چند شعر از / حمید رضا رحیمی

Spread the love
Share on FacebookTweet about this on TwitterEmail this to someonePrint this page

چند شعر از: حمیدرضا رحیمی

 

کمبود

…همیشه،

در این اندیشه ی آزار دهنده ام

که پرندگان ،

که نیمی اززیبائی جهان اند ،

چرا آینه ندارند ؟!.. .

 

فرود

.. پس کی می نشینی بر این بامی

“که از دلم،

شکسته تر است”  ؟

۵ اکتبر ۲۰۱۷

 

ششمین شکوه

… راستی،

اینهمه زیبائی را،

در این آینه ی شکسته ای

که من باشم،

چگونه زیسته ای

که من هنوز

سرگرم صید تصویرم؟!

۳آگست ۰۱۷

 

هفتمین شکوه

…هی بی هوا

جا عوض می کنم ؛

اما بازهم پیش از من،

می رسی بجائی

که قرار نبوده است،

که باشی!….

۲۰ آگوست ۰۱۷

 

تردید / AZ

… و شاید، شاید هم

خیال کمرنگی

بیش نبوده ای؛

یا غباری بر آینه ای،

در مسیر باد؛

یا حباب بی رمقی،

سرگردان در،

بامدادی  ِمه آلود…

خب اگر، نه چنین است،

دلم برایت،

چرا تنگ نمی شود؟!

یا جایت در این ازدحام،

چرا خالی نیست ؟..

۲۴ جون ۰۱۷

http://www.hazl.com/entesharatmain.htm

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *