شبنامه / شعری از/ حسن حسام

شبنامه

(از سری شعر های خیابانی )

حسن حسام

 

تا خیابان ها ی شورشی

تهی شوداز فریاد  مردم  اعماق

کمین کرده ای

با چکمه ها

و مسلسل ها !

ای آیت خداوند !

یغماگری که سرخ گشته ترا رُخ

از خون  نو نهالان،

درهیچ جنگلی آیا

غوغای بی شماره ی مرغان

با تیر و دام و تبر

خاموش می شود ؟!

 

بگریز !

ای دزد  با چراغ

بگریز

از مردمان خسته ی در بند

از مردمان  رقصان در میدان

بگریز !

خاموش می شوی

چو شب  تار،

در سحر

بگریزاز قیامت  آتش!

آتشفشان خشم است این

گل داده در خیابان ها .

طغیان  بی قراری ها ،

وحاصل  شکفته ی بی داد است

کزانفجار  صاعقه وارش

می توفد

و پایکوبان ،

می پیچد

رقصان

رقصان

درباغ ِ پُر طراوت  بیداری

و غنچه های هُشیاری

بر مدار  دلکش  آزادی

با شادی

برمدار  نان و آبادی

در کوچه و خیابان

در ایران

یکشنبه هفده دی نود وشش

پاریس

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *