گزارش مجمع کانون نویسندگان ایران « در تبعید »

arm_smallگزارش مجمع عمومیِ کانو ن نویسندگان ایران «در تبعید»

                                     ١٨ و ١٩ اکتبر ٢٠١۴ کلن

 

شست همگانی‌ِ سالانه‌ی کانون نویسندگان ایران «در تبعید» در روزهای ١٨ و ١٩اکتبر ٢٠١۴ در شهر کلن، آلمان برگزار شد. در این نشست بیش از چهل تن‌ از هموندان‌«کانون» حضوری، به وسیله پالتاک و یا با واگذاری حق رأی و حق انتخاب به دوستان، شرکت کردند. هموندان مقیم کانادا و امریکا به‌رغم ابراز تمایل، به خاطر مشکلات فنی نتوانستند در نشست همگانی مداخله کنند. آقای علی اصغر حاج سید جوادی، آقای باقر مومنی، از جمله اعضای قدیمی کانون نویسندگان ایران و دیگر دوستان و هموندان: آقای رضا اغنمی، آقای مهران امیر احمدی، خانم ملیحه ی تیره گل، آقای محسن حسام، آقای هادی خرسندی، آقای منوچهر دوستی، آقای اسد رخساریان، آقای حمید رضا رحیمی، آقای فریبرز شیرازی، آقای ساسان قهرمان، خان فریبا مرزبان، خانم رویا مقدس، آقای عبدی نعمتی، خانم اعظم نوراله خانی، آقای علیرضا نوری‌زاده، آقای حسن زرهی، آقای مجید میرزا زاده، آقای محمد محمد علی، آقای عبدالقادر بلوچ، آقای فرامرز پور نوروز و … که به خاطر دوری راه، بیماری و حوادث غیر منتظره و دیگر موانع و مشکلات قادر به شرکت در نشست همگانی نبودند، با ارسال پیام و یا نامه و آقای میرزا آقا عسگری (مانی) حضورأ‌ از تلاشها و فعالیتهای دبیران کانون قدردانی و از برگزاریِ مجمع عمومی حمایت کردند.

سه نفر از اهل قلم تبعیدی، خانم سهیلا ستاری، آقای علی رضا بی شتاب و آقای علی اصغر فرداد نیز به عنوان میهمان و متقاضی عضویّت در این جلسه حضور داشتند.

مجمع عمومی کلن با حضور هموندان، احمد نیک آذر، سیاگزار برلیان، دکتر گلمرادی، عباس سماکار، بهرام رحمانی، ناصر پیمان، محمد ربوبی، گیل آوائی، حسین دولت آبادی، نعمتت آزرم، حسن حسام، اسد سیف، علی کامرانی، ابوالفضل اردوخانی، منوچهر رادین، جواداسدیان، سیاوش میرزاده، و شرکت پالتاکی خانم گیسو شاکری و خسرو شهریاری و … در فضائی آرام، پر از تفاهم و دوستانه آغاز به کار کرد.

نخست به یاد یاران: داریوش‌کارگر، منصورکوشان، رضا مرزبان، فرهاد مجد آبادی، منوچهر ثابتیان و ستار لقائی که در‌سالهای اخیر، دور از میهن و در تبعید چشم بر دنیا فرو بسته و از میان ما رفته‌اند و به یاد بانوی شعر ایران سیمین بهبهانی و سایر یاران ما در میهن که چهره در نقاب خاک کشیده اند، یک دقیقه سکوت اعلام شد.

سپس منشی‌ِ هیات دبیران حسین دولت آبادی گزارش مشترک هیات دبیران را قرائت کرد-  متن کامل آن ضمیمه شده است-  سر فصلهای گزارش دبیران در بیانیّه‌ی نخست آنها و در آغاز کار چنین است:

۱- تماس و گفتگو با اعضای کانون نویسندگان ایران در تبعید برای برگزاری‌ی مجمع عمومی‌ی کانون

۲-  نشر حد اقل یک شماره نامه ی «کانون» یا «دفترهای کانون»

۳- بازسازی نشریه ی الکترونیکی‌ی ( سایت کانون)

در مورد تماس و گفتگو با هموندان کانون با وجود مشکلات ناشی ازسال های فترت در عملکرد کانون و عدم دسترسی به همه‌ی اسناد و مدارک، منشی هیأت دبیران موفق شد به نشانی‌ِ ١٠٢ نفر که نامشان در فهرست اعضای کانون نویسندگان ایران «در تبعید» درج شده بود دسترسی پیدا کند. از این عده ۴۶ نفر به این فراخوان پاسخ گفته اند. چهار نفر از این عده اعلام کرده اند که پیش از این از کانون استعفا داده اند و یک نفر در برای کانون آرزویِ موفقیت کرده است. بقیّه، فراخوان را به سکوت برگزار کرده و هیچ پاسخی نداده اند.

برای شرکت در مجمع عمومی ٣٢ نفر اعلام آمادگی کرده اند. ٢٢ نفر برای حضور در جلسه و ١٠ نفر از طریق پالتاک. ١۸ نفر هم از برگزاریِ مجمع عمومی حمایت کرده ولی به خاطر دوری راه و یا یا مشکلات مالی و یا شغلی در جلسه شرکت ندارند. محض اطلاع اسامی آنها ذکر می شود:

رضا اغنمی – مهران امیراحمدی– ملیحه ی تیره گل – محسن حسام – هادی خرسندی – منوچهر دوستی – اسد رخساریان – حمید رضا رحیمی – فریبرز شیرازی – علی اصغر صدر خاج سید جوادی – ساسان قهرمان – فریبا مرزبان – باقر مومنی – رویا مقدس – عبدی نعمتی – اعظم نوراله خانی – علیرضا نوری زاده

هموندان حاضر در جلسه با کف زدن و ابراز احساسات از آنان قدر دانی کردند.

در مورد دفترهای کانون یک شماره منتشر شده که مخارج آن ١٧٠٠ یورو بوده است. همچنین مخارج یاد نامه ی زنده یاد رضا مرزبان ۴٠٠ یورو شده است. هر دو اثر روی «میز کتاب» گذاشته شده تا دوستان آنها را برای فروش همراه خود ببرند.

در مورد سایت کانون گامهایی در جهت فعال شدن آن برداشته شده است. آقای مهدی استعدادی شاد که در آغاز مسئولیت سایت را داشت،  در تاریخ ٨ آگوست ٢٠١۴، با ارسال نامه‌ای اعتراضی به سیاستهای اعضای هیات دبیران، سایت را به آنها واگذار‌کرده، از هیأت دبیران کناره گرفت و اعلام کرد که در نشست همگانی حضور نخواهد یافت. به پیشنهاد حسین دولت آبادی و موافقت سایر دبیران، علی اصغر فرداد کار او را ادامه داده و سایت رسمیِ کانون دوباره راه اندازی شده است.

نکته‌ی مهم دیگر در گزارش هیأت برگزاری ی مراسم خاکسپاری ی زنده یاد رضا مرزبان بود که مشروح آن در گزارش هیات دبیران آمده است. این گزارش، نامه ها و پیامهای هموندان ضمیمه شده است.

پس از دادن گزارش و پیش از طرح سئوالات و بحث پیرامون آن، انتخاب گرداننده ی جلسه و دو منشی انجام شد. پیش از آغاز بحث، جلسه به اتفاق آرا پیشنهاد کرد که هیات دبیران آینده طی نامه هایی جداگانه در پاسخ پیامهایی که دو تن از هموندان دیرینه‌ی کانون نوبسندگان ایران، آقای علی اصغر جاج سید جوادی و آقای  باقر مومنی برای مجمع ارسال داشته اند از آنها قدردانی نماید.

مسئول تدارکات نشست اعلام کرد که تعداد ٩ نفر از دوستانی که قول شرکت در جلسه را داده بودند، خلف وعده کرده اند. در‌حالی‌ که اتاق برای آنها «رزرو» و هزینه ها پرداخت شده است. قرار شد در بخش بررسی وضعیت مالی کانون به این امر پرداخته شود.

آنگاه بحث پیرامون گزارش هیأت دبیران آغاز شد. پیشنهاد هیأت دبیران مبنی بر بازسازی ساختار اعضای هیأت دبیران، به خاطر اهمیّتی که داشت در دستور جلسه قرار گرفت. آنگاه گزارش هیأت دبیران به رأی گذاشته شد و به اتفاق آرا تصویب گردید.

 

دستور جلسه ی مجمع عمومی:

 

الف- نشریه الکترونیکی، سایت کانون

ب- دفتر‌های کانون

پ- شأن نزول اطلاعیه‌ها و بیّانیه‌ها، زبان و ادبیّات کانون

ت- بررسی وضعیّت مالی

ث- رسیدگی به وضعیّت عضویت ها

ج- بازسازی ساختار هیات دبیران

چ- نامه سرگشاده یکی از هموندان

ح- انتخاب هیات دبیران جدید

 

الف: سایت کانون

 

نظر حاضرین در جلسه این بود که سایت صدای کانون نویسندگان ایران «در تبعید» است و لاجرم باید برای ادامه‌ی کار آن ضوابطی، از جمله رعایت منشور و اساسنامه در نظر گرفته شود. به ویژه تأکید شد که در «لوگوی» کانون نویسندگان ایران «در تبعید» آزادی بیان و اندیشه بی‌‌حصر و استثناء درج گردد. به باور همگان، سایت رسمی کانون، نشریّه ای مجازی است، برای درج و نشر آثار فرهنگی و هنری اهل قلم و اندیشه تبعیدی و نویسندگانی که در میهن ما ایران نیز «در تبعید» و زیر تیغ سانسور به سر می برند و نویسندگان دنیا، که پیش از ما، سرنوشت ما را در تبعید از سر گذرانده‌اند.

مسئول «سایت» از سوی هیأت دبیران انتخاب می شود و با همکاری آنها امور سایت را به پیش می برد. مسؤلیّت انتخاب و نشر آثار کسانی که هموند کانون نویسندگان ایران «در تبعید» نیستند با هیأت دبیران است.

 

ب: دفترهای کانون

 

در این زمینه پرسشها و انتقاداتی از این قرار مطرح شد

خبر انتشار این دفتر و تاریخ آخرین مهلت برای فرستادن آثار به آگاهی‌ی همه‌ی هموندان نرسیده و شماری از آنها پس از انتشار «دفتر بیستم» از آن آگاه شده اند. دیگر این که نحوه‌ی انتخاب مطالب به ویژه آثار آنهایی که عضو کانون نبوده اند و نیستند چگونه بوده است؟

ویراستار این دفتر توضیح داد که سنت این بوده که ویراستار از سوی مجمع عمومی انتخاب می شده و فقط به مجمع عمومی پاسخگو بوده و اگر نامه های اعتراضی برخی را بی‌جواب گذاسته به این دلیل بوده است.

جلسه در این مورد تصویب کرد که از این پس ویراستار دفتر در همکاریِ متقابل با هیأت دبیران به کار بپردازد و هیات دبیران پاسخگوی نهایی به هموندان و مجمع عمومی باشد. در ادامه‌ی بحث، هیأت دبیران با اشاره به پیشامدهای ناخواسته‌ی‌ ناشی از اوضاع نابسامانی که در آن قرار گرفته بودند، صمیمانه از خود انتقاد کرد

با توجه به مطالب بالا مجمع عمومی ضوابط ذیل را در این باره تصویب کرد.

۱- حد اقل یک شماره از دفترهای کانون در سال آینده منتشر شود.

۲- هیأت دبیران به شیوه ای عمل کند که همه‌ی هموندان از تاریخ انتشار دفتر و آخرین مهلت برای فرستادن آثار خود آگاهی یابند

۳- شیوه ای بکار گرفته شود که هموندان از رسیدن آثار خود به دفتر کانون آگاه شوند.

۴- در هر دفتر میان سهم بخشهای گوناگون مانند شعر، داستان، نقد و … تعادل بر قرار باشد و حجم مطالب از ۴ یا ۵ صفحه تجاوز نکند.

۵- الویت مطالب رسیده برای درج در دفتر رعایت شود.

 

پ: اطلاعیه ها و بیانیّه‌های کانون

 

در بحث پیرامون این موضوع روشن شد که در این مورد تفسیر و برداشت های متفاوتی وجود دارد:

۱- کانون، با توجه به موازین اساسنامه و منشور خود، در چه مواردی باید موضع بگیرد، واکنش نشان بدهد و یا به صدور اطلاعیه و یا بیانیّه اقدام کند. سیاستهای کانونی‌ِ صدور بیانیّه ها کدامها هستند؟

۲- نظرها در کار برد زبان و ادبیّات کانونی (نهاد دمکراتیک فرهنگی و هنری) در متن بیانیّه ها مشترک بود، در راستای تأکید بر آزادی اندیشه و بیان بی‌حصر و استثناء در متن حرکت می‌کرد، ولی در تعمیم این مفاهیم به حوزه های گوناگون فرهنگی، سیاسی و اجتماعی به تفسیرها و برداشت های متفاوتی می‌رسید. گیرم به رغم چند صدائی بودن مباحث، پلمیکها در فضائی دوستانه و تفاهم آمیز صورت می‌گرفت و مصوبه هائی که به اتفاق آراء به تصویب می رسید، بیانگر این حسن نیّت هموندان در راستای موازین منشور و اساسنامه بود. باری، با توجه به تنوع و گستردگی بحث ها مجمع عمومی به اتفاق آرا به مصوبه‌ی زیر رأی داد.

« در رابطه با سیاست کانون و صدور بیانیه‌های کانون تصویب می‌شود که این بحث های جاری باز بماند، مطالب پیرامون آنها در سایت کانون بازتاب یابد و هیأت دبیران آینده چگونگی اجرای این امر را سازمان دهد»

پیشنهاد شد که در سایت ستونی (بخشی) گشوده شود برای ادامه‌ی بحثهای مطروحه در جلسه، مانند دیدگاهها، برداشتها و تفسیرهای مختلف از منشور و رسالت کانون، شأن نزول صدور بیانیّه ها و …

 

پ : وضعیّت مالی کانون

 

هیات دبیران در گزارش مالی‌ِ خود یادآور شده بود که کانون از بابت هزینه های تخریب قبر قبلی و باز سازی آرامگاه جمعی ( هفت نفره)، گورسنگ و بنای یاد بود کانون، مبلغ ١٩٠٠ یورو به یک تن از دبیران سابق که آنرا به بنگاه متوفیّات پرداخت کرده، بدهکار است. همزمان، بحث آن چند نفری که اعلام کرده در جلسات مجمع شرکت خواهند کرد و برای آنها اتاق«رزرو» شده بود، مطرح شد. در مورد بدهکاری برای آرامگاه جمعی نویسندگان تبعیدی در پرلاشز، از جمله زنده یاد رضا مرزبان و زنده یاد کمال رفعت صفائی، هموندان کانون مقیم پاریس این بدهی را به عهده گرفتند. در مورد هزینه «رزرو» اتاق برای دوستانی که بنا به دلایلی غیب داشتند، چند تن از هموندان حاضر در این جلسه این مبلغ را به مسؤل تدارکات پرداختند، ولی قرار شد که هیأت دبیران آینده نامه‌ای برای این هموندان بنویسند و از آنها بخواهند که این مبلغ را به کانون تادیه نمایند. هر مبلغی که از سوی آنان پرداخت شود به حساب کمک مالی به صندوق کانون واریز می‌گردد. مجمع توصیه‌کرد که از این پس مسئول تدارکات برگزاری مجمع از هموندانی که مایل به شرکت در نشست همگانی هستند، نخست از آنها بیعانه دریافت کرده و سپس اتاق «رزرو» نمایند.

در ضمن، حق عضویت سالانه همان ۵٠ یورو باقی ماند که از سوی هموندان حاضر پرداخت شد و هیأت دبیران آینده از دیگر هموندانی که در نشست نبودند خواهد خواست که این حق عضویت سالانه را بپردازند.

 

ت : در مورد عضویت ها

 

تعداد زیادی «نام» در فهرست اعضای‌کانون وجود دارد که هیچکدام سالها تماسی با کانون نداشته‌اند، به نامه‌های مسؤلین کانون پاسخ نداده‌ا‌ند، حق عضویت نپرداحته اند و در نتیجه وضع آنها روشن نیست. برای پایان دادن به این وضع نابسامان و روشن شدن وضعیت عضویت‌ها، مصوبه‌ی زیر به تصویب مجمع عمومی رسید.

« نامه‌ای خطاب به افرادی که نامه‌های پیشین کانون نویسندگان‌ایران «درتبعید» را بی پاسخ گذاشته‌اند نوشته شده و به آنها سه ماه فرصت داده شود تا وضعیت عضوّیت خود را در کانون روشن کنند. اگر در این مدت پاسخی ندادند، این سکوت به معنای کناره‌گیری آنها از کانون تلقی‌خواهد شد. مجری این امر هیأت دبیران آینده خواهد بود. پس‌از گذشت سه ماه نام کسانی‌که عضو کانون نویسندگان ایران «در تبعید» هستند در سایت رسمی کانون اعلام می‌شود.» در ادامه‌ی این بحث پیشنهاد شد که بخشی در نشریه مجازی (سایت) گشوده شود برای درج شناسنامه و کارنامه فرهنگی و هنری هموندان. تحقق این امر از چند جهت اهمیّت دارد، نخست، همه پی خواهند برد که کانون نویسندگان ایران «در تبعید» چند نفر عضو حقیقی و حقوقی دارد، از این گذشته، درج شناسنامه و کارنامه فرهنگی و هنری هموندان در سایت، به آشنائی، شناخت هموندان از یک دیگر و آشنائی با آثار، کارها و فعالیتهای فرهنگی و هنر یکدیگر کمک خواهد کرد و در نهایت منبعی و مرجعی خواهد شد برای کسانی که در حوزه های ادبی و فرهنگی پژوهش می کنند.

 

ج : بازسازی ساختار هیأت دبیران کانون

 

پیشنهاد هیأت دبیران برای بازسازی ساختار هیأت دبیران کانون

در این بخش هیات دبیران به این نکته اشاره کرد که کانون در شکل کنونی خود از همه توانمندی های هموندان کانون و حداکثر کاراییهای آنان برخوردار نمی‌شود. به این منظور ساختار هیأت دبیران باید به نحوی تغییر و تحول پیدا کند که این نارسایی و کمبود به گونه ای مطلوب جبران گردد.

بنا به سنّت دیرینه کانون، اعضای هیأت دبیران از پنج نفر تشکیل می شود، پیشنهاد هیات دبیران این بود که مجمع عمومی‌ سالانه سه نفر از پنج نفر هیأت دبیران را در اروپا را انتخاب کند. هموندان کانون در امریکا هر بار در گردهمایی سالانه یک دبیر از این پنج نفر را برگرینند و عضو دیگر هیأت دبیران نیز از سوی گردهمایی سالانه ی هموندان در کانادا انتخاب شود. این پنج نفر منتخب به شیوه‌ای‌که گفته آمد هیأت دبیران یک سال آینده خواهند بود.

مجمع عمومی با استقبال از این پیشتهاد سازنده مصوبه‌ی زیر را به اتفاق آرا تصویب نمود.

«از آنجا که پراکندگی‌ جغرافیایی هموندان کانون در قاره‌ها و کشورهای مختلف جهان سبب می شود که کانون از همه‌ی توانمندی‌ها و کارایی های هموندان خود بر خوردار نشود، تغییراتی به شرح زیر در ساختار هیات دبیران انجام گیرد: سه نفر ار اعضای دبیران از هموندان مقیم اروپا، در نشست همگانی انتخاب می شوند و دو عضو دیگر دبیران، در کانادا و در آمریکا، در نشستی جداگانه در آن دیار انتخاب می‌گردند تا همراه دبیران اروپا مسؤلیّت یک ساله کانون را به عهد بگیرند.»

برای انجام این امر مجمع عمومی از خانم ملیحه‌ی تیره‌گل در ‌امریکا و آقای حسن زرهی در کانادا خواهش می کند که هر یک به هر طریق و شیوه ای که خود صلاح می دانند در اسرع وقت نشستی همگانی از هموندان کانون در کشوری که در آن مقیم هستند بر گزار کرده و یک نفر را به عنوان دبیر کانون برگزینند تا همراه با سه نفر منتخبین این مجمع عمومی مسئولیت های کانون را به مدت یک سال به عهده بگیرند.

 

چ- نامه ی سر گشاده:

 

چندی پیش از برگزاری مجمع عمومی کلن؛ یکی از اعضای کانون نویسندگان ایران «درتبعید» نامه سر گشاده ای در نقد دبیران و سیاستهای آنها درباره دفتر شماره ۲۰ و … در فضاهای مجازی منتشر کرده است. نظر مجمع عمومی بر این بود که چون این نامه خطاب به هیأت دبیران و یا مجمع عمومی نوشته نشده، نیازی به طرح آن در جلسه و ضرورتی برای بحث و پاسخگویی وجود ندارد.

 

ج : مصوبات دیگر:

 

تقاضای عضویت آقای علی اصغر فرداد و آقای رضا بی شتاب که از سوی هیأت دبیران به مجمع پیشنهاد شد، به اتفاق آرا به تصویب رسید. تصمیم گیری و جواب به تقاضای دیگر عضویّت به هیأت دبیران محول گردید.

در میان بحث‌های مجمع عمومی مصوبه های دیگری به شرح زیر به تصویب رسید.

۱- مجمع به آقایان حسین دولت‌آبادی و نعمت آزرم ماموریت می‌دهد که پیامی برای کانون نویسندگان ایران در ایران نوشته و در آن پشتیبانی‌ کانون نویسندکان ایران «در تبعید» را از کوشش‌های صادقانه و پیگیر کانون در ایران در دفاع از آزادی بیان و اندیشه بی حصر و استثناء مبارزه بر علیه سانسور اعلام نمایند. این پیام با تصویب از سوی هیأ ت دبیران برای کانون در ایران ارسال شود.

۲- پیشنهاد به مجمع عمومی‌ی آینده:

پیشنهاد می‌شود کسانی که در خارج از ایران، در دنیای مجازی دو کتاب انتشار داده‌اند و از دیگر شرایط عضویت در کانون بر خوردارند بتوانند عضو کانون نویسندگان ایران در تبعید شوند.

۳- مجمع عمومی به هیهت دبیران آینده ماموریت می‌دهد کلیه اسناد و مدارک کانون نویسندگان ایران «در تبعید» را در نهادی به نام دبیرخانه‌ی کانون گرد آورد. اداره کنندگان‌این نهاد می‌توانند از یک تا سه عضو به انتخاب هیات دبیران باشند. دیگر این که اسنادی که توسط دبیرخانه انتخابی دبیران گرد آوری می شود، در بخش آرشیو سایت در دسترس همگان قرار گیرد.

۴- در مورد در گذشت پرفسور انصاری و صدور اطلاعیه: به نظر حاظران در جلسه، چون مدتی از این اتفاق می گذرد، بهتر آن است که در مواردی دیگر، مثلاً به مناسبت سالگرد مرگ او مطلبی نوشته شود.

 

 

ح : انتخاب هیات دبیران جدید

 

در آخرین بخش دستور جلسه انتخابات هیأت دبیران برای سال آینده مطرح شد. بنا بر مصوبه ای که در بالا به آن اشاره شد مجمع باید سه نفر را انتخاب می‌کرد که همراه با دبیران منتخب نشست همگانی امریکا و کانادا، اعضای هیات دبیران آینده را تشکیل دهند. باری، در آغاز رای گیری ١۶ نفر از هموندان در جلسه حضور داشتند. ۴ نفر به دوستان حاضر در جلسه وکالت داده بودند که از سوی آنها در انتخابات شرکت کنند. دو هموند نیز از طریق پالتاک در جلسه حضور داشتند که در مجموع ٢٢ نفر در انتخاب هیات دبیران شرکت کردند.

پیش از رای گیری دوباره اسامی‌ ١۸ نفر از هموندان که حمایت کتبی خود را از برگزاری مجمع عمومی اعلام کرده بودند خوانده شد. رای گیری مخفی و کتبی به عمل آمد و در نتیجه سه نفر، سیاگزار برلیان، حسن حسام و حسین دولت آبادی به اتفاق آرا به عضویت هیات دبیران انتخاب شدند. مجمع عمومی هم چنین اسد سیف را به اتفاق آرا به عنوان ویراستار و مسئول انتشار یک شماره از دفترهای‌کانون انتخاب نمود. مجمع عمومی در تاریخ ١٩ اکتبر ٢٠١۴ به کار خود پایان داد.

باری، پس از چند سال فترت و سکون کانون نویسندگان ایران «در تبعید»، برگزاری این مجمع عمومی را می توان گامی کوچک در جهت سامانیابی آتی و گسترش فعالیتهای کانون و تداوم حیات آن به شمار آورد.

سیاگزار برلیان، حسن حسام، حسین دولت آبادی

 

 

 

*

اشاره:

این نامه ها در جواب فراخوانهای دبیران، برای منشی کانون، حسین دولت آبادی ارسال شده است، از این رو نام او در آغاز نامه‌ها تکرار می شود. اگر بر خلاف نامه های رسمی، لحن و زبان نامه ها دوستانه و صمیمانه است، به همین دلیل روشن است. با اینهمه تا سوء تفاهمی پیش نیاید، دو واژه «منشی دبیران» و یا «منشی کانون» در پرانتز به متن اضافه شده است

 

 

                  پیامها، نامه ها و گزارش هیأت دبیران

 

 

دوستان و همگامان گرامی

سالها پیش نظیر این سال که از حضور در کنار شما محروم بودم و هستم سخن خود را با شما با این شعر در میان نهادم:

شب های هجر را گذراندیم و زنده ایم

مار ا به سخت جانی خود این گمان نبود

آری، سخت جان بودیم، زیرا ظلمات تحجر و استبداد تخت سلطنت و منبر شریعت را بر نتابیدیم.

سخت جان بودیم زیرا تن به توبه و انابه از راهی که رفته بودیم ندادیم.

چراغ ما هم در خانه مان می سوخت، اما خانه و خانمانمان به حکم دادگاه انقلاب ولایت مطلقه، به جرم فساد فی‌الارض و محاربه با خدا به مصادره رفت، زنده ماندیم زیرا که زنده ایم برای زندگی درکیفیّت زندگی و نه درکمیّت آن. زنده بودیم زیرا به قول تولستوی:

« ما باید از آن چیزهائی سخن می گفتیم که همه می دانستند اما کسی را یارای گفتن آن نبود»

جمعی که شما اکنون فر آورده اید خود نشان وجود کیفیّت و جوهر مقاومت در زندگی ماست.

دلیل وجود تکلیفی است که ادای آن چه در استبداد و چه در ظلمات تحجر ولایت همواره خواب آسوده محتسب را پریشان می کرد و می‌کند. اما هر گز قادر به توقف حرکت چرخ خلاقیّت قلم و اندیشه ما نمی شود.

کانون نویسندگان ایران چه در گذشته و چه در حال و آینده همچنان زاینده و پاینده است، زیرا نهادی است شکفته و پرورده از میراث مشترک تاریخ وطن ما که در آن جائی برای جداسریهای نژادی و مذهبی و جنسی و قومی وجود ندارد.

گرامی باد یاد همه آزادیخواهانی که زندگی خود را در مبارزه در راه آزادی اندیشه و قلم فدا کردند و درود بر شما که همچنان پا در رکاب مبارزه برای آزادی هستید

عضو قدیکمی کانون نویسندگان ایران

علی اصغر حاج سید جوادی

۴ اکتبر ۲۰۱۴ پاریس

 

*

کانون نویسندگان ایران «در تبعید»

نشست همگانی.

«درد اهل قلم» که همانا آزادی اندیشه و بیان و بی حصر و استثناء، و امنیّت جانی نویسندگان، شاعران ‌و هنرمندان است، به‌ رغم سرنگونی استبداد پهلوی و گذر از رخدادی ‌بزرگ و تاریخی، یعنی انقلاب بهمن ۵۷، هنوز به قوت خویش باقی است. به گمان من، هر نهادی که مانند کانون نویسندگان ایران «در تبعید» در این راستا و برای نیل به این هدف مبارزه می کند، سزاوار پشتیبانی مادی و معنوی اهل فرهنگ و هنر و تمامی مردم آزادیخواه است. از این رو، من که عمری از سانسور رنج برده‌ام و سالها در تبعید زیسته ام، تلاش نویسندگان تبعیدی را که در این شرایط دشوار تلاش می‌کنند تا چراغ کانون خاموشی نگیرد، ارج می‌گذارم و به این وسیله همدردی و همدلی ام را ابراز می‌دارم

با آرزوی موفقیّت برای نشست همگانی شما   باقر مومنی

*            

*

دوستان فرهیخته و گرامی

پس از عرض سلام و خسته نباشید. .متاسفانه در موقعیتی هستم که امکان شرکت بر ای من نیست.

سلام من رو به دوستان خوب برسانید.

میبوسمتان و با مهر رویا مقدس هافمیر

 

*

حسین عزیزم ( منشی کانون)

با درود خوشحالم که بزودی میبینمتان . ایمیل هم همین است که می بینی  فرصتی است که بار دیگر رفیقان قدر یکدیگر بدانند. تدارک عالی است پس به امید دیدار علیرضا نوری زاده

 

*

حسین گرامی ( منشی دبیران)

سپاسگزارم از فرستادن فراخوان، بد بختانه نمی توانم در نشست شرکت کنم ولی از کوشش شما رفقا در باز سازی کانون صمیمانه حمایت می کنم. دوستدار مجید ( نفیسی)

 

*

 

جناب آفای دولت آبادی عزیز سلام ( منشی دبیران)

امیدوارم در سلامت کامل باشید. در نامه قبلی خدمت تان عارض شدم که امکان حضورم در مجمع مورد نظر زیاد است. متاسفانه  با شرمندگی به دلایل کاری  نمی توانم در خدمت تان باشم. اما انچه مسلم است، با هر  تصمیم هیات دبیران  پپیشاپیش موافقم.  با آرزوی موافقیت برای  جنابعالی و همه همکاران.

مرید مهرتان        مهران امیراحمدی

 

*

۶ سپتامبر ۲۰۱۴ هلند ( اترخت)

حسین جان سلام (منشی دبیران)

همراه این ای میل و در پاسخ به درخواست هیئت دبیران برای آمدن به نشست ، یادداشتی می فرستم. در صحیت تلفنی هم که با حسن جان حسام داشتم گفتم که نمی آیم. اما بدان و آگاه باش دلم  و فکرم همراه تو حسن عزیز است. در این یادداشت هم آنچه را که به ذهنم می رسید نوشتم. به حساب این بگذارید که اگر هم بودم همین ها را می گفتم.     نسیم (خاکسار)

 

 

 

   *

امکان شرکت حضورى در جلسه را ندارم اما از طریق اسکایپ در جلسه شرکت مى کنم . نام اسکایپ من بقرار زیر است.

برقرار باشید و بامید دیدار در اسکایپ گیسو شاکرى

 

 

 *

حسین عزیز، ( منشی دبیران) با سلام و خسته نباشید

در نشست  سالانه ی کانون نویسندگان ایران در تبعید از طریق اسکایپ شرکت خواهم کرد. متاسفانه امکان سفر ندارم. آدرس اسکایپ من به شرح زیر است

بادرود فراوان خسرو شهریاری

 

*

دوست گرامی حسین دولت آبادی، منشی کانون

با خوشحالی خبر فراخوان مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران « در تبعید» را خواندم. دوست عزیز، متأسفانه باید به اطلاع برسانم که من بعد از آن بیماری طولانی، اوّل اکتبر دوباره برای عمل جراحی دیگری در بیمارستان بستری خواهم شد و دوران نقاهت من دربیمارستان مصادف خواهد بود با زمان برگزاری نشست همگانی، لذا امکان سفر و شرکت حضوری نخواهم داشت. باری، از شما می‌خواهم‌که سلام مخصوص مرا به دوستان اهل قلم برسانید و حمایت و همدلی مرا به آنها ابلاغ کنید.

در خاتمه با تشکر از زحمات شما، توفیق هر چه بیشتر اعضای کانون نویسندگان ایران « در تبعید» را خواستارم

با احترام محسن حسام

*

حسین جان ( منشی کانون) با سلام و احالپرسی و تشکر از ایمیل

شور بختانه قادر به انجام این مسافرت نیستم اگر تو رفتنی شدی به نیابت از من، وکیلی با پوزش از تأخیر که به علت مسافرت است و نیز دوری از اینترنت قربانت – حمید ( حمید رضا رحیمی)

*

هیئت محترم دبیران کانون نویسندگان ایران در تبعید؛

فراخوان شما را برای شرکت در نشست همگانی­ی «کانون» دریافت کردم. سپاس­گزارم. بر عهده­ی خود می­دانم به آگاهی­ی شما برسانم که امکان سفر به اروپا و شرکت در این نشست برایم فراهم نیست. امیدوارم عدم حضور در این نشست، به منزله­ی ادامه­ی کناره­گیری­ی من از «کانون» تلقی نشود. هم­چنین، امیدوارم گزارش این نشست، و گزارشی که شما به آن عرضه می­کنید را نیز از طریق ای-میل دریافت دارم؛ یا: تاریخ انتشار این گزارش­ها در تارنمای «کانون» را به من برسانید.

۹ سپتامبر ۲۰۱۴/ ۱۸ شهریور ۱۳۹۳ با احترام  ملیحه تیره گل

*

حسین جان ( منشی کانون) بسیار عزیز

درود فراوان بر تو. من از ژانویه ۲۰۰۱ افتخار عضویت کانون  “در تبعید” را دارم منتها این اولین باری ست که از طرف شما، حسن جان حسام، و اسد سیف عزیز در پیوند با برنامه های کانون و انتشار دفترها فراخوان دریافت کرده ام. من از این که دبیران این دوره کانون با برخوردی فعال با هموندان، تلاش در شکوفایی دوباره کانون و همین طور تشویق اعضا به فعالیت جمعی دارند بسیار خوشحالم. تلاش من این بود که در نشست عمومی امسال کانون حضور داشته باشم اما متاسفانه با تغییر تاریخ مجمع از تابستان به اکتبر ، با در نظر گرفتن برنامه کاری ام قادر به سفر به اروپا نخواهم بود. من و دوست ارجمندمان محمد محمد علی (و شاید عبدالقادر بلوچ و فرامرز پورنوروز) مشتاق مشارکت در جلسات پالتاکی و حضور مجازی در کنارشما عزیزان هستیم. ممنون می شوم که تاریخ و ساعت دقیق و اطلاعات اتاق پالتاکی را یک هفته پیش از برگزاری نشست با ما در میان بگذارید.

دوستدار و ارادتمند مجید میرزائی کانادا

 

*

سلام آقای دولت آبادی

من بسیار مایلم که به عنوان مهمان در جلسه شما شرکت کنم. نوشته بودید که در دهه اول ماه اکتبر در آلمان خواهد بود. فقط ذکر کنم که من در روزهای ۱۳ اکتبر و ۱۶ اکتبر بعد از ظهرها جلساتی دارم که قبلا قول داده ام در آنها شرکت کنم. ولی بنظر می آید که با جلسه شما تلاقی نمیکنند و میتوانم براحتی در جلسه شما حاضر باشم.

کتابها را نیز به آقای سیف خواهم داد.

شاد باشید                                    سهیلا ستاری

 

*

سلام و سپاس فراوان حسین عزیز، ( منشی کانون)

حسین عزیز، به خودت و دوستان تبریک می‌گویم و آرزو دارم مجمع و فعالیت‌ها به بهترین وجه برگزار شود، ولی متاسفانه فکر نمی‌کنم قادر به شرکت در مجمع باشم. گذشته از مشکلات جسمی و مالی، از نظر فنی هم مشکلی هست که به احتمال زیاد تا آن وقت حل نخواهد شد. چندی پیش تمام مدارکم( از جمله پاسپورت) گم شد، و برای تجدید پاسپورت نیاز به تجدید دو کارت شناسایی دیگر هم دارم (کارت شهروندی و کارت ملی کانادا) که اقدام کرده‌ام ولی فکر نمی‌کنم تا دو سه ماه دیگر نتیجه بدهد. امیدوارم همه چیز خوب پیش برود و خودت و دوستان و همکاران دیگر خوب و شاد باشید! باز هم بی‌نهایت ممنون، با آرزوی شادی و کامیابی‌ات، و به امید دیدار  ساسان قهرمان

 

*

 

جناب حسین دولت آبادی‌ی ارجمند  ( منشی کانون) سلام  و مهر

از دعوت شما بسیار سپاس‌گزارم؛ از لطف شما.

بی تردید برگزاری‌ی نشست کانون نویسندگان ایران «در تبعید» فرصت مغتنمی است؛ هم از آن جهت که باز هم جانی تازه‌تر به کانون می‌بخشد؛ هم از آن جهت که برای کسانی چون من بخت دیدار عزیزانی را فراهم می‌کند که دیدارشان گرمابخش وجود خواهد بود.

با این ‌همه هنوز نمی‌دانم که این بخت را خواهم یافت یا نه. البته شرکت یا عدم شرکت خود را تا پایان سپتامبر به جناب اسد سیف اطلاع خواهم داد؛ و البته هرجا که باشم کام‌یابی‌ها، پویایی‌ها، مانده‌گاری‌ها برای کانون نویسندگان ایران «در تبعید» آرزو می‌کنم. با صمیمیت و حرمت – بهروز شیدا

 

*

جناب دولت­آبادی گرامی ( منشی کانون)

و دبیران محترم کانون نویسندگان ایران «در تبعید»

با سلام و تشکر از زحمات شما. دعوت شما به همایش کانون نویسندگان ایران در تبعید دو روز پیش به دستم رسید و بسیار خوشحال شدم. از آنجا که دیگر در آلمان زندگی نمی­کنم و در تاریخ مذکور امکان شرکت در این محفل را نخواهم داشت بسیار متأسفم.

با اینکه نمی­توانم خضوراً بین دوستان باشم، همچنان پشتیبان کانون نویسندگان ایران در تبعید و همه­ی نویسندگان این مجمع هستم و خواهم بود. به عنوان عضو کانون، همراه و همگام تصمیمات جمعی شما دوستان هستم و می­مانم. از شما ممنون می­شوم اگر مرا با اطلاعیه­های خود همچنان در جریان بگذارید و هر گاه کاری یا کمکی از من بر آید اطلاع دهید.

سام واثقی

Sam Vaseghi

 

 

*

 

با درود آقای حسین دولت آبادی، ( منشی کانون)ضمن آرزوی موفقیت برای کانون نویسندگان ایران در تبعید و و یکایک یارانم در آن مجموعه باید بگویم که از شرکت در نشست سالانۀ آن در ۱۷ و ۱۸اُکتبر امسال به دلایلِ شخصی معذورم:امید است که بتوانم در نشست آیندۀ کانون حضوری فعّال داشته باشم                                                                با مهر و احترام اسد رخساریان *

جناب دولت‌آبادی گرامی ( منشی کانون)

سپاس از فراخوانی که به من فرستادید.

پس از مدت‌ها رسیدن خبری از طرف کانون نویسندگان، شادی‌بخش بود. اگرچه که متأسفانه در جلسه‌ی این فراخوان نمی‌توانم شرکت کنم، اما خودم را عضو کانون به شمار می‌آورم. چنانچه خلاصه‌ی مذاکرات جلسه را برایم بفرستید، سپاسگزار خواهم بود. البته تشکیل گردهم‌آیی با نویسندگان و شنیدن کارها و آثار ایشان مفید است و سعی خواهم داشت در آن گردهم‌آیی‌ها فعال باشم.

با احترام، فرشته تیفوری حجازی

*

 

۲۲ سپتامبر ۲۰۱۴ کاناداد

حسین جان عزیزم. ( منشی کانون)

گوش شیطان کر شاید فقط شاید توانستم چند روزی از این زندگی را از دست این روزگار بی پیر بدزدم و بتوانم در نشست کانون شرکت کنم . من گیج را در چگونگی حضور در محل یاری کن و اطلاعات لازم را به من بده تا سر از دیاری دگر در نیارم . شاد باش و دیر زی

عیدی نعمتی

*

 

حسین عزیز ( منشی کانون) سلام.

فرصت مناسبی ست که با دوستان دور نزدیک دیداری تازه کنیم . متاسفانه در شرایط فعلی برای شرکت در مجمع عمومی آمادگی ندارم. امیدوارم مجمع به خوبی بر گزار شود با راهکارهایی جدیددرجهت فعال شدنی تاثیر گذار .مهرتان افزون تر باد .       فریبرز شیرزادی

 

 

*

بانهایت معذرتخواهی

حسین جان گرامی ( منشی کانون) را سلام

با تأسف  باید بگویم که به علت بیماری نمی توانم درجلسه کانون شرکت کنم با سپاس از لطف همیشگی تان سلام مرا به جمیع دوستان برسانید. امیدوارم تصمیمات جمعی دوستان درادامه پایداری کانون و روشن ماندن چراغ  –  ولو کم سو- ی  این نهاد فرهنگی باشد

با رزوی موفقیت همگی دوستان     رضا اغنمی

 

*

آقای دولت آبادی با سلام و آرزوی تندرستی برای شما،

در پی دعوت از اینجانب برای حضور در مجمع عمومی  آتی که در شهر کلن- آلمان ۲۰۱۴ برگزار می شود؛ شما را آگاه سازم که  بدلیل گرفتاری پزشکی، آماده این سفر نیستم.  و دیگر این که  خواستار نظر صریح من درباره ادامه فعالیت و موجودیت کانون نویسندگان در تبعید هستید! حضورتان عرض شود ضمن ارج نهادن به تلاش های  اعضای محترم  موقت هیئت دبیران؛ تداوم اصولی کانون را خواستار هستم

ارادتمند فریبا مرزبان

 

 

*

سلام به دوستان و سلام به تولد دوباره ی کانون نویسندگان در تبعید! کانون نه می تواند و نه درست است که کانون برخی از نویسندگان ایرانی در تبعید باشد. برای همین است که گردهمایی حضوری شما و راه دوری ما می تواند به تولد دوباره ی کانونی که به همه ی نویسندگان تبعیدی تعلق داشته باشد کمک کند.

حمایت و حضور بسیاری از نویسندگان صاحب نام برای کانون در حال تولد دوباره موهبتی است که اگر در مسیر جذب دیگر نویسندگان ره بپوید به زندگی بخشی به کانون کمک خواهد کرد.

نویسندگان در تبعید هرکدام به دلیلی موجه و یا ناموجه بنا بر سلیقه و عقیده و علاقه شان توقعی از کانون دارند، اما مهمترین توقع از کانون خانه ی نویسندگان بودن اوست؛ کار بزرگی پیش روی همه ی ماست!

حسن زرهی

 

 

*

 

 

                          گزارش اعضای هیأت دبیران کانون نویسندگان ایران « درتبعید»  

                                       به نشست همگانی۱۷، ۱۸، ۱۹ اکتبر ۲۰۱۴ کلن

                                     

در نشست همگانی کانون نویسندگان ایران (در تبعید) که در ٩ ژوئن ۲٠۱٣ در استکهلم، برگزار شده بود، هموندان حاضر در آن نشست، به منظور دفاع موثرتر از آزادی اندیشه و بیان و وسعت بخشیدن به فعالیت های فرهنگی کانون، به اتفاق، آراء نعمت آزرم، حسن حسام، حسین دولت آبادی، اسد سیف و مهدی استعدادی شاد را غیابی، به عنوان دبیران دورۀ جدیدکانون نویسندگان ایران « درتبعید» انتخاب کردند .

چنین شکلی از انتخابات «غیابی» در تاریخچه کانون و در هیچ کجا سابقه نداشته است و و ما به خاطر شرایط استثنائی، وضعیّت اضطراری و بحرانی کانون و سرنوشت آن، به شرطی این مسؤلیّت را پذیرفتیم که علل بحران، فترت، سکون کانون و در نتیجه دلایل انتخاب غیابی ما در بیانّیه ای مبسوط، با صراحت و روشنی توضیح داده شود و به آگاهی اعضای کانون نویسنگان ایران «در تبعید» و به تمامی کسانی‌که به سرنوشت کانون علاقمندند، برسد

این بیانیه، هرچند با کمی تأخیر ولی سرانجام با توافق جمعی ما تدوین و در رسانه های ‌گروهی و مجازی خارج از کشور انتشار یافت و همزمان برای هموندانی که نشانی آنها در بایگانی کانون موجود بود ارسال گردید. بی تردید همه دوستان آن بیانیّه را که ضمیمه فراخوان دبیران شده بود، رویت کرده اند و نیازی به بازخوانی آن نیست.

جوهر حرف ما در آن بیانیه چنین است:

« ما برای بازسازی، ترمیم خرابیها، التیام بخشیدن به زخمها و وصل کردن آمدیم!»

حدود هژده ماه در این راستا و با این هدف حرکت کردیم و تا آنجا که در توان ما بود، کارها را به پیش بردیم، هر چند از قدیم و ندیم گفته اند:

«تا که از جانب معشوق نباشد کششی، کوشش عاشق بیچاره به جائی نرسد»

در آن بیانیه که نتیجه ساعتها گفتگو، رای زنی و مشورت دبیران کانون در پاریس بود، و چند بار بازبینی و باز نویسی شد، چنین آمده است: زمان مسؤلیّت ما یک سال بیشتر نیست، در این مدّت کوتاه می کوشیم تا به این اهداف برسیم: (۱– تماس و گفتگو با اعضای کانون نویسندگان «در تبعید» و تلاش برای بر گزاری مجمع عمومی (۲ – نشر حد اقل یک شماره «نامه کانون» و یا «دفترهای کانون.» (۳– بازسازی و نشر دوباره نشریه الکترونیکی ( سایت) کانون.

در نشست هیأت دبیران به تاریخ ۰۸/۱۲/۲۰۱۳ در پاریس، تقسیم کار شد، و آقای مهدی استعدادی شاد مسؤلیّت سایت را به عهده گرفت و در آغاز با همکاری بی دریغ پویا عزیزی، و عزیز دیگری که مایل نبود نامی از او برده شود، شروع به کار کرد. مهدی استعدادی شاد بعد از چند ماه، در تاریخ ۸ اوت ۲۰۱۴ با ارسال نامه ای اعتراضی به سیاست اعضای هیأت دبیران، سایت را به ما واگذار کرد، از همکاری با اعضای هیأت دبیران عذر خواست و اعلام کرد که در نشست همگانی حضور نخواهد یافت.

به پیشنهاد حسین دولت آبادی، و موافقت سایر دبیران، علی اصغر فرداد کار او را ادامه داد و سایت رسمی کانون دوباره راه اندازی شد. این از تعهد بند اوّل بیانیّه ما.

درهمین نشست، اسد سیف به عنوان سردبیر یک شماره از دفترهای کانون انتخاب گردید و شماره ۲۰ این دفترها زیر نظر و با مسؤلیّت او در سیصد شماره چاپ و منتشر شد، هزینه چاپ و پخش این دفتر به ۱۷۰۰ یورو رسید. اسد سیف بنا به تصمیم جمعی دبیران، یاد نامه زنده یاد مرزبان را نیز در دویست شماره تدوین و با هزینه ۴۰۰ یورو چاپ کرد تا در مراسم بزرگداشت در دسترس مدعوین قرار می گرفت و به فروش می رسید، این مراسم به رغم تدارکاتی که ما از قبل دیده بودیم، بیعانه داده، سالن اجاره کرده و حتا سخنران خبر کرده بودیم، به خاطر عدم آمادگی و حضور خانواده مرزبان و رعایت آنها، برگزار نشد. ما تاریخ برگزاری را دو بار تغییر داده و به تعویق انداختیم ولی هربار گرفتاریها شخصی و مسافرتهای پیاپی شغلی فرزند ارشد خانواده مانع می شد. تمدید سه باره «رزرواسیون» غیر ممکن بود و بناگزیر برگزاری مراسم بزرگداشت منتفی گردید.

لازم به یاد آوری است که خرید گور جای و مراسم کفن و دفن زنده یاد مرزبان در پرلاشز بنا به وصیّت شفاهی او بر عهده کانون نویسندگان ایران «در تبعید» گذاشته شد و دبیران کانون مقیم پاریس، به یاری دوستان، دوستداران و همکاران فرهنگی زنده یاد این امر را آبرومندانه و با حضور انبوهی از اهل فرهنگ و هنر به انجام رساندند. از گزارش تفصیلی و پیچیده اینکار و مسائل و مشکلات ناشی از آن که حدود یک ماه ما را درگیر بوروکراسی فرانسه و گرفتار کرد، می گذریم و به اختصار اشاره می کنیم که گور جای زنده یاد کمال رفعت صفائی را که کانون بیست سال پیش، (آوریل ۱۹۹۴ ) به یاری و کمک مالی اهل فرهنگ و سیاست خریده بود، بنا به توافق همسر زنده یاد کمال و صاحب قانونی قبر، بانو فریبا معینی، و دبیران کانون و با پرداخت مبلغ ۱۳۳۰۵یورو به اداره متوفیات پاریس تبدیل به آرامگاهی جمعی گردید. هزینه تخریب قبر قدیمی و بازسازی آن برای دو نویسنده و شاعر متوفی (کمال رفعت صفائی و رضا مرزبان) حفّاری، جا به جائی تابوتها، از جایگاه موقتی به آرامگاه ابدی، به اضافه هزینه خرید گور سنگ و حکاکی آرم و نام کانون و نامها، برای ما ۴۲۰۰ یورو خرج برداشت. و این از تعهد شماره بند دوم بیانیه ا.

باری، این آرامگاه جمعی برای هفت نفر نویسنده و یا شاعر «تبعیدی» در نظر گرفته شده و همسر زنده یاد کمال رفعت صفائی با این شرط موافقت و با ما همکاری کرد.

باری، ریز کمکهای دریافتی، نام افراد، نهادها، جمعیّتها، سازمانها و احزابی که به یاری کانون آمده اند، مبلغی که به ما کمک کرده اند، ریز هزینه ها و فاکتورها و رسیدهای هزینه ها ضمیمه این گزارش شده است.

… و اما وظیفه مهم ما تلاش برای گردهمائی هموندان و برگزاری نشست عمومی بود که نتیجه آن پیش روی شماست، منشی کانون، در این مدّت، از راههای مختلف و به کمک دوستان و آشنایان، به مرور زمان و تا مقطع ارسال فراخوان دبیران، به ایمیل ۱۰۲ نفر که نام آنها در سیاهه اعضای کانون نویسندگان ایران « در تبعید» آمده بود، دسترسی پیدا کرد و بیانیّه ها و دو فراخوان دبیران را برای آنها فرستاد. حسن حسام، مسؤل روابط عمومی کانون نیز اینجا و آنجا تلفنی و شفاهی با دوستان تماس گرفت. نتیجه این که از اینهمه ۴۶ نفر به فراخوان دبیران جواب دادند، یک نفر (رضا علامه زاده) به صراحت اعلام کردکه استعفا داده است. آقای فرج سرکوهی برای ما آرزوی موفقیّت کرد و من منظور او را نفهمیدم. منیره برادران نیز گویا فقط در دوره کوتاه قتلهای زنجیره‌ای عضو کانون بوده است، ۲۸ هموند در مراسم شرکت می کنند که حضور ۶ نفر از آنها به وسیله اسکایپ خواهد بود. ( به خاطر مشکلات فنی هموندان کانادا و آمریکا قادر به شرکت نیستند) ۱۸ نفر از برگزاری نشست همگانی حمایت کرده‌اند، ولی به خاطر مشکلات شغلی و یا دوری راه امکان شرکت ندارند، بقیّه فراخوان دبیران را با سکوت برگزار کردند و هیچ جوابی ندادند. و این از تعهد بند سوم بیانیّه ما.

ضمناً خانم ستاری، آقای میزرا عسگری (مانی)، آقای بی شتاب و آقای علی اصغر فرداد به عنوان مهمان و متقاضی و نامزد عضویّت در نشست شرکت دارند.

 

اعضای هیأت دبیران کانون نویسندگان ایران «در تبعید»

نعمت آزرم، حسن حسام، حسین دولت آبادی، اسد سیف

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *