در سوگ/ شعری از/ حسن حسام

Spread the love
Share on FacebookTweet about this on TwitterEmail this to someonePrint this page

در سوگ

حسن حسام

 

هرروز

چند ین و چند بار

به تکرار

بر صفحه می نویسم :

بیدار و سبز باد

یادِ عزیزشان

و باد وباد و باد

به تکرار….

آه……

من مانده ام

تا کی به تسلیت بنشینم ؟

تا کی !؟

ای ناخدا بگو با من

تا کی براین کویر

برآنم؟

این مرگزار بی مرز

انگار ته ندارد!

نه

می شود

غمجامه را درید

نه اشک ها را شماره کرد

نه

می شود

سکوت سترون را

خلاصه کرد به فریادی ویرانگر

ودر کنار مقتولان

دیوانه وار برقص آمد

 

هرروز

چند ین وچند بار

به تکرار

درهای هوی این مسلخ

با قار قارکلاغان

و حِرص لاشخوران

بجای تک تکشان

اعدام می شوم

وچون کرم شب تابی

پرسه می زنم

میان غنچه های ریخته

وبرگ های سوخته از داغ

گورستانم انگاری ای دوست!

باسینه ای که دارم پُردرد

شرحه شرحه از فراق …. *

*مولوی: سینه خواهم شرحه شرحه از فراق …

۱۱/۰۷/۲۰۱۷

پاریس

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *