درباره شادی آغاز / برتولت برشت / ترجمۀ سعید یوسف

Spread the love
Share on FacebookTweet about this on TwitterEmail this to someonePrint this page

برتولت برشت / ترجمهٔ سعید یوسف

 

دربارۀ شادی آغاز

 

ای خوشا شادیِ آغاز! خوشا صبحِ زود!

علفِ نو، هنگامی که کسی رنگِ سبز

خاطرش‏ نیست چگونه‌ست.

ای خوشا صفحۀ اول به کتاب

از پسِ‏ دیرزمانی بودن در پیِ آن،

حیرتِ حاصل از آن.

خوب پس‏ مزمزه کن آن را، آهسته بخوان

چون بزودی تنها اندکی از آن باقی خواهد ماند

از برایِ خواندن.

ای خوشا لطفِ نخستین کفِ آب

که شود ریخته بر چهره‌ای از کار عرق کرده!

لطفِ یک پیرهنِ تازه، خنک.

ای خوشا آغازِ عشق!

نگاهی که به سوئی دیگر می‌نگرد!

ای خوشا آغازِ کار!

ریختن روغن در ماشینی سرد.

نخستین تپش‏ و غرشِ آن

چون موتور زندگی آغاز کند!

و نخستین دود

که کند پر ریه‌ها را

با نخستین پک!

و تو هم، ای فکرِ تازه و بکر!

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *