ردّ پا / سعید یوسف

سعید یوسفردّ پا

 می‌توان گاهی مردّد شد.

ردّ پائی هست، شاید ردّ پاهائی؛

نیز، می‌دانیم،

ردّ پا را هست معنائی:

ردّ پا یعنی که از اینجا کسی رد شد.

 

ردّ پا، ردّی ست از تنها یکی گام و همین، امّا؛

بی‌خبر از گامهای دیگرست و آنچه‌ها کاندر پی‌اش آید:

می‌رسد شاید به راهی، شاید امّا پرتگاهی، حفره‌ای، چاهی.

اندکی آیا دچارِ شک نباید شد؟

ور کسی شک کرد، باید طرد کرد او را و باید گفت مرتد شد؟

 

ردّ پا یعنی که از اینجا کسی رد شد.

با تو از یک گام می‌گوید که لرزان بوده یا محکم؛

بوده از یک مرد یا زن؛ با تأنّی یا شتابان یا تفرّج‌گر.

هست در هر ردّ پائی سمت و سوئی نیز،

رنگ و بوئی هم.

هست گاهی ردّ پائی از عزیزی، آشنائی، همرهی، یاری.

ما نمی‌دانیم، امّا، تا کجا رفته ست.

اندکی آن‌سوترَک شاید که دیواری

راه بر او بست – یا با مانعی دیگر

راهِ او سدّ شد،

وان سرودِ سرخوشی یک آهِ ممتد شد.

 

ردّ پا یعنی که از اینجا کسی رد شد.

 

سعید یوسف، ۲۷/۹/۲۰۱۵، شیکاگو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *