ارابه های مرگ/ در قتل عام شهریور هزار و سیصد و شصت و هفت/ علی اصغر فرداد

علی اصغر فرداد

درقتل عام شهریور سال هزار سیصد و شصت و هفت

ارابه های مرگ

 

اسبان شوره زار،

سرکش از دروازه های شب پیش می تازند!

 

آه، ستاره اسیر با چه نقب می زنی بسوی آسمان؟

 

و زاهدان عبوس

در حجره های وهن

قلم در “بزاق شیطان” می رانند!

 

آه، ستاره اسیر با چه نقب می زنی بسوی آسمان؟

 

شهر،

حجم تنیده تارهای گریز و خیال

چشمهای بی شمار

چشم های انتظار

 

عنکبوتی، پرده “آسمان” را تکان می دهد

و “حفره های سیاه”

دروازه های ابدیت را می گشایند.

 

آه، ستاره بزرگ، با چه نقب می زنی بسوی آسمان!

 

نوزده سمند

در شولای آتش

از شوره زارهای مرده می آیند.

 

زندان چوبیندر ۱۳۶۷

 

 

 

 

خمینی در دوزخ*

 

وقتی خمینی

زوزه کشان در بستر بادها می مرد

بر صخره های طنین مرگ

دو بال عظیم

خیره چون سنگ بدو می نگریست

قرن ها پیش از این

آن زمان که در حجره-طاق های کهن

پوشیده در عبایی از چرک و عفونت جاری می گذشت

گند جسدش را بوییده بود

و کفتاران عفن

در شب گوری تازه می پلکند

اکنون که در خاک سرد می پوسد.

 

۱۳۶۴ زندان چوبیندر

*این شعر چهار سال قبل از مرگ خمینی سروده شده است.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *