سه شعر از زیبا کرباسی

zibahoo 3شعرهایی از زیبا کرباسی

برگردان از ترکی زیبا کرباسی

۱

در دست های خالی ام

خامی ی هوا

امری طبیعی را با طبیعت نیامیخته بود

هیچ زمان

طبیعتن زاییده به قدی که باید نرسانده بود

با قلو و سفسطه طلبکار عشق بود

هر دم

نداده بود

پس بگیرد

پسش می دادم اما

در دست های خالی ام

خامی ی هوا

در جان خالی ام

یک جفت پستان پر

بمک بمک بمک مادر

همه ی شیره ام را در جانت بکش

بهانه جویی اما نه

شرشر شعر است این نفس های روان

در خشت های خام وطن

نامم را بنویس

ملت به چارستون تبریز قسم خورده امروز

به راه افتاده ایم

در سرم چند شعار پر پی و خون ذق ذق می کند

خدا هنوز روی زمین

حرف برای گفتن دارد

 

۲

 

نزدیک تر از آه

۴۰

هر بار به دیدنم می آمد

همینطور که انگشتانش را می شمرد

به پستان هایم شیر یاد می داد و

می رفت

یادش می رفت

بیگانه ها شبیه کیستند

بیگانه ها چیستند

چه می دانیم که در یاد می ماند

یاد کیست

وگرنه بیگانه کیست

 

۳

 

 

نزدیک تر از آه

۳۹

 

بهشت را از یقه اش بیرون آورده باغ

دوباره برگ ها خوشبخت شده اند

پرنده های مهاجر راپورت زمستان را داده اند

نرگس ما شبیه فرنگیس شده

وقتی چشم گل مژه دارش را می بندد

به روحم رقص یاد می دهد

زیر صدای سوپر مدرنش

مثل یک عروسی ی بی <آتش پاره> نیستی

مثل یک باند پخمه ی بی پرکاشن

با سر الو گرفته برمی گردم

گل آمده بلبل آمده من آمده ام

چخ از تووم خنده هم آمده

پس تو ؟؟؟؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *