معرفی کتاب «مکانی دیگر» / منوچهر دوستی

Spread the love


معرفی کتاب «مکانی دیگر»

منوچهر دوستی

 

«مکانی دیگر» رمانی چهار جلدی است، از خانم مهرناز صالحی عضو کانون نویسندگان ایران در تبعید و ساکن هلند. پیش از آنکه مستقیما به سر وقت خود این رمان برویم، با اشاره های کوتاهی به کارهای دیگر نویسنده، به روند نوشته های قبلی تر او نگاهی می اندازیم. این نگاه به ما فرصت می دهد تا تحول و تفاوت کار او را در این رمان با کارهای پیشین، بیشتر درک نماییم.

از مهرناز صالحی پیش از این نیز چند کتاب داستان با عنوان های «وسوسه های آبی»، مجموعه داستان «پنج گانه» و «تماشاگر»، توسط نشر آیدا (بوخوم- آلمان) منتشر شده است.

 

موضوع داستان وسوسه های آبی، نگاهی ست به یک سرگذشت، سرگذشت زنی از کودکی تا زمانی که دیگر به میانسالی رسیده و در مکان دیگری (اروپا) که فرصت و فراغتی ست برای او، به بازبینی خود و حوادثی که بر سر راهش بوده اند، پرداخته است. گونه ای تعمق و بازبینی و کشف اتفاق می افتد:”داستان شور زندگیِ زنی در تقابل با حوادث و سنت‌های حاکم بر جامعه».

 

در «پنج گانه» هم سرگذشت مهاجران ایرانی و فلاکتی که گریبانگیرشان است، دنبال می شود: «وقتی از خونه‌مون بیرون‌مون کردن، همین چن سال پیش بود، دنیز از نردبون افتاده بود و نمی‌تونس کار کنه، داشت می‌رف بالا که دو تا تیر آهنو جوش‌کاری کنه. چندماه نتونستیم اجارۀ خونه رو بدیم و خوب معلومه دیگه. سر سیاه زمستون. کجا بریم؟ چی کار کنیم؟ با چارتا بچّه که یکی‌شونم تازه دنیا اومده بود، رفتیم هتل پیش عزّت و جریانو براش گفتیم. یه‌فامیلیِ دوری‌ام با دنیز داره. یه اتاق بهمون داد و شش نفری رفتیم توش. از همون موقع شروع شد. عزّت منو برا خودش گرفت و بعدها مشتری‌هم برام می‌آورد و …» (دوگانه دوم)

 

در این مجموعه نویسنده بر واقعیت زندگی دیگری و دیگران پرتو افکنده و به خواننده ایرانی، اگر خواننده درون ایران را هم در نظر بگیریم، ادامه مسایل و مشکلات را در خارج از مرزهایی نشان می دهد، که او و یا ما به گونه ای در گریز از آنها بوده ایم.

 

در داستان «تماشاگر» نویسنده اما برخلاف خود عنوان کتاب، خوشبختانه صرفا تماشاگر نیست و اتفاقا همچنان بدنبال «تماشایی فعال» و در واقع جستجو و آوردن ارمغان است:

 

«باید در آسمان‌های دیگر پرواز کنم و بر درخت‌های دیگر در باغچه‌های دیگر به رازهای عاشقانه و قصه‌های دیگر گوش فرا دهم و برایش داستان‌های تازه‌ای از عشق به ارمغان آورم.».

 

در همین سه مورد ملاحظه می شود که نویسنده به سه روند کاملا جدای از هم پرداخته، و در هر یک مخاطب را با فضای نو و قابل توجه دیگری روبرو می کند.

 

در رمان چهار جلدی «مکانی دیگر»، موضوع، نگاه، و فضا بیکباره چیزی باز هم متفاوت تر است و نویسنده از کارهای گذشته خود بنحو چشمگیری فاصله گرفته است. گویا این همان ارمغانی ست که او در «تماشاگر» وعده آن را داده بود.

در اینجا نویسنده متهورانه خود را هم پشت سر گذاشته و دست به تجربه جدیدی زده است:

 

«خواننده‌ای محبوب، زیبا و خوش صدا ناپدید می‌شود. همزمان پروفسوری که او نیز محبوب است ناپدید می‌شود. کارآگاه از یکطرف و دوستان و همکاران پروفسور، و دوستان و عاشقان خواننده از طرفی دیگر به دنبال رد پایی از آنها هستند.»

 

مخاطب ملاحظه می کند که نویسنده وارد ژانر دیگری، یعنی ژانر پلیسی شده است، و راه دیگری را می پیماید، اما این تنها یک گوشه از کار است، زیرا خواننده ضمنن شاهد ورود نویسنده به عرصه دیگر و یا شریک شدن در پیچیده گی دیگری در داستان و هدایت به جهانی سحرآمیز است:

 

« خبر پیدا شدن لاشۀ سه ماهی غول پیکر با جمجمۀ انسانی و فرار چهار بیمار بستری در اغما…»

و «شانکار دلدارش فردیا را بعد از سالها فراق، در بازار ماهی‌فروشان اسیر ماهی فروش می‌یابد!»

 

در اینجا نویسنده ما را از منظومه داستان ایرانی هم تماما عبور داده، و نگاه ما را به تجربه نگاهی جدید کشانده، که مسلما برای خود او هم ریسک بسیار بزرگی ست. اما او در هر حال نویسنده است و مختار است تا دست به خلق اثری بزند، که شایسته ی‍ک قلم شجاع است. اما این برای مخاطب ایرانی در هر صورت اتفاق جدیدی در کار این نویسنده است و ما بناگزیر بایستی این را نه تنها تحت همین عنوان، بلکه بعلاوه به عنوان چشم انداز جدید و تعیین کننده ای نیز در روند کار و خلاقیت آینده خود نویسنده در نظر بگیریم.

 

سخن اما اکنون این است که آیا نویسنده علیرغم همه تلاش های تا کنونی اش، و پس از آنکه کار خود را به سرانجام رسانده و سپس روانه رودر رویی با خواننده کرده، براستی از چنین اقبالی هم برخوردار است تا اثرش مورد ملاحظه قرار گیرد؟

و آیا نویسنده ای که در فاصله ای چهار تا پنج ساله اینگونه سخت کوشانه، دست به آفرینش زده است، این شانس را هم دارد، تا در کهکشان تکه تکه زبان فارسی «در هلند» مورد توجه نویسندگان و منتقدان عرصه ادبیات واقع شود؟

در هر حال نویسنده بار خود را به مقصد رسانده و اثر توسط ناشر در نزدیک ترین و دسترس ترین فاصله به خواننده قرار داده شده، اما آیا این «نزدیک» بسی جانگزا نیست، وقتی که با بی توجهی خواننده و همچنین منتقد به یک «دوری» دوباره تبدیل می شود؟ اثر که نوشته شد، از نویسنده اش جدا می شود، اما این زمانی معنایی فعال و قابل اعتنا خواهد یافت، که خواننده نیز دنیای متن را دریابد و در آن دخالت نماید.

و اما کلام پایانی در این زمینه این خواهد بود که با توجه به سابقه و تجربه تا به امروز مهرناز صالحی، بنظر می رسد که او به نحوی شایسته، ظرفیت و توان پرش به عرصه های بسیار ناشناخته و دلخواه تری را داشته باشد، و بنابراین پس از این نیز بایستی در انتظار خلاقیت های بیشتر او در این عرصه بود.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *