پارادوکسی به نام مرگ / یادداشتی در معرفی کتاب «کالبد‌شکافی مرگ» نوشته‌ی سون دلبلانک / م. روان‌شید

پارادوکسی به نام مرگ
م. روان‌شید

یادداشتی در معرفی کتاب «کالبد‌شکافی مرگ» نوشته‌ی سون دلبلانک
ترجمه‌ی اسد رخساریان و ناصر زراعتی
ناشر: نشر آفتاب ۲۰۱۹

وقتی از مرگ می‌گوییم و می‌شنویم، انگار تن‌مان کمی جابه‌جا می‌شود، می‌لرزد، تکان می‌خورد. اما چه کسی می‌داند و باور دارد که به‌واقع مقوله‌ای به نام مرگ وجود ندارد؟
این پارادوکسِ زننده‌ای است که باید بتوان در عینِ بودن، انکارش کرد، زیرا که عملا موجود نیست و درست‌تر این است که بگوییم: نبودن‌اش را باید بتوانیم با بودن‌اش ثابت کنیم. اما چگونه؟
آن‌که می‌میرد، درست تا آخرین دمِ زندگی هیچ تصوری از مرگ، از مردن ندارد، یعنی هیچ شناختی از نبودن بعد از بودن در کار نیست. خوب می‌دانیم آن‌که می‌میرد هرگز نمی‌داند که مرده است، تنها اویی که ایستاده و نگاه می‌کند می‌تواند نبودنِ دیگری را درک کند، اما هم‌اویی که ایستاده و نگاه می‌کند هم، هرگز نمی‌تواند تصوری از نبودن را برای خود متصور شود. او از بیرون نبودنِ دیگری را می‌بینید و اویی که نیست هم دیگر نمی‌داند که نیست.
انگار هر دوطرفِ قضیه تنها از مرگ می‌ترسند بی‌آنکه هرگز بتوانند آن را به‌واقع ببینند و تجربه‌اش را به خاطر بسپارند. او که نیست، دیگر خاطره‌ای برای به ثبت رساندن ندارد و او که هست، تجربه‌ای برای به خاطر سپردن، و این‌گونه است شاید که مرگ قطعا وجود ندارد، نه در بیرون و نه در درون، نه برای تویی که هستی و نه برای منی که نیستم.
اتفاقِ افتاده، تنها از منظرگاه خارج شدنِ دو آدم است. تو از منظرگاهِ من خارج شده‌ای و من از منظرگاهِ تو… فقط همین.
اما کتاب «کالبد‌شکافی مرگ» مجموعه یادداشت‌هایی است از کسی که می‌داند قرار است دیگر نباشد. البته که همه می‌دانیم که ابدی نیستیم، اما به تصویر کشیدنِ لحظه‌لحظه بودن روبه‌سوی نبود شدن، درست تا آن دمِ آخر، شاید کمی همراهی یا همدلی با خود است و با مقوله‌ی مرگی که البته هیچ تصوری از آن نداریم.
«سون دلبلانک» نویسنده‌ی کانادایی و صاحب چندین کتاب رمان، نمایشنامه، سفرنامه، خاطرات و مقاله بود که در کتاب کالبد‌شکافی مرگ، سعی کرده تا حداقل تصویری بسازد از مقوله‌ی «پیشا‌مرگی»، از بودن پیش از نبود شدن. و جالب است که کتاب «سفرنامه‌ی ضحاک» او حاصل سفر او در سال ۱۹۷۰ به ایران است، از این رو شاید بتوان نزدیکی‌هایی در نوع اندیشه‌ی او با ذهنِ مرگ‌اندیش ایرانی را پیدا کرد.
مجموعه یادداشت‌های دلبلانک در کتاب «کالبدشکافی مرگ» را می‌توان «دم‌نوشته» یا «در دم نوشته‌»های دلبلانک هم دانست که اهمیت‌اش از آن روست که شاید نویسنده توانسته بلندبلند فکر کند، کاری که اکثریت مردمان در آن ناتوانند.
و البته فراموش نمی‌کنم که ترجمه‌ی آگاهانه و روانِ مترجمانِ این مجموعه ـ اسد رخساریان و ناصر زراعتی ـ در انتقال اندیشه‌های نویسنده، در انتقالِ درستِ اندیشه‌های نویسنده و ایجاد هماهنگی و هم‌حسی برای خواننده‌ی کتاب، توانسته تا این مجموعه را خواندنی‌تر کند.
«کالبدشکافی مرگ» نوشته‌هایی در مورد مرگ است که پیش از آن‌که فراز آید فرود آمده است، فرودی بزنگاه و خوانا.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *