چند شعر از/ حمیدرضا رحیمی

چند شعر از :  

حمیدرضا رحیمی    

 

 

 

نقطه ضعف 

 

چه حریف ضعیفی ست، می! 

وقتی که خورشید 

هنوز در آسمان است؛  

اما چه حریف َقدَری می شود، 

وقتی که ماه، 

بر می آید!…. 

۴ اکتبر ۰۱۸ 

 

***

جستجو 

در کجای دلم نشستی 

که پیدایت نمی کنم؟ 

***

 پرسش 

پس کی می نشینی براین بامی،
که از دلم،
شکسته تر است؟ 

***

چشم براه 

میدانم که اینهمه امید را 

ازتوگرفتن 

نهایت بیرحمی ست 

اماعزیز! 

در را هی بازکردن؛  

وقتی هیچکس درنمی زند نیز، 

کاربغایت بیربطی ست!  

***

لبخند ناتمام 

آخرین دیدارمان در قاب بود، 

بالبخندی ناتمام،
آن لبخند را باهم تمام میکنیم،
اگرازقاب بیرون بیائی 

***

 کودکانه 

گرد وغباری غلیظ 

درکوچه برخاست 

وعابران به سرفه افتادند 

آه!..این فکربازیگوش منست 

که دوباره ازپشت بام  

به کوچه افتاده ست !  

** 

انعکاس 

به رودخانه سخت خیره شده ام
بی اعتنا به فریادهای تصویری  

که دارد درآب  

دست وپا میزند..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *