در پیوند با شعر خوئی عزیز («دو سعید») / سعید یوسف

در پیوند با شعر خوئی عزیز («دو سعید»)

 

عجیب شعر عزیزت به دل نشست، ای دوست!

که یادِ دوست کند همچو باده مست، ای دوست!

بویژه یادِ عزیزِ سعید اگر باشد

که مرگ او دلِ ما هر دو را شکست، ای دوست!

چه شاعری و چه مرگی! صدای میرایش

چه زنده بود در آن دم که شد ز دست، ای دوست!

چه پرخروش روان بود رودِ شعرش و حیف

که مرگ، سد شد و بر رود، راه بست، ای دوست!

چه خوش سرودی و دانی: میان این دو سعید

نبوده است (و مباد) ایچ گون گسست، ای دوست!

جسور خوانی ام امّا در این سروده چرا؟

مگر جسارتی از بنده سر زده ست، ای دوست؟!

سعید یوسف

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *