فروغ اگر میبود/ شعری از/ سعید یوسف

فروغ اگر میبود؟

 

فروغ اگر می‌بود

برای زلزله شعری نمی‌سرود

نگاه او به جهان یا به رنج مردم

به شکل دیگر می‌بود

 

فروغ اگر می‌بود

«زمین به زیر دو پایش ز تکیه گاه تهی می‌شد

صدای پایش از انکار راه بر می‌خاست

و یأسش از صبوری روحش وسیعتر» می‌بود

 

فروغ «خالی بی پایانی» در این جهان می‌دید

و روز را سرد و شب را

همیشه «در تراکم و طغیان» می‌دید

فروغ، «آیهٔ تاریکِ» زندگی

و فارغ از همهٔ «جانیان کوچک»

و های و هوشان در «مرز پر گهر» می‌بود

 

فروغ اگر می‌بود

هنوز از همه سر می‌بود

 

سعید یوسف

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *