مداحِ جهلِ بیت! / شعری از / میرزا آقا عسگری. مانی

میرزاآقا عسگری. مانی

مداحِ جهلِ بیت!

مداح اهل بیت
مداح مردگان به تقصیر و
زندگان به تزویر، به شمشیر
در تکایا بر هویت شما سُم می کوبد.

مداحان،
قلدران ناقلندر قلتشن،
پوکسرانِ عربده کش،
دلقکان سیاه پوش،
غول های گول،
در روانِ شما می چرخند و
شما را به گِرد گریه می چرخانند.
خوشا به «سعادتتان»!

بیچاره امتی که گرفتار مذهب است!

گریه کن خواهرم، برادرم!
«شو تا قیامت آید زاری کن
«کی رفته را به زاری بازآری؟!»*

تو زائر کعبه و بیابان،
من بوته ی خار مغیلان.
تو اهل خرافه وقرآن،
من درمکتب خردمندان،
من سر زنش میکنم،
تو می گویی:
«در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنشها گر کند خار مغیلان، غم مخور!»

روزی اگر ندای نیایش
بر برگ ها و جان ها
بر کردار، گفتار و پندار شما
سنفونی سروش می افشاند،
اکنون خوشا به سعادتتان
ای کلوخ های تیپا خورده

که مداحان جهلِ بیت
نوحه ی کرب و بلا برایتان می خوانند:
«حی علی بُکاء»!

ای امت آس و پاس
نبیره ی توس و کاووس!
(ببخشید!)
تخم و ترکه ی سعد ابی وقاص!
بشتاب، به سوی گریه بشتاب!

بیچاره امتی که گرفتار مذهب است!

ای نواده ی نکیسا
ای خاک و گِل ات بر سر و
چرکابه ات در روان،
خوش به سعادت ات
که مداحان ات به رقص جنون آورده اند.

عربده کش ها،
این جانیان سیاه جامه
سرت را به سیاه سنگ می کوبند و
نام ات را به دیوارِ ننگ.
طاعت ات قبول دارنده ی ارژنگ،
نبیره ی باربد!
(ببخشید!)
از تیره ی علی ابن عمر!

بیابان،
شهر به شهر،
کوی به کوی،
کوچه به کوچه پیش آمده.
خانه به خانه درجان شما لم داده
و یک به یک، شما را بلعیده است.

طاعت ات قبول، عروس هزارداماد!
ای سینه چاک کرب و بلا
زائر خاک و خلا.
شنزار، تو را شن کرده

خشن کرده
رنگ کرده
منگ و مشنگ کرده.

بیچاره امتی که گرفتار مذهب است!

خوشا به سعادتتان که خوار شدید!
بیمار شدید
تار و مار شدید
تا چنین رستگار شدید!
ای نوادگانِ سیمرغِ زال پرور
(ببخشید!)
ای نوادگان طیرأ ابابیل!

مداحان و ممدوحان
با شال شطرنجی سیاه و سفید
ایرانشهر را قرق کرده
ته مانده ی مغزتان را مغموم
مسموم،
موم موم موم کرده اند!

بیچاره امتی که گرفتار مذهب است!

اگر نه اینکه شما از اینانید
و خودِ اینانید،
پس این مداحان جهلِ بیت
در بیت شما چه می گویند؟
چه می مویند؟

شگفتاشگفت
که دلقکها دم از «تمدن دیرینه» می زنند،
و در راه «تمدن» آینده
روح خود را پیشکشِ غول های بیابانی کرده اند.

مداحان جهلِ بیت
در تکایا یا عتبات خالیات
در رسانه ها با کت و کراوات
در خیابانها با شربت و نذورات

در روزنامه ها با جفنگ
در زورنامه ها با تفنگ
شما را از دستگاهِ گوارش حکومت الله
به چاهی فرو ریخته اند
که فاضلاب جهان در آن می ریزد.
جنت مکان شدید!

آری،
به خود بگیرید
ای نوادگان زال و زرتشت
(ببخشید!)
ای نوادگان حسین ابن مهلب!
به خود بگیرید
من هم به خود می گیرم و می گویم:

بیچاره ملتی که گرفتار امت است!
————————————————————————-
۱۸ ماه چون ۲۰۱۵
از آلبوم « کولاژهای کلامی»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *