بین رویا و رسیدن به تو …/ سه شعر از/ عیدی نعمتی

بینِ رویا و 

رسیدن به تو

مدام

گلوله ای شلیک می شود

آه

این دره

کی پُر می شود!

 

 
(۲)
 

سبزم و

خشک تر از هر خشک می سوزم

گلو پیش آر

هزار ترانه ام

سرم به ستاره و

دستم به دستنوشته ها

کنار اجاق ماه

هزار قصه ام

دیوان

گل های سرخ را می نویسم

سیراب کن مرا

تشنه ام

 
( ۳  )
 
 

کاش 

تفنگ ها سکوت می کردند

آفتاب 

روی صدای گنجشکان وُ

بوی نرگس ها

طلوع می کرد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *