یادداشت علی کاکاوند درباره ی مهاجرت و سانسور در فیسبوک کانون نویسندگان ایران

یادداشت علی کاکاوند درباره ی مهاجرت و سانسور در فیسبوک کانون نویسندگان ایران
——————————
یادداشت علی کاکاوند در باره‌ی مجوز کتاب
مطلبی که در اینجا پست می‌کنیم  نوشته‌ی علی کاکاوند عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران است که برای درج در صفحه‌ی فیسبوک کانون برایمان فرستاده است. سخن او در باره‌ی نکته‌ای بحث‌برانگیز است.
توضیح: مطالبی که در این صفحه ذیل عنوان “یادداشت رسیده” منتشر می‌شوند نظر نویسندگان آنهاست و لزوما با نظر کانون نویسندگان ایران یکسان نیست.
*****
مهاجرت و سانسور (به بهانه‌ی سیزدهم آذر، روز مبارزه با سانسور)
من نه با مهاجرت مشکلی دارم نه با ارتباط فرهنگی بین ایرانی‌های خارج و داخل کشور؛ اما مدت‌هاست موضوعی فکرم را مشغول کرده است. چرا در این زمانه که اینترنت و فضای مجازی بیش از فضای واقعی وقت ما را اشغال کرده‌ و زمانی را که ما با گوشی هوشمند و تبلت و کامپیوتر صرف می‌کنیم بسیار بیشتر از وقتی ست که با کتاب چاپی و دفتر و کاغذ صرف می کنیم، عده ای از  شاعران و نویسندگان مهاجر اصرار دارند کتابشان را به ارشاد اسلامی تحویل دهند و با سانسور روانه‌ی بازار داخلی کتاب کنند؟ آیا آن ها با ادبیات جهان آشنایی دارند و معتقدند جنس سانسور ارشاد مانع رشد و غنای ادبیات نیست؟ یا کتابشان اینقدر بی خاصیت است که نیازی به سانسور ارشاد ندارد چون خودشان سانسورش کرده اند؟ چرا کتابشان را در فضای مجازی منتشر نمی کنند تا تن به سانسور ندهند؟ مثل این است که یک ایرانی ساکن سوئیس بعد از نوشیدن ویسکی به سفارت ایران برود، وسط سالن دمر بیفتد و پیراهنش را بدهد بالا بگوید: شلاقم بزن! هشتاد تا بزن!  چندی پیش من و دوستانم در این مورد صحبت می کردیم که کتاب های آماده چاپ را به خارج از کشور بفرستیم تا بدون سانسور چاپ شوند. هم زمان کتاب هایی از شاعران و نویسندگان ایرانی مقیم خارج در ایران با/بی سانسور از ارشاد مجوز می گرفتند و منتشر می شدند! این یعنی چه؟ یعنی منطق یکی از ما دچار اشکال فنی ست؛ قطعاً یکی از ما دو تا مشکل داریم. زمانه تغییر کرده است، مرزهای نشر و پخش به هم ریخته است؛ حالا باید گفت: ادبیات مهاجرت  دیگر چه صیغه‌ای ست؟!  به همه اش در داخل و خارج بگوییم ادبیات با سانسور! به نظرم ادبیات مهاجرت هیچ تاثیری بر رشد ادبیات و هنر ما ندارد مگر آنکه آزادانه منتشر شود. جامعه ای که در آن سانسور باشد قطعاً یک جامعه‌ی عقب مانده است. گرچه عقب ماندگی، همه‌‌ی افراد جامعه را در بر نمی‌گیرد، چون عده‌ای آگاهانه با سانسور در ستیزند و اثر مرگبار آن را بر فرهنگ درک می‌کنند. اما در مجموع  جامعه‌ی سانسور زده در هر رشته ای  و از جمله در شعر و داستان و هنرعقب مانده است. گیرم آن جامعه پول زیادی داشته باشد و تکنولوژی‌هایی را بخرد.  گیرم که عده ای زور بزنند به کمک ایرانی های مقیم خارج یا داخل، کتاب یا شعری از خود ترجمه کنند. نشانه‌ی جهانی شدن ادبیات معاصر این نیست که هم مولف و هم مترجم ایرانی باشند. این نوعی تحمیل ادبیات ایران به جهان است وهیچ مخاطب آزادی زیر بار این نوع تحمیل و تحمیق نخواهد رفت. به نظرم عنوان‌های ادبیات مهاجرت و غیر مهاجرت بی معناست. این سانسور است که بخشی از فرهنگ و ادبیات ایران امروز است. هر کتابی که چاپ می کنیم کار مشترک است، تا جایی که می توان در شناسنامه‌اش نوشت: این کتاب اثر مشترک من و آقای “ارشاد اسلامی” ست. ادبیات قرن چهاردهم، نام: ارشاد، نام خانوادگی: اسلامی. تا زمانی که این مولف! در نشر کتاب همکاری کند بی شک ادبیات معاصر ایران از ادبیات جهان عقب خواهد بود.
علی کاکاوند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *