طنز سیاسی / حمیدرضا رحیمی

طنز سیاسی

با “تهدیدات” خداوند متعال !  

 

در خبرهای دارالخرافه آمده بود که به اصطلاح دادستان کل کشور، با “تهدیدات” خداوند متعال و ظل توجهات حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفدا(عج) ، کامیون دار‌انی که اعتصاب کردند و نیزکسانی که این اعتصاب ها را تشویق می‌کنند به اعدام تهدید کرد. …

و اما اویان اخبار و ناقلان آثارو طوطیان شکّرشکن شیرین گفتار،در پیوند با این جُستار چنین روایت کرده اند که : پدری داشت کارنامه نه چندان درخشان پسرش را بشرح زیر و با خشم نگاه می کرد:

پدر : فیزیک صفر – شیمی صفر- ریاضی صفر- و …خاک علم بر سرت ! ، ورزش دیگه چرا صفر!؟

پسر : والله اونم بی تقصیر بودیم چون معلم گفت یک پاتو بلند کن، کردیم.بعد ش گفت اون یک پاتو هم بلند کن، ماهم گفتیم ببخشین آقا،پس ما رو چیزمون وایسیم؟ ! عصبانی شد بما صفر داد !.. حالا حکایت مخبط الاسلام مذکور است . از وی باید پرسید که حاج آقا مسئلتن!:

افزون بر افزایش غیر قابل تحمل هزینه ها ، آیا گزارشات مصور را خبر مرگتان ندیده اید که لاستیک کامیونها ریش ریش و آش و لاش شده اند، رانندگان با چیزشان رانندگی کنند، حاج آقا؟!

دزفول- صحبت یک راننده کامیون در مورد وضعیت لاستیک خودرو

۲۸ سپتامبر ۰۱۸

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

 

سفرهای بی ثمر  

از اشکالات عمده ی برادران، یکی هم حرف گوش نکردن آنانست !.فدوی که بقول خاج پرستان،دوست دارد که همواره، بخشی از راه حل باشد، نه مشکل ، در آستانه ی سفر ریاست پیشین آبدارخانه ی بیت(رئیس جمهور- م)،مهندس الاسلام والمسلمین احمدی نژاد و خدم و حشم، پیشنهاد کرد که نامبرده بمنظور صرفه جوئی در ارز اسلامی، انشایش را در همین اُمّ القرای خودمان بخواند ؛ لکن فدوی چه کند که فاقد ریش و داغ مُهر است و حضرات آیات به پیشنهادات خداپسندانه ی او ترتیب اثر ندادند و فاجعه ی زیر خلق شد :

 

لکن ناگفته نماند که بگزارش رسانه های جهانی،صندلیهای خالی،از مهملات داهیانه ی وی بسیار لذت بردند!. باری فدوی امسال نیز بر حسب وطیفه ی شرعی، پیشنهاد مشابهی تنظیم و تقدیم کرد که باز مورد بی مهری واقع شد و نتیجه ی البته مشابهی نیز ببار آورد ؛ اینهم سند مصور منگوله دارش:

از قدیم هم فرموده اند که خود کرده را تدبی نیست، حتا اگر نام آبدارخانه، ” تدبیر و امید” باشد.

زیاده “ارزی” نیست !..

 

۲۶ سپتامبر ۰۱۸

 

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

 

گفتگوی سه نفره  

کلیدالاسلام والمسلمین روحانی به فرش قرمز:

منم عاشق برویت، فرش قرمز!
بُدَم در آرزویت، فرش قرمز
بسی دلشاده اینجانب که امروز
گذارد پا برویت، فرش قرمز!

فدوی به فرش قرمز:

عجب لیل و نهاری، فرش قرمز!
چه روز و روزگاری، فرش قرمز
سواری می دهد ملت، تو دیگر
نده جانم سواری، فرش قرمز!
مگر تو همّت و غیرت نداری
کدوئی یا خیاری، فرش قرمز؟ !

تا درودی دیگر،بدرود..

۲۸ سپتامبر ۰۱۸

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

 

چند طنز تصویری

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *