… در می‌زند تقدیر / شعری از / الف – ماهان

الف ماهان

… در می‌زند تقدیر 

 

تق تق تق
درمیزند تقدیر
بخت یا فاجعه؟
عشق یا مرگ؟
خالی ست باغِ خداوند
جبرئیل هم که کُشته
دریده، کنار زمزم افتاده…

تق تق تق تقدیر
در را میکند از پاشنه
از آسمان تا زمین
چند ثانیه؟
برسند بمبها به ما
از تهِ مرغانِ یهوه
چند ثانیه؟
تا پیرهنِ من شعله…
جمع کن فرصت قافیه حتا نیست…

تق تق تق درمیزنند
تقدیر است شاید
باز کنم؟
دستهایم…
دستهایم را نمی بینم
دستهایم را بریدند آیا
روزی که دزدیدند چشمهایم آزادی از خدایان
چشمهایم
چشمهایم را هم نمی‌بینم
چشمهایم را آینه گرفته

تق تق تق تقدیر
باید که این زار
به انتظار…
نشست
نشست و درهم شکست
تق تق تق…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *