مقاله هایی که می توان با لذت قصه خواند/ جواد طالعی

Javad

مقاله هایی که می توان با لذت قصه خواند

جواد طالعی

من و شهرزاد و دن کیشوت

مجموعه ۳۴ مقاله از اسد سیف

۲۴۰ صفحه

پخش: کتابفروشی فروغ در کلن آلمان

 

Asad

من و شهرزاد و دن کیشوت مجموعه ۳۴ مقاله از اسد سیف ۲۴۰ صفحه پخش: کتابفروشی فروغ در کلن آلمان خواندن مقاله همیشه دشوارتر از رمان و قصه است. یک رمان یا مجموعه قصه خوب را می توان حتی در بستر به دست گرفت و به سرعت یا به کندی خواند و در حال نزدیک شدن به خواب آن را درک کرد و از آن لذت برد، اما خواندن مقاله، به ویژه اگر در دامنه سیاست و ادبیات نوشته شده باشد، نیازمند هوشیاری و تمرکز زیاد است. مقاله، برخلاف داستان، با هدف سرگرم کردن نوشته نمی شود، بلکه غایت آن آگاهی بخشیدن و به تفکر واداشتن است. آیا می توان مقاله ای جدی را به گونه ای نوشت که به راحتی رمان و قصه خوانده شود؟ پاسخ این پرسش در کتاب “من و شهرزاد و دون کیشوت” کاملا مثبت است. کتاب، مجموعه ۳۴ مقاله است که اسد سیف نویسنده و پژوهشگر ایرانی مقیم آلمان در سال های اخیر نوشته و اکنون در یک مجلد ۲۴۰ صفحه ای پاکیزه و بی غلط، اما با روی جلدی شلوغ و نه چندان جذب کننده پیش روی ما است. اسد سیف یکی از پرکارترین پژوهشگران ایرانی خارج کشور است. انسانی پرتلاش، اما آرام و فروتن. کسی که در پی هیاهو و خودنمایی های رایج نیست و به این دلیل، شاید جز اهل فن، دیگران نامی از او نشنیده باشند، اما او با کارهای پژوهشی خود در سه دهه گذشته، به روشن شدن کژی ها و کاستی های زبان و ادبیات در ایران بسیار کمک کرده است. در حوزه زبان فارسی او از وسواسی لازم برخوردار است و آنچه را در این سه دهه از سوی اهل قلم در ایران و خارج از کشور منتشر شده، با جدیت پی گیری کرده است. مجموعه “من و شهرزاد و دن کیشوت” از معدود مجموعه مقالاتی است که تاکنون با همان شوق و لذت رمان و قصه خوانده ام. نویسنده، پرگو و پرنویس نیست. مستقیم و بدون حاشیه پردازی های رایج به سراغ اصل مطلب می رود و با نثری دلنشین و سالم و ساده درباره کتاب ها و داستان ها و مقوله هایی سخن می گوید که خود خوانده یا اندیشیده و از آن ها لذت برده است. در سال های دهه چهل خورشیدی، کتابی از حشمت جزنی خواندم که عنوان “ده شاعر برجسته جهان” را بر پیشانی داشت. در سال های پس از آن مجموعه های متعددی به زبان فارسی نوشته یا ترجمه شده اند که هدفشان معرفی آثار برتر ادبی جهان بوده است. کار اسد سیف را نیز می توان در این ردیف قرار داد. او در ۳۴ مقاله شیوای خود از هزار و یک شب و گیل گمش و دن کیشوت آغاز می کند، به مرور به سرنوشت برخی چهره های تاریخی و ادبی جهان می پردازد که در حیات خود رنج برده و گمنام مانده اند. تاثیر کودتای ۲۸ مرداد را بر ادبیات داستانی و شعر پارسی بررسی می کند. نقش زنان در ادبیات داستانی سرگرم کننده ایران را پی می گیرد و در گزینش کتاب ها، در “تک گوئی های واژن” او انسلر عمیق می شود، با “مرد پیر و دریای” ارنست همینگوی پارو می زند و “در جست و جوی زمان از دست رفته”ی مارسل پروست را با یادی از مترجم آن زنده یاد مهدی سحابی می شکافد. مطالعه کتاب “من و شهرزاد و دن کیشوت” مثل آن است که در کتابخانه ای به جست و جو بپردازی و در میان انبوه کتاب ها، بهترین ها و اثرگذارترین آن ها را بیابی. کتاب هایی که برخی از آن ها را اکثریت و برخی دیگر را اقلیتی از علاقمندان به کتاب خوانده باشند، اما همه آن ها، جایی ممتاز دارند و اگر تاکنون خوانده نشده اند باید حتما خوانده شوند. با این کتاب، اسد سیف خواسته یا ناخواسته هر خواننده ای را به مروری دیگر در ادبیات ایران و جهان تشویق می کند. چیزی که خوانش کتاب را شیرین و راحت می کند، زبان ساده و صمیمی نویسنده است، که با چشم پوشی از برخی لغزش های دستوری کم اهمیت، در دورانی که بلاهای مهلکی بر سر زبان پارسی آورده اند، باید از آن به عنوان “زبان سالم و پاکیزه” نام برد. نویسنده ای بی پروا و فمینیست منظور از زبان سالم و پاکیزه، زبانی نیست که از به کار بردن واژگانی که در فرهنگ سنتی و مذهبی ایرانی تابو هستند پرهیز داشته باشد. اسد سیف تابو نمی شناسد. او، به عنوان مثال در بررسی کتاب “تک گوئی های واژن” به همان راحتی نویسنده از آلت تناسلی زن نام می برد و پروائی ندارد که این کار خوشایند دیگران باشد یا نباشد. در سراسر کتاب، در عین حال با نویسنده ای فمینیست روبرو هستیم که هرجا به موردی از اعمال فشار بر زنان و محرومیت های آنان در جوامع مردسالار بر می خورد، با خشمی متین بر نقطه های ضعف انگشت می گذارد. او حتی در مقاله ای که به مناسبت صدمین سالمرگ لئو تولستوی نویسنده نامدار روس می نویسد، ضمن تاکید بر خدمات ادبی ارزشمند، او را به خاطر “رنج تحمل ناپذیر”ی که به همسر وفادارش سوفیا تحمیل کرد، مورد نکوهش قرار می دهد. سیف در مقاله های “رنج تحمل ناپذیر سوفیا”، “زنی گم شده در تاریخ”، و “زنان و اتاقی برای خود” با مدد گرفتن از اندیشه های ویرجینیا وولف و سرگذشت “زابینه اشپیل راین” می کوشد نشان بدهد که جهان مردسالار چگونه در حق بزرگترین و اثرگذارترین زنان حوزه فرهنگ و دانش در زمان حیات آن ها جفا کرده و چه موانعی در مسیر رشد آنان ایجاد کرده است. کتاب من و شهرزاد و دن کیشوت، به خاطر روی جلد ضعیف و غیرحرفه ای خود در درجه اول انسان را به یاد کتاب های به اصطلاح “جلد سفید” دوران آستانه انقلاب می اندازد، اما محتوای آن، مدرن، شوق برانگیز و بسیار خواندنی است. علاقمندان به کتاب را دعوت می کنم جلد بد کتاب را به نویسنده و طراح آن ببخشند، آن را بگشایند و وارد متن شوند و از خواندن آن لذت ببرند. این کتاب، شوق خواندن کتاب هایی را که در آن معرفی شده اند، در خواننده تحریک می کند. از اسد سیف پیش تر مجموعه مقاله های زیر منتشر شده است: – اسلامی نویسی (بررسی دو دهه ادبیات حکومتی در ایران) – ذهن در بند – زمینه و پیشینه اندیشه ستیزی در ایران – عشق در ادبیات داستانی ایران در تبعید. *جواد طالعی، شاعر، نویسنده و روزنامه نگار آزاد با بیش از ۴۰ سال سابقه روزنامه نگاری حرفه ای از سال ۲۰۰۰ میلادی به این سو مسئولیت دفتر اروپائی شهروند را به عهده دارد. او همزمان با رسانه های معتبر فارسی زبان دیگر مثل بی بی سی، رادیو فرانسه، دویچه وله و سایت های اینترنتی متعدد همکاری داشته است. نقل از شهروند (کانادا)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *