سرود قدیمیِ قحطسالی / احمد شاملو

احمد شاملو

سرود قدیمیِ قحطسالی ( برای جواد مجایی )

۱۶ ادریبهشت ۱۳۶۷

سال بی باران
جُل پاره ئی ست نان
به رنگِ بی حُرمتِ دل زده گی
به طعمِ دشنامی دشخوار و
به بویِ تقلب.
ترجیح می دهی که نبوئی نچشی،
ببینی که گرسنه به بالین سرنهادن
گُواراتر از فرو دادنِ آن ناگُوار است.

سالِ بی باران
آب
نومیدی ست.
شرافتِ عطش است و
تشریفِ پلیدی
توجیهِ تیمم.
به جِدّ می گوئی: « خوشا عَطشان مُردن،
که لب تَر کردن از این آب
گردن نهادن به خفّتِ تسلیم است.»
تشنه را گرچه از آب ناگزیر است و گشنه را از نان
سیرِ گشنه گی ام سیرابِ عطش
گر آب این است و نان است آن!
——————————————–
دفتر مدایح بی‌صله
مجموعه آثار احمدشاملو – دفتریکم – صفحه ی ۹۳۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *