پروردگارِ کین / شعری از / اسماعیل خوئی

شعری از اسماعیل خوئی

پروردگارِ کین

 

ـ : «انسان خداست!»

می گفتی،

شاملو جان!

من هم هنوز باورم این است.

امّا چراست

و از کجاست

کاین آفریدگار نیز،

بس بیشتر از آن که خدایی مهرآور باشد،

پروردگارِ کین است؟!

و دشمنی شریر

برای مادرِ زیبای خود،زمین،است؟!

 

این نوخدا برای چه جانی ست؟!

وز آفریده هاش،

زآنها که آسمانی ست،

آنی که تیزبال ترین است

شهبازی آهنین است،

که تخم هاش،

در هر کجا، پیمبرِ کشتار و درد و وحشت و ویرانی ست؟!

و سود،

از دیدگاهِ او،

یگانه ارزشِ انسانی ست؟!

 

مردم خدایی داشتند

که، راست یا دروغ،

به ایشان نوید می داد

کآید به سر زمانه ی بیداد.

امّا

بنگر که این خدای جوان

از مردم

چی گرفت و

به ایشان چی داد!

 

آه،

کاش آن خدا نمی مرد!

کاش این خدا نمی زاد!

 

 

بیست وچهارم فروردین ۱۳۹۶،

بیدرکجای لندن

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *