تأنّی / شعری از / سعید یوسف

تأنّی

سعید یوسف

 

شتاب نیست، تأنّی ست

که جلوه گاهِ تمنّاست

و آنچه در وجنات است

نمودِ بیرونیِ حیات است

و زندگی در ژرفاست

بسا که گاه تمنّای سوزانی

نهفته در سینه ست

و آنچه در وجنات است و می توان دیدش

وقار و صبر و طمأنینه ست

و مشکلی شاید در نگاهِ من

و یا سلوکِ من است

و یا فقط، شاید، این طبیعتِ بدن است

که گاه می پندارم

نفس کشیدنِ من بهتر از نفس زدن است

شتاب

در انقلابِ پُر از رنگ و بیرقِ گل هاست

امّا

تأنّی آن چیزی ست

که در سلوک درخت است

درخت می گوید

که در نسوجش همواره خارخارِ تمنّاست

و نیک می داند

که سوختن، آسان است و ساختن، سخت است

کنارِ هم ما نشسته ایم

و دست من

گرفته دست ات و احساس می کند که در این لحظه

چه نیکبخت است

(سعید یوسف)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *