جارچیان سیاه / سزار وایه‌خو / ترجمه‌ی الف-فرداد

 

الف – فرداد

جارچیان سیاه

 

در زندگی ضربه هائی‌اند
بس سهمگین…
من…نمیدانم!

ضربه هائی همچون قهر خداوندی
بار پنهان تمامی رنج‌های کشیده
که در روح بازمی‌تابند
من…نمیدانم!

اندک، اما هستند …
گودالهای تیره را می‌گشایند
در خشن‌ترین هیئت‌
شاید این ضربه ها از سوی سپاه وحشی آتیلا باشد
یا جارچیان سیاهی که مرگ برای ما می‌فرستد

سقوط به اعماق کوهنوردان روح
پاره ای باورهای خوب که سرنوشت‌ها را به تباهی می‌کشند
این ضربه های سرشته بخون
صدای خرد شدن نانی را ماند
که در تنوری می‌سوزد

 

و انسان …
بینوا … بینوای بینوا!
چشم‌هایش به پشت می‌چرخد
توگوئی دستی برشانه آوازش داده باشد
و دیوانه وار دور می‌زند
و تمامی موجودات
هم‍‍‍چون گودال گناهی در نگاهش متراکم می‌گردد

در زندگی ضربه هائی‌اند
بس سهمگین …
من …نمیدانم.

 

*توضیح به دلیل مشابهت نام‌ها:

الف‌-فرداد نام ادمین سایت کانون نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *