سوزنهای چینی/ شعری از/ مجید نفیسی

Spread the love
Share on FacebookTweet about this on TwitterEmail this to someonePrint this page

سوزنهای چینی

پزشکِ سوزنی
بر بالین من چرخ می‌زند
و شش سنجاقِ نازک‌بلند را
بر کفِ دست و پایم می‌نشاند.

از چین می‌آید
آنجا که لی‌بوی شاعر
ماه را در آب
در آغوش کشید.

“آیا پرده‌ی فرسوده‌ی چشمانم
دوباره رنگها را برخواهند گرفت
یا این تنها وهمی رنگین است؟”

شش سنجاقکِ خوشرنگ
در برابر چشمهایم می‌رقصند
و مرا به رود یانگ‌تسه می‌خوانند.

مجید نفیسی
شانزدهم نوامبر دوهزار‌و‌یک

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *