اختر چرخ ادب/ به بهانه روز جهانی زن/ حمیدرضا رحیمی

************به بهانه ی روز جهانی زن**************

از میان مکتوبات فدوی
طنز نوشته های هفتگی
حمیدرضا رحیمی
www.hazl.com

اختر چرخ ادب

در مورد این که شـعر زنانه ی معاصـر، وامدار فروغ فرخزاد است، به بنظر نمی آید تردیدی وجود داشته باشد. تا پیش از فروغ، صدای شعر زنانه، در عرصه شعر امروز ایران به گوش نمی رسید و یا این که گوش فدوی سنگین بوده است!. باری ـ این البته بدان معنا نیست که در آن روزگار، شاعر زن وجود و حضور نداشته است؛ اما ساختار درونی و سپس جلوه های شعرشان به گونه ای بوده که گوئی شاعر از طرح نگاه و حسّ زنانه ی خود در شعرش بیم یا پرهیز داشته و ادبیات مرد سالار نیز به خفقان موجود در این زمینه، دامن می زده است ،چه بسا شأن و امتیاز شعر برخی زنان شاعر را حتا به سود خود، مصادره کرده باشد !.
ذکر نمونه ای جالب در این مورد شاید خالی از لطف نباشد:
زنده یاد استاد ملک الشعراء بهار، دیباچه ای بر چاپ اول دیوان «پروین اعتصامی» نگاشته که در چاپ های بعدی نیز عیناً تکرار شده است. نگاهی گذرا، به بخش هائی از این دیباچه، موقعیت شعر زنانه را که در سیطره ی ادبیات مردانه دست و پا می زده است، آشکار می کند:

«… در این مدت اشتغال، ساختن دیوانی با این زیبائی ها و با این آب و رنگ دلفریب، خاصّه با این یک دستی و فصاحت و روانی و مزایائی که شمه ای از آن گوشزد گردید، کار مردان فارغبـال نیست تا چه رسد به مخدره ای !که کمتر از درس و بحث فارغ بوده و شاید مشاغل (خانوادگی بسیار نیز داشته است) (۱)

و یا در فراز دیگری، آنگاه که از ظهور پروین به عنوان شاعری زن حیرت کرده، می گویـد:

«در ایـران کـه کان سخن و فرهنگ است اگر شاعرانی از جنس مرد پیدا شده اند که مایه ی حیرت اند، جای تعجب نیست !امّا تاکنونشاعری از جنس زن که دارای این قریحه و استعداد باشد و با این توانائی و طی مقدمات تتبّـع و تحقیق اشـعاری چنین نغـز و نیکو بسراید از نوادر محسوب و جای بسی تعجب و شایسته ی هزاران تمجید و تحسین است !(۲)

عشق با آنکه « تنها چاشنی شعر است » اما شاعر زن رخصت ورود به آنرا نداشته، مگر در خارج از مناطق ممنوعه:

« شاید خواننده ی شوریده سری از ما بپرسد: – پس این دیوان در باره ی عشــق که تنها چاشنی شعر است، چه می گوید؟ آری نباید این معنی را از یاد برد. زیرا هر چند شاعره ی مستوره را عزت نفس و دورباش عصمت و عفاف رخصت نداده است که یک قدم در این راه بردارد، اما باز چون نیک بنگری، صحیفه ای از عشق تهی نمانده است لکن نه آن عشقی که در مکتب لیلی و مجنون درس می دادند
! (۳)

استاد البته در ادامه، « عشقی که به حقایق و معنویات و معقولات وابسته است» را اساس شعر پروین می داند و در جائی دیگر می افزاید:

« دائماً در فکر است، بیشتر نگران وظائف مادریست. وقتی که از این اندیشه ها خسـته می شود، بیاد لطف خدا می افتد و قطعه ی «لطـف حق» را مردانـــه می سراید ! (۴)
(تأکیدها همه جا از نویسنده است)

استاد در این مقدمه البته از گناه سهمگین پروین که « به قول نظامی عروضی دوازده هزار بیت شعر از اسـاتید را » از حفظ نداشـته اسـت نیـز سخاوتمندانه می گذرد!
باری ـ طنز قضیه اما اینجاست که وقتی پروین قطعه ی « لطف حق را مردانه می سراید !»، لذا هیچ استبعادی ندارد که سایر آثار او از جمله برخی قصائد و مثنویات، با آن که امضاء پروین را بر تارک دارد، معذالک جامعه ی ادبی مرد سالار این آثار را به حساب « مرد » منظور نفرماید تا آنجا که پروین به ناگزیر در ردّ این اتهام، یک رباعی سروده و توسط پدر (یوسف اعتصامی ) به چاپ می رساند. آن رباعی چنین است: (۵)

از غبـار فکــر باطـل، پـاک بـایـد داشــت دل تـا بدانـد دیـو، کایـن آئینـه جـای گَـرد نیسـت
مرد پندارند پروین را،چه برخی زاهل فضل این معما گفته نیکوتر، که پروین مرد نیسـت!

ملاحظه می کنید که این نگاه به زن و شعر او، متعلّق به دوران مثلاً منوچهری دامغانی یا پیش از آن نیست بلکه مربوط به همین دوران معاصر است که تازه طرح مسأله ی زن و دفاع از حقوق حقه ی او، وجهه ی همت روشنفکران گرانقدری چون بهار بوده است .(۶ )
باری- فدوی نمی داند این که مرگ پروین در نیمه شب ۱۶ فروردین ۱۳۲۰ در سن ۳۴ سالگی را بیماری ذکر کرده اند(۷) ، واقعاً درست است و یا این که آن بزرگوار در اثر درک این اوضاع، دق کرده است !
زیاده عرضی نیست….

یادداشت ها:

۱و۲و۳و۴) مقدمه دیوان چاپ هفتم
۵) دوره دوم مجله ی بهار ص ۱۵۰ به نقل از ص ۲۶۸ دیوان
۶) برای توضیحات بیشتر در این باب، رجوع کنید به کتاب یادی از فرخی یزدی،
نوشته حمیدرضا رحیمی چاپ آلمان ـ انتشارات گستره ۱۳۷۰ صفحات ۱۱۵ تا ۱۳۰٫
۷) زیر نویس ص ۲۷۳ دیوان
۸) ص۲۷۲ همان مأخذ
—————

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *