آپارتمان…/ دو شعر از/ سعید یوسف

آپارتمان

 

برای منظره ای بهتر

برای قربتی افزون به آسمان و بهشت

به برترین اشکوبه

در برج مرتفع

می روند

و قیمتش را با بنگاهی طی می کنند

 

صبیّه بالکن اش را کوچک می یابد

و حاج خانم در حال باز و بسته کردن اشکاف هاست

و او در اندیشه ست:

 

اگر که آب نباشد

برای استنجا در آپارتمان

چه پیش بینی هائی شده ست؟

اگر طهارت مان نیمه کاره ماند

برای ماتحتی نیمه پاک، نیمه نجس

چه حکم شرعی داریم؟

 

غزلک

آنکه در گوش بانگِ نی دارد،
صحبتِ یار و جامِ می دارد،

خبر از حالِ این رهاگشته
در دیاری غریب، کی دارد؟

گلِ سرخیم بس، اگر بوئی
زان رفیقانِ توس و ری دارد

نکند مست بوی هیچ گل ام
نه نشان گر ز بویِ وی دارد

آینه ست آن که آگهی از آن
روزگاری که گشته طی دارد

نیست شعرم مناسبِ آواز
گرچه قدری دلی دلی دارد

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *