در هر دو سوی آینه / شعری از / سعید یوسف

در هر دو سوی آینه

 

هفتاد ساله هم شدم و باز کودکم
یعنی جوان نگاهم و پیرست عینکم

بر «کودکِ درونِ»* من این شیطنت ببخش
پستانکی اگر به دهان برده می مکم

در هر دو سویِ آینه ی سالیانِ عمر
در رفت و آمدم، نه بزرگم نه کوچکم

مست از حضورِ فرّخِ شعرست تا دلم
بر صحنه ی نمایش دنیا مبارکم

شاید که با گذشتِ زمان شکلِ قو شود
زشت است اگر به چشمِ کسان جوجه اردکم

بر خاک راه بودم و پس در تو یافتم
آن گوهری که قدر شناسد هم اینکم

در سلک عاشقان تو ای گل درآمدم
عمری ست تا که صاحب این گونه مسلکم

 

* کودکِ درون: هادی یاد باد

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *