اطلاعیه ی کانون نویسندگان ایران در تبعید / در آستانه ی اول ماه مه چگونه سرکوب اعتراضات مردمی تشدید می شود

Kanoon

 

اطلاعیه ی کانون نویسندگان ایران در تبعید

در آستانه ی اول ماه مه

چگونه سرکوب اعتراضات مردمی تشدید می شود

 

 

 

هم میهنان آزاده، آزادی خواهان جهان

ماموران امنیتی جمهوری ی اسلامی روز یکم اردیبهشت منزل شخصی ی بکتاش آبتین شاعر، فیلمساز و عضو هیات دبیران کانون نویسندگان ایران را تفتیش و بسیاری از وسائل شخصی او و صورت جلسه های کانون نویسندگان را با خود برده اند. بازجویی های تهدید آمیز از وی به مدت چهار روز در شعبه ی ١٢ « بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه » در وزارت اطلاعات ادامه داشته و به قرار اطلاع هنوز هم پایان نیافته است.

به دنبال این احضار و بازجویی، منزل رضا خندان مهابادی نویسنده، منتقد ادبی و عضو دیگرهیات دبیران هم به همان شیوه مورد تفتیش قرار گرفته است. ماموران امنیتی تمام دست نوشته ها، آرشیوها، کامپیوتر و تلفن دستی او را با خود برده و برگ احضاریه ای را که در آن متهم به « فعالیت تبلیغی علیه نظام » شده، به وی داده اند تا برای بازجویی به وزارت اطلاعات مراجعه کند. این احضاریه نیز از سوی شعبه ی ١٢ « بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه» در وزارت اطلاعات صادر شده است.

این گونه رفتار با کانون نویسندگان ایران و هموندان آن از آغاز به حکومت رسیدن، سیاست همیشگی ی جمهوری اسلامی بوده وهست. چرا که این نهاد سر برآستان قدرت حاکم نمی ساید. بر دفاع از آزادی ی بی حصر اندیشه و بیان اندیشه پایدار مانده است. به سانسور و سرکوب های حکومتی معترض است و بر سر ایفای وظیفه ی قلمزن که نشرآگاهی و بیداری درجامعه باشد پای می فشرد.

احضارها، بازجویی های طولانی، تهدیدها و فشار های مداوم، از شیوه های شناخته شده ی حکومت برای گسترش رعب و وحشت هستند. شیوه هایی که بارها شاهد جنایت بار پیامد های آن بوده و هستیم. قتل های زنجیره ای در سال ١٣٧٧ که درآن چند تن ازهموندان کانون جان باختند درادامه ی به کارگیری همین شیوه های جنایت بار بود.

هم زمان، در آستانه ی روز جهانی ی کارگر مامورین امنیتی به خانه های فعالان شناخته شده ی کارگری ریخته و به دستگیری های وسیع پرداخته اند. ابراهیم مددی، داود رضوی، محمود صالحی، عثمان اسماعیلی و پدرام نصرالهی از جمله دستگیر شدگان هستند. این دستگیری ها محدود به تهران نبوده و بعضی شهرهای دیگر از جمله سنندج را شامل می شود.

تنها کارگران و نویسندگان نیستند که حق طلبی هایشان با سرکوب حکومتی روبه رو است. معلمان مبارزی که برای ایجاد و گسترش تشکل های صنفی خود کوشش می کنند نیز در همین زمره قرار می گیرند. هم اکنون رسول بداغی، علیرضا قنبری، محمود باقری، علیرضا هاشمی به دلیل فعالیت هایشان در این زمینه در زندان به سر می برند. ولی با وجود بازجویی و تهدید های بی وقفه به بازداشت و زندان، معلمان تاکنون چند تحصن سراسری را با خواست افزایش دستمزدها و آزادی زندانیان در بند سازمان داده و برگزاری تحصن سراسری دیگری را تدارک می بیند.

وضعیت اسف بار کار و شغل، کمبود دستمزدها برای جامعه ای که اکثریت آن را مزدبگیران (کارگران، معلمان، پرستاران و …..) تشکیل می دهند، و بالاخره فقر بیداد کننده و بیکاری روز افزون، واقعیت هایی هستند که هیچ وجدان بیدار انسانی نمی تواند آن ها را انکار کند. وضعیت معیشتی ی زحمتکشان جامعه روز به روز وخیم تر می شود و همانطوز که شاهد هستیم به موازات آن صدای اعتراضات آن ها بالا می گیرد.

این جمله از بیانیه ی کانون نویسندگان ایران در گرامی داشت روز جهانی کارگر که « ما نویسندگان خود را متعلق به آن ها می دانیم» نشان شناخت از مسئولیتی است که نویسنده ی مبشر آگاهی و بیداری از موقعیت خویش در جامعه ی زیر ستم و سرکوب دارد.

ما تمام آزادگان جهان را به اعتراض علیه این همه سرکوب و ستم جمهوری اسلامی و وسیع ترین حمایت آنان از کوشش های محق مردم برای نیل به حقوق انسانی و شهروندی خود فرا می خوانیم، زیرا که هر چه این حمایت ها وسیعتر باشد به آن کوشش ها یاری بیشتری می رساند.

 

                       ۵ ماه مه ٢٠١۵

کانون نویسندگان ایران در تبعید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *