نفرین / سعید یوسف

سعید یوسف

نفرین *

از خوانِ مردمان
برچیده اند شادی و شعر و شراب
برچیده باد مشرب و آئین شان!

نفرت پراکن اند و مبادا نصیب، جز
نفرین شان!

چون نیک بنگری
شد کارِ دین شان
بیع و شرای کین به دکاکین شان.
هر کین فروش و کین خرِ ایشان،
ددگونه ای که نیست در او زآدمی نشان.
برچیده باد مسلکِ پُر کین شان!

شاعر برفت و از پسِ او ما نیز
«غاوون» شدیم، تا که دگر نشنویم
آن ولوله یْ غلیظِ «ولاالضّالّین» شان.**

* این نفرینی است نیابتی، به نیابت از سوی سعید عزیز سلطانپور، در آستانه ی سی و هشتمین سالگرد اعدامش.
نفرین به جانیان و مجانین شان!

** جالب است که قرآن سوره ای به نام «شعراء» هم دارد (!) و در این سوره است که می گوید گمراهان (غاوون) در پی شاعران هستند. «ولاالضالین» هم که هر کس یک رکعت نماز خوانده باشد می داند چیست و از کجاست، و البته من همان یک رکعت را هم هرگز نخوانده ام.
(سعید یوسف)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *