درخت بانیان / شعری از / مجید نفیسی

درختِ بانیان

مجید نفیسی

من آن درخت بانیانم
که ریشه در خاک ندارد
و با این همه بر شاخه‌سار آن
هزار مینای خوشخوان می‌خوانند.

من آن درخت بانیانم
که ریشه در خاک ندارد
و با این همه زیر سایه‌سار آن
هزار درویشِ خانه‌بدوش می‌نشینند.

من آن درخت بانیانم
که ریشه در خاک ندارد
و با این همه هر شب
شهر در زیر آن به خواب می‌رود
و هر بامداد با آوای مرغ مینا
از خواب بر‌می‌خیزد.

من آن درخت بانیانم
که ریشه در خاک ندارد
و با این همه از هر تنه‌ی آن
هزار بیشه می‌روید.

مجید نفیسی
چهارم اکتبر دوهزار‌و‌هژده
لاهینا، هاوایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *