت و گوی مهین میلانی با فرخنده حاجی‌زاده

فرخنده حاجی زاده در کجای زندگی قرار دارد؟ گفت و گوی مهین میلانی با فرخنده حاجی‌زاده، نویسنده ای که قتل برادرش حمید حاجی زاده را در “من، منصور،آلبرایت” به شکل اتوفیکسیون نوشت. به‌ انگیزه‌ی حضورش در ونکوور – کانادا  قصه‌ی زنی که ترس از «آبرو» تمام زندگی‌اش را پر می‌کند. ناآشنائی به مسائل جنسی در […]

در ستایش فراموشی / برتولت برشت / ترجمه ی سعید یوسف

  برتولت برشت: در ستایش فراموشی (۱۹۳۸) ترجمه ی سعید یوسف (۱۳۶۱)   برتولت برشت (۱۹۵۶-۱۸۹۸) دوازده شعر دارد در ستایش‏ چیزهای مختلف، از ستایش‏ کمونیسم و دیالکتیک گرفته تا ستایش‏ شک و غیره؛ «در ستایش فراموشی» یکی از این اشعارست که برشت در حوالی سال ۱۹۳۸ نوشته اما سالها پس از مرگش منتشر شده […]

یاد آن ببرهای عاشق / ناصر زرفشان

به یاد آن «ببرهای عاشق» ناصر زرافشان … وینان دل به دریا افکنان اند، به پای دارنده ی آتش ها زنده گانی دوشادوش مرگ پیشاپیش مرگ . . . . در برابر تندر می ایستند خانه را روشن می کنند و می میرند امسال تابستان سی امین سالگرد فاجعه ی بزرگ قتل عام زندانیان سیاسی […]

قِدّیسان دیوانه: یادداشت‌های «گذرِ گوزن‌ها» / نقدی بر «هذیان های مقدّس» / لقمان تدین نژاد

قِدّیسان دیوانه: یادداشت‌های «گذرِ گوزن‌ها» لقمان تدین نژاد   • از ارزش‌های «هذیان‌های مقدّس» یکی دوری گزیدن نویسنده از هوچیگری و شلوغ‌کاری، و نیز شعارهای احساسیِ‌ معمول میان نویسندگان و برنامه سازان رادیو تلویزیونیِ خارج کشور است. نقره‌کار در تعریف خود از مذاهب و طرح دوباره‌ی ریاکاری‌ها، جنایت‌پیشگی‌ها، تحمیق مردم، و دیگر زشتی‌های آن عامداً […]

“آلبرایت، آلبرایت ، آلبرایت ! / با این نام، حس و لمس می کنم که زنده ام.” / یادداشتی بر اتوفیکسیون “من، منصور و آلبرایت” از فرخنده حاجی زاده / مهین میلانی

“آلبرایت، آلبرایت ، آلبرایت ! با این نام، حس و لمس می کنم که زنده ام.” یادداشتی بر اتوفیکسیون “من، منصور و آلبرایت” از فرخنده حاجی زاده «مهین میلانی»   داستانی واقعی از ترامای طولانیِ پسا قتل فجیعِ برادر نویسنده “حمید حاجی زاده” و کنش هایی که این قتل از آن پس موتور محرکی می شود […]

یادی از عارف قزوینی / محمد امین محمدپور

یادی از عارف قزوینی محمد امین محمدپور ابوالقاسم قزوینی متخلص به عارف در سال ۱۲۵۹ در قزوین به دنیا آمد. پس از فرا گرفتن تحصیلات مقدماتی به فراگرفتن فنون ادب پرداخت و در هنر خط و موسیقی نیز پیشرفت کرد. در سال ۱۲۸۶ آخرین سال های سلطنت مظفرالدین شاه قاجار به تهران آمد و به […]

چگونه درهم بتنیم بی آنکه اختیار از کف رود / یادداشتی بر دو داستانِ کتاب “هفت ترانه ی شاد و غمین” از نوشا وحیدی / مهین میلانی

چگونه درهم بتنیم بی آنکه اختیار از کف رود یادداشتی بر دو داستانِ کتاب “هفت ترانه ی شاد و غمین” از نوشا وحیدی مهین میلانی   Plissement در زبان فرانسه از مباحث اساسی و مشکل و چند وجهی فوکو است و تفاسیر گوناگونی برآن روا داشته اند. این واژه به معنای درهم پیچیدن، درهم تنیدن، […]

دیوانه خانۀ واقعی آن سویِ دیوانه خانه هاست* / مصاحبه با یک “شاعر دیوانه” / مسعود نقره کار

دیوانه خانۀ واقعی آن سویِ دیوانه خانه هاست* / مصاحبه با یک “شاعر دیوانه” مسعود نقره کار   ……… باران ریز و تند می بارد. گفته بود حوصله دیدن کسی را ندارد. چند روزی سراغ اش نمی روم. به قول خودش به وقت بی حوصلگی پرخاشگر و عصبی می شود. دل به دریا زنان اما […]

لهجه شیرین / شعری از / مجید نفیسی

لهجه‌ی شیرین دوست دارم این لهجه‌ی شیرین را که امروز صبح سرِ پله‌ها شنیدم: فارسی با ته‌لهجه‌ی آمریکایی. سالها پیش در ایران آن را نشانِ از‌خود‌باختگی می‌دیدم اما اکنون هر فراز و فرودش به‌دلم می‌نشیند زیرا پسرم فارسی را به این لهجه حرف می‌زند و من هنوز کارتهای الفبایش را در کشوی میزم دارم. هر […]

جویای نام و جاه نبودیم/ شعری از/ سعید یوسف

سعید یوسف   جویای نام و جاه نبودیم ما کم حدیث مردم عالم نگفته ایم اوصاف تیره روزی شان کم نگفته ایم بسیار گفته ایم ز بیدادِ شاه و شیخ هر روز اگر نگفته و هردم نگفته ایم وینها صریح گفته و فریاد کرده ایم یعنی که با تمجمج و مبهم نگفته ایم کم زان […]

چند شعر از / کوچر ابوبکر / ترجمۀ خالد بایزیدی (دلیر)

چندشعراز:کوچر ابوبکر(شاعرکرد) ترجمه:خا لد بایزیدی(دلیر) ۱- گم شده ام! زیرچادر سییه شب به دنبال ناخن هایم می گردم گم شده ام! درگل قالیچه ای و به دنبال ریزش برگ ریزان پاکیزگی ام می گردم گم شده ام! مادرم درین سرمای سرد و زمهریرعشق درنفس بازدم تو برای سایه ی بخار بازدم من می گردد و […]

از کنشگر شاعری در من / شعری از / اسماعیل خویی

اسماعیل خویی به هر که،همچون مهدی جانِ مظفری ی ساوجی،دلواپسِ ماندگاری ی شعرِ من است! این گونه شعرشناسان همین شعر را نیز،همچون سروده هایی که عذرخواه شان است، می توانند«شعر»ندانند و «شعار»یا«نظم»یا حتّا ـ سعیدجانِ یوسف یادبادـ «مقاله ای موزون» بخوانند. در این دوره ی بازگشت به پیشاتاریخ،من،امّا این گونه«گونه بندی»ها را چندان به هنگام […]

نقد یک ترانه/ حسین افصحی

چهل سال ترانه ای ، برای مردم ، یا بر علیه مردم؟ حسین افصحی   مردم ایران جان خود در دست گرفته به خیابانها امده اند ، فریادشان نان و اب است ، فریادشان بخاطر زندگی است.هنرمندان مردم هم که از انها جدا بودند ، به اجبار باید به انها به پیوندند و به انها […]

چند شعر و خوشنویسی از / حمیدرضا رحیمی

سه شعر از حمیدرضا رحیمی www.hazl.com نقاشی: یگانه رحیمی   تصویر لباسم را سخت می تکانم ؛ و موهایم را نیز، و به پیرمردی که در آینه است می گویم: باد را می بینی؟ انگارخاکستر می آورد!… http://www.hazl.com/entesharatmain.htm   ************************** مژده !   امسال را با تو آغاز می کنم که چیزی بسیار، بیش از […]

در این بساط / شعری از / سعید یوسف

درین بساط *   پرنده پخشِ زمین است و حال مفلوکش می گوید که مقصدِ همه پروازها همین است — پرنده پخشِ زمین است و روشن است که چیزی هست که از درون می کند پوکش — درین بساط پرنده یک بازیچه ست که مدّتی پرپر زد، بعد تمام شد کوکش   (سعید یوسف) * […]