من یک کشیش فرانسیسی هستم/ شعری از/ مجید نفیسی

Spread the love
Share on FacebookTweet about this on TwitterEmail this to someonePrint this page

من یک کشیش فرانسیسی هستم

در زیر باران
از میان پارکِ کودکان می‌گذرم
تا خود را به خلیج سن فرانسیسکو برسانم
که ناگهان صدایی مصنوعی می‌شنوم:
“من یک کشیش فرانسیسی هستم!
من یک کشیش فرانسیسی هستم!”

این صدای جونیپرو سِرا‌ست
که چند ماه پس از استقلال آمریکا
به کالیفرنیای بالا آمد
با خاجی سنگین بر سینه,
نشانِ زخمِ مسیح بر پا
و سربازانی با تفنگهایشان.

آیا از پشتِ همه‌ی بومیان
که در پایگاههای دینی او رستگار شدند
امروزه هیچ کودکی
بر این تابها می‌نشیند
تا به این صدای یکنواخت گوش دهد؟

در کنار خلیج
تنها صدای مرغان دریایی را می‌شنوم
که بر قبیله‌ای گمشده می‌گریند.

مجید نفیسی
پنجم مارس ۲۰۱۷

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *