کوک ، کوله و کول / حسین افصحی

حسین افصحی

کوک ، کوله و کول
کوله باری از قصه که با رنج به همدیگر کوک شده اند

نمایش ” کوک ، کوله و کول ” نوشته ، کارگردانی و بازی ” شعله پاکروان ” فقط یک نمایش نیست . بلکه سفری به دیار داغداران جمهوری اسلامی می باشد . سفری دردناک به دیار مادران داغ دیده و درد کشیده . شعله پاکروان که خود از جنس همین مادران است ، چه استادانه در روی صحنه بازی می کند .

نه اشتباه کردم در روی صحنه با حس خود و مادران داغدیده ، زندگی می کندو زندگی او بر روی صحنه ، ما را به خود می اورد . من و توئی که فکر می کردیم ان رنج ها را می شناسیم . ولی بعداز اجرا از خود می پرسیم ما که تک و توکی از این قصه هارا می شناختیم ولی چرا حالااین قصه ها تبدیل به تراژدی عظیمی شده اند ؟بعد متوجه می شویم که شعله تمام بغضی که بخاطر ریحانه در این سالها جمع کرده است ، در نمایشش با فریاد تاتری بیرون می دهد. شعله پاکروان را معرفی نکردم ، گفتم همه می شناسیمش . شعله بازیگر و مدرس تاتر در ایران بود و از همه مهمتر مادر دختر ازاده ای که از سن ۱۸ سالگی زندگی را از او گرفتند، شعله مادر ” ریحانه جباری ” در بیست و هفت سالگی ریحانه ، ۲۷ قصه ، نه ۲۷ داستان واقعی از صدها حکایتی که برایش بازگو کردند، در روی صحنه بازی می کند ، نه زندگی می کند. شعله قصه ها را با قصه خودش یکی می کند . نه یکی هستند، یکی می شوند . قصه هائی که مارا خواب نمی کند ، بلکه مارا از خواب غفلت می پراند. قصه پر از غصه و رنج مادران اعدامی را اجرا می کند . راحت بودن شعله در این نمایش سراسر از استرس ، نشان از بازیگری او دارد . صحنه جمع و جور و هیچ وسیله اضافی در صحنه نیست ، بجز شال گردن های ریحانه که وسیله قصه گویی شعله می شوند ، حرکت ها محدود و موسیقی ارام بخش ” کارما پاکروان ” و ” ایمان اقاجانلو ” لحضه هائی که بغض تمام وجودت را می گیرد ، به کمکت می اید، تا تورا دوباره اماده ادامه قصه های واقعیت کند . مدت ها بود که تحت تاثیر نمایشی اینگونه قرار نگرفته بودم . در ضمن این نمایش در فستیوال تاتر هایدلبرگ ، در همین سالی که سپری شد ، منتخب تماشاگران فستیوال بود . با ارزوی اجراهای پر انرژی برای شعله پاکروان و همکارانش و بازهم خسته نباشی به او و یارانش .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *