بگذار نامت کولبر باشد/ بهروز وفا

 

تقدیم به تمام مردان و زنان غیور کرد هم میهنم که برای لقمه ای نان شانه هاشان زیر بار عدالت تیرباران می شود

 

بگذار نامت کولبر باشد

شکل پریشان یک گیسو

ایستاده در طوفان

ناگزیر نان

در گلوی زخمی  کوه

پیوند ناعلاج صخره و انسان

در حکومت قندیل ها

 

بگذار نامت کولبر باشد

درعصر مخروط انفجار عمامه های اتم

 سقوط انسان

درتصویر جنازه های آرزو

ازنا کجا

تا بی کجای سرزمین های شور

سکوت  خدا

درمرگ نیچه

لکنتی واگیر در زبان ادیان

بگذار نامت کولبر باشد

ژنی در تحقیر

نامتساوی و ناهمگون

 سنگ زیرین این آسیاب بر باد

در چشم های بسته ی عدالت

واژه ای گنگ

در جغرافیای استبداد

امّا

بگذار نامت انتظار طوفان باشد

و گله های داس را از دهان گندم درو کند

و آزادی را درجوانه های اشتیاق

 برخیزاند

برخیزد

که برخیزیم

  ابری ناگزیر بارش

از زاگرس تا البرز

از خوزستان تا دماوند

از مشهد تا آذربایجان

آه

می بینی ؟

این خاک

چه ملتمسانه در انتظار باران نشسته است

 

دهم سپتامبر ۲۰۱۷

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *