می پرد از خواب / شعری از / سعید یوسف

Spread the love

می پرد از خواب

سعید یوسف

 

نیمه کاره مانده آن رؤیای شیرین، می پرد از خواب –

زان کشیدن هاش در آغوش و غرقِ بوسه کردن هاش

چند تصویری ست باقی در سرش مغشوش.

نیم خیزی می کند در جاش.

جوششی بی اختیار از اشک

چون می اندازد نگاه اکنون به گردِ خویش.

عینکش باید کنارِ بالشش می بود، امّا نیست.

در کنارِ تخت

هست لیوانی، در آن دندانِ مصنوعیش.

 

سعید یوسف

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *