طنز سیاسی و یک خوشنویسی از / حمید رضا رحیمی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حمید رضا رحیمی

نقاشی: یگانه رحیمی

 

طنز سیاسی

از میان مکتوبات فدوی

طنز نوشته های هفتگی

حمیدرضا رحیمی

www.hazl.com


در تغییر جنسیت شب یلدا!

فدوی نمی داند که برادران، کی می خواهند خیال شان راحت شود که ایران سابق، برای دومین بار، با تمام متعلقات جغرافیائی و اقتصادی آن(۱)، شدیداً به تصرف عدوانی آنان در آمده، و دیگرگوشه و زاویه ای نیست که در آن، موریانه ویروس های گرامی آنان چون بسیجی ـ پاسدارـ لباس شخصی- انجمن اسلامی-آخوند و طلبه و از این قبیل لانه نکرده باشند؛ در اینصورت، پرسش فدوی این است که چرا حضرات آیات و حجج اسلام ضاعف الله اموالهم اجمعید، ملت یک لا قبا را با توش و توان زخمی موجود، بحال خود نمی گذارند و می کوشند که  تتمه ی نشانه های فرهنگی و تاریخی او را نیز، با آنکه دیگر بدان نیازی ندارند، حسب شیوه ی مرضیه، به لطائف الحیل و البته بطریقه ی خدا پسندانه ی تجاوز به عنف، به سود اسلام عزیز، مصادره فرمایند؟!..

اینگونه تلاش ها، البته مشهورتر و آشکارتراز آنست که فدوی بی بضاعف، نیاز به شرح و تبیین آنها داشته باشد، حملات پارتیزانی و عملیات ایذائی حضرات آیات و حجج اسلام اعلی الله مقامهم اجمعین و توابع سببی و نسبی آنان کثرالله امثالهم، به بنیادهای تاریخی و فرهنگی ایرانیان، از جمله فردوسی و سایر قله های فرهنگ و ادب ایران و جهان، حذف و جایگزین کردن آنان با نماد و نمودهای فرهنگ تسلیم، مرگ و شیون در تقویم فرهنگی- تاریخی ملت، از آن جمله اند. شگرد شناخته شده ی حضرات آیات عظام اعم از معمم و مکلا اما، در برخورد با پدیده های نیرومند و ماندگار فرهنگی ایران، مانند نوروز و متعلقات اش، آنست که چون می دانند که در مصاف با آنها، مثل همیشه بازنده ی نهائی مبارزه خواهند بود، فلذا می کوشند که پدیده ی مقاوم مربوطه را مسخ، تحلیل و یا قلب فرموده و در جهت تحریف ماهیت و دستکم چهره، آن را با چیزی از جنس خودشان، پیوند بزنند!؛ به این تیتر چندش آور از جام جم آنلاین برادران، نگاه کنید:

شب شعر یلدای عاشورایی!

مثل این تیتر از رجا نیوز، بمنظور قلب شب یلدائی، که تا انتشار این مختصر، فرا رسیده است!.

ذوق شعری حافظ برای شب یلدای رقیه!

بیت

دستت چو نمی رسد به خاتون

دریاب کنیز مطبخی را!

باری – غرض از ذکر این مصیبت آن بود که فدوی گاه که لازم شده که از بزرگی مثلاً حافظ بیتی نقل کند، معمولا به درد سر افتاده و ناگزیر بوده است که ضبط های گوناگون آن را نیز در هامش نامه بیاورد؛ لکن خوانندگان محترم ضد انقلاب بیاد ندارند که وی، این اختلاف نسخ را، به حساب فتنه گران گذاشته باشد!.

و در حاشیه نیز می افزاید که اگر هم فتنه گرانی هم در کار بوده باشند، همانا اعقاب همین مؤمنین فعلی اند که همواره ممانعت  فرموده اند که آثار آن بزرگواران، که عمدتاً رشک ایران و جهان نیز بوده اند، بهنگام، و درحضور و حیات خودشان، جمع آوری و منتشر شوند….

و اما بنظر می رسد که برادران کثرالله امثالهم، این حرفها حالی شان نشده، هیچ جور ول کن معامله ی ملت نیستند و همچنان و با تمام قوا کوشیده ومی کوشند که “شاهنامه” را به “علی نامه”(۲) – “عید نوروز” را به “عید غدیر” و”شب یلدا” را نیز، با پاشنه کش حافظ هم که شده، به “شب رقیه”  تغییر جنسیت دهند!

به روایت خواهر زهرا(س)آقامحمد(ص) ی بخوانید:

در باره ی نوروز:

روزها نو نشده کهنه تر از دیروز است

گر کند یوسف زهرا نظری نوروز است

لحظه ها در تپش تاب و تب آمدنش

آسمان چشم به راه قدمش هر روز است

ای خدا کاش شود سال نوام عید فرج

که نگاهم نگران منتظر آن روز است

اللهم عجل لولیک الفرج

زهرا آقا محمدی گلپایگان

و اینهم شعر حافظ به نقل از رجانیوز در باره ی حضرت رقیه که فدوی اصلاً نمی خواهد بداند که کیست، و استکبار جهانی و صهیونیزم بین الملل و فتنه گران و ایادی آنها در داخل لعنه الله علیهم اجمعین،آنرا از دیوان خواجه، شبانه کش رفته اند:

شعر حافظ برای حضرت رقیه سلام الله علیها

این غزل در نسخه‌های قدیمی دیوان حافظ بود اما در نسخه‌های جدید حذف شده است.

تعالی الله چه دولـت دارم امـشـب

که آمد ناگهان دلدارم امشب

چو دیدم روی خوبش سجده کردم

بحمدالله نکو کردارم امشب

نهال صبرم از وصـلـش بر آورد

زِِ بخت خویش برخوردارم امشب

بــرات لـیـلـه الـقــدری بـه دســتـم

رســید از طالع  بیـدارم امشـب

بر آن عزمم که گر خود میرود سر

که سر پوش از طبق بردارم امشب

کشد نقش انالحق بر زمین خون

چو منصور ار کشی بر دارم امشب

تو صاحب نعمتی من مستـحـقـم

زُکات حُسن ده، خوش دارم امشب

همی ترسم که حافظ محو گردد

از این شوری که در سر دارم امشب

فدوی که در غزل فوق، حالا گیرم که از حافظ باشد، اثری از حضرت رقیه(س) نمی بیند، خوانندگان محترم ضد انقلاب چطور؟

باری – خوانندگان ارجمند ضد انقلاب، یکوقت تصور نفرمایند که حضرات آیات، به همین مختصر قلب و استحاله، بسنده فرموده اند، خیر چنین نیست، بلکه این رشته سر دراز داشته و حسن خطام(تیر خلاص – م) آن نیز از این قرار است:

در آستانه فرا رسیدن شب یلدا، آخرین شب پائیزی و تقارن آن با ماه صفر شب شعر یلدایی عاشورایی با حضور اساتید شعر و ادب و جمعی از علاقمندان در سالن آمفی تاتر شهرداری منطقه ۱۶ برگزار شد.

گفت: یلدا شبی است که بر اساس آئین های سنتی، ایرانیان دورهم جمع می شوند، سفره می اندازند و دعا می خوانند که از مظاهر ایجاد اتحاد، وفاق و همدلی است .

وی(دکتر الهامی) با اشاره به اجرای مناسبت های مشابه در آئین مذهبی مانند سفره حضرت ابوالفضل علیه السلام و سفره حضرت رقیه سلام الله علیها! و نمونه های ملی مانند سفره هفت سین و سفره یلدا گفت: در کنار این سفره ها مردم جمع می شوند و ضمن صله رحم برای برآورده شدن حاجات، طلب سلامت، عافیت و امنیّت دعا می کنند .

در اینصورت هم، با جدّ اعلای فدوی ست که فرمود:

بیت

در ایرانست تا مُلا و مُفتی،

به روز بدتر از اینهم بیفتی!

زیاده عرضی نیست

علی الله التکلان و هوُالمُستعان فی جمع امور

۲۴ اپریل المردد  سنه ی ۲۰۱۸ ترسائی

کتبهالفقیر کمتر از قطمیر – فدوی

تا درودی دیگر، بدرود


داند آنکس که ز دیدار تو بر خوردار است

که خرابات و حرم،غیر در و دیوار است

عمر اگر خوش گذرد زندگی نوح کم است

ور به تلخی گذرد، نیم نفس بسیار است !

خط: حمیدرضا رحیمی

شعر : میررضی آرتیمانی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *