کبوترهای پدرم / شعری از/ کوچر ابوبکر / ترجمۀ خالد بایزیدی

 

شعری از:کوچر ابوبکر(شاعرمعاصرکرد)

برگردان:خا لد بایزیدی(دلیر)

 

«کبوترهای پدرم»

پدرم از«باد»تنها تراست

از«آب»سرکش وطغیان ترو

از«پائیز»بی شاخه وبرگ تراست

بربلندای همه ی تیربرقهای خیال کبوتری رامی چیند

ورویای را برطناب آویخته است

مادرم می گوید:

پدرت بیشترازکبوترها

خیال پرواز درسردارد…

شبها پالتویش را به روی ستاره ای می آویزد

وکفش هایش راروی سکوی

سرنوشت پروازی تنها می گذاردو

پرهای کبوتررا روی خود می کشد

پدرم هرروزبه سوی آسمان سفرمی کند

اومی گفت:

بعد ازهرگریه ای

به مویه ی آسمان گوش بسپار

می گفتم:

توعاشق ترین مردی

می گفت:

هنوزم مثل کودکی ات

به رسیدن دل انگورها می اندیشی؟!

هیچگاه همچون کبوترها قادر نیستی

که هرروز رویا یی ام را

پس می دهند

پدرم هرروز آفتاب را دعوت به شراب می کند

وهمه شب بالای پله ها می رود

تا پیاله ای ازتنهایی را به ماه تعارف کند

مادرم می گوید:

اوشبها نگهبان باغ ها می شود و

درجیب چمن به خواب می رود

سپیده دم نیز آسمان را می نوازد و

پروازرابرای کبوتران تفسیر می کند

وازطریق کبوتری سیگاری را

برای تنهایی خدا می فرستد

پدرم می گوید:

مادرت می خواهد:

رویاهایم را تلخ کند

فردا هیچ کس

فریاد رس تنهایی هایم نمی شود

بغیراز:کبوترها…

هیچ کس فریاد رس غریبی ام نمی شود

بغیراز:خیال…

دراین جا هیچ کس زبان باغبان را نمی فهمد

پدرم ازخدا

تنها تر است…

عشق را از تن درمی آورد

وپائیز رابتن می کند

عینک اش را می شکندو

اززاویه ی چشم کبوتران به زندگی فکرمی کند

اوبعد ازهرسفری

خورجینی از اشک وعطربرای مادرم جا می گذارد

پدرم هرشبی به سوی آسمانی سفرمی کند

اوباهیچ کس قدم نمی زند

بغیراز خیال…

اوباهیچ کس سفرنمی کند

بغیرازکبوتر

اوباهیچ کس دست نمی دهد

مگربا درخت هرزه ای

او باهیچ کس صحبت نمی کند

بغیرازکودکی اش

پدرم بعدازهرسفری

خورجینی ازاشک وعطر

برای مادرم جا می گذارد

پدرم ازمن تنهاتراست

پسرم می خواهد:

ستاره را خاموش کندو

روبه روی ماه بشاشد

پدرم می خواهد:

تقدس را سقط کندو

زندگی رادرمیان کبوتران تقسیم کند

من دیگرازخوانش نامه های خیس خسته شده ام

مادرم با عصبانیت وباخودحرف زدن

برای گلدانها آب می آورد و

زیرزیلووفرش هارا می کاود

کبوترها می گویند:

بنشینید بسلامتی..

من نیز…آغوش کوچه را

برای کودکی پدرم دست به دست می گردانم

بنشینید بسلامتی

……………………………………………………….

اشاره:کبوترهای پدرم راازمجموعه شعرشاعرکه به همین

نام است برگزیده ام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *