فقر / شعری از پابلو نرودا / ترجمه به کردی: خالد بایزیدی (دلیر)

Spread the love
Share on FacebookTweet about this on TwitterEmail this to someonePrint this page

فقر

پابلو نرودا

ترجمه به کردی: خالد بایزیدی (دلیر)

تو نمی‌خواهی،
تو ترسیده‌ای
از فقر،
تو نمی‌خواهی
قدم در خیابان بگذاری با کفش‌های کهنه
و به خانه بازگردی با همان پیراهن.

محبوب من،
ما آن‌گونه که ثروتمندان می‌گویند
نگون‌بختی را دوست نداریم.
ما آن را
چون دندانی پوسیده
که تا به امروز زخم بر قلب انسان زده
می‌کَنیم و بیرون می‌افکنیم.

اما نمی‌خواهم وحشت کنی.
اگر به خاطر من فقر به کلبه‌ی تو بیاید،
اگر فقر کفش بلورین تو را با خود ببرد،
بگذار همه چیزی را با خود ببرد،
اما خنده‌ات را نه، که نان زندگانی است.
اگر نمی‌توانی اجاره را بپردازی
با قلبی پر غرور به دنبال کار برو،
و به یاد داشته باش، عشق من، که من با توام
ما با همدیگر بزرگ‌ترین ثروتی هستیم
که بر روی زمین انباشته است.

 

 

 

 

شیعر:پابلونرودا

وه رگیر:خالیدبایه زیدی(دلیر)
«هه ژاری»
تونات وی
تو ترساوی
له هه ژاری!…
تو نات وی
هه نگاوبینی ی شه قا م به پیلاوی کون
وه برویته وه ماله وه
به هه مان کراس
خوشه ویسته که م
ئیمه به وشیوه یه ی که ده وله مه ندکان ده لین
به دبه ختی وچاره ره شیمان خوش ناوی
ئیمه هه ژاریمان
وه ک ده دانیکی رزیوو
که تاکوو ئه ورو برینی ئینسانی کولاندوته وه
ده ری ده هینین وفریی ده ده ین
به لام!
نامه ویت بترسیت
ئه گه ربه هوی منه وه هه ژاری بیته ماله که ت
ئه گه رهه ژاری پیلاوی بلورینت له گه ل خوی ببا
بهیله هه مووشتیک له گه ل خوی ببا
به لام!
پیکه نینه کانت نا….که نانی ژیانه
ئه گه رناتووانی کری ی مال بره ی
به دلیکی پرله غروره وه
به دوای ئیش بگه ری
ده له بیرت بی …ئه وینی من
که من له گه ل تووم
ئیمه له گه ل یه ک گه وره ترین سه روه تین
که له سه ر زه وی کوومان کردوته وه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *