انتقادها به اعطای نوبل ادبیات به الگا توکارتسوک و «پتر هاندکه»! / بهرام رحمانی

انتقادها به اعطای نوبل ادبیات به الگا توکارتسوک و «پتر هاندکه»!

بهرام رحمانی

bahram.rehmani@gmail.com

سرانجام بعد از یک سال وقفه، کمیته نوبل برندگان نوبل ادبی در سال ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ را به طور هم زمان در روز پنج شنبه ۱۰ اکتبر – ۱۸ مهر اعلام ‌کرد.

کمیته ادبی آکادمی نوبل، به دلیل اتفاقاتی که در سال ۲۰۱۸ برایش افتاد، فرصتی غیرمعمول داشت تا هم زمان دو نویسنده را به عنوان برندگان دو سال انتخاب کند.

آکادمی سوئد نوبل ادبیات در سال ۲۰۱۸ را به الگا توکارتسوک نویسنده لهستانی و نوبل ادبیات در سال ۲۰۱۹ را به پتر هاندکه، نویسنده اتریشی اهدا کرد. سال گذشته به دلیل رسوایی در آکادمی نوبل، جایزه نوبل ادبی به نویسنده‌ ای اهدا نشد. به همین سبب در سال جاری دو نویسنده به طور هم زمان مهم ترین جایزه ادبی جهان را دریافت کردند.

آثار این دو نویسنده در تضاد با یکدیگر قرار دارند و انتخاب آن ‌ها نشان ‌دهنده تضادها و تفرقه ‌هایی است که این روز‌ها نزاع ‌های ایدئولوژیک میان ملی ‌گرا‌های راست افراطی، نئونازی‌ ها، ضدفاشیست ‌ها و جهان‌ بینی ها در سراسر اروپا و جهان ایجاد شده است.

آثار توکارچوک بر به چالش کشیدن سرپوش ‌گذاری‌ های ملی ‌گرا‌ها در سرکوب ‌های تاریخی تمرکز دارد در حالی که هاندکه جنگ های ناسیونالیستی را تقدیس کرده است!

الگا توکارتسوک نویسنده و روانشناسی یکی از مهم ‌ترین نویسندگان ادبیات معاصر لهستان به شمار می ‌آید. او پس از نوشتن رمان ‌هایی به نوشتن جستارهای غیر داستانی و قطعات ادبی با یک سویه روایی روی آورد. «ناآرامی»، مجموعه ‌ای از این نوشته‌ ها مهم‌ ترین اثر او به شمار می ‌آید.

توکارتسوک سال ۱۹۶۲ در سولشوف لهستان به دنیا آمد. والدین او هر دو معلم بودند. پدرش مسئول کتاب خانه مدرسه هم بود و در همان کتاب خانه بود که توکارتسوک به علاقه اش به ادبیات پی برد و کتاب از دستش نمی ‌افتاد.

توکارتسوک نخستین کتابش را که مجموعه شعر است در سال ۱۹۸۹ منتشر کرد که چند سال بعد با استقبال منتقدان رو به رو شد زمانی که نخستین رمانش «The Journey of Book-People» که داستانی خیالی درباره شخصیت ‌هایی است که به دنبال کتابی رازآمیز در پیرنه هستند و در قرن هفدهم فرانسه و اسپانیا روی می‌ دهد. این اثر جایزه ناشران لهستان را برای نویسنده ‌ای نوقلم برای توکارتسوک به ارمغان آورد.

اما نقطه تحول حرفه ادبی ‌اش با نگارش سومین رمانش، «باستانی و دیگر دوره‌ ها» (۱۹۹۶) رقم خورد. این کتاب داستان سه نسل از خانواده‌ ای لهستانی را از سال ۱۹۱۴ تا آغاز شکل ‌گیری «اتحادیه همبستگی سولیدارنوشچروایت» در سال ۱۹۸۰ روایت می‌کند.

سال ۲۰۱۸ او نخستین نویسنده لهستانی نام گرفت که جایزه من بوکر بین ‌المللی را برای رمان «پروازها» که با ترجمه جنیفر کرافت در آمریکا منتشر شده است، به دست آورد. کرافت درباره این رمان گفته بود: «اثر توکارتسوک جهانی است و در عین حال شدیدا لهستانی است.» «پروازها» مجموعه ۱۱۶ اثر ادبی کوتاه درباره شخصیت ‌هایی است که در حال جا به‌ جایی هستند یا مهاجرت کرده ‌اند. جامعه ادبی این اثر را پادزهری ادبی نامید که انزوای فرهنگی، بیگانه ‌هراسی و ملی‌گرایی را التیام می ‌بخشد.

توکارتسوک در این کتاب می ‌نویسد: «سیالیت، پویایی، غیرواقعی بودن؛ این‌ ها دقیقا ویژگی‌ هایی است که ما را متمدن کرده ‌اند. بربر‌ها سفر نمی ‌کردند. خیلی ساده مقصدی را برای بازدید انتخاب می‌ کردند یا به منطقه ‌ای یورش می‌ بردند.»

وی در گفت‌وگویی با تایمز، گفته بود نوشتن این رمان را بیش از یک دهه قبل شروع کرده بود؛ پیش از برگزیت و اقدامات ملی ‌گرایانه ‌ای که سراسر اروپا را در برگرفته است: «وقتی این کتاب را نوشتم که جهان به دنبال راهی می ‌گشت تا پذیرای همه باشد. حالا می ‌بینیم که چه طور اتحادیه اروپا با سیاست کشور‌هایی مثل لهستان و مجارستان که بار دیگر مسئله مرز‌ها برایشان حایز اهمیت شده است، ضعیف خواهد شد.»

هم چنین وی به سیاست‌ های مهاجرتی ایالات متحده آمریکا اشاره کرده بود: «دوازده سال پیش هیچ اشاره ‌ای به دیوار یا مرز نمی ‌شد که البته از ابتدا این مفهوم را نظام‌ های استبدادی اتخاذ کردند. باید اعتراف کنم که در آن زمان مطمئن بودم تمامیت‌ خواهی پیش روی ماست.»

توکارتسوک را در لهستان، چهره ‌ای برجسته و صریح ‌اللهجه می‌ شناسند که مخالفتش با حزب «عدالت و قانون» راست ‌گرا زبان زد است. انتشار رمان «کتاب‌ های یعقوب» که وقایع آن در قرن هجدهم و در لهستان روی می ‌دهد و نویسنده در آن تنوع نژادی این کشور را گرامی داشته است، با واکنش شدید گرایشات راست و نژادپرست رو به رو شد.

این کتاب جایزه مهم ادبیات لهستان Nike Award را در سال ۲۰۱۵ برای توکارتسوک به ارمغان آورد. این کتاب با استقبال منتقدان و خوانندگان مواجه، اما با انتقاد شدید حزب ‌های ملی رو به رو شد. حتی کار به جایی کشیده شد که برای آزار و اذیت توکارتسوک کمپین راه می ‌انداختند و او را تهدید به قتل یا اخراج از کشور می ‌کردند.

 

اما در مقابل هاندکه، به دلیل طرفداری از نزاع های ملی و نژادی، به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است.

بیست سال پیش از آن که پیتر هاندکه به عنوان برنده نوبل انتخاب شود، نویسنده دیگری او را برای مجموعه ‌ای از عذرخواهی ‌های دل سوزانه از حکومت نسل کشی اسلودان میلوشوویچ به عنوان «ابله بین ‌المللی سال» خوانده بود.

هاندکه، به دلیل میراث اسلوونیایی خودش در جنگ بالکان کاملا موضع ‌گیری ناسیونالیستی داشت، به صورت علنی گفته بود که مسلمانان سارایوو خودشان را قتل عام کرده‌ اند و دارند صرب ‌ها را سرزنش می ‌کنند و نسل کشی سربرنیتسا را انکار کرد. او سال ۲۰۰۶ در مراسم خاک سپاری میلشوویچ که به عنوان جنایت کار جنگی شناخته شد شرکت کرد.

دقیقا به خاطر همین دیدگاه‌های سیاسی جنجالی هاندکه، نامزدی او برای دریافت جایزه هاینریش هاینه در همان سال در نهایت ملغی شد. وقتی در سال ۲۰۱۴ او برنده جایزه بین ‌المللی ایبسن شد هم اعتراض ‌های عمومی شدیدی در اسلو شکل گرفت.

 

روز پنج شنبه گذشته پس از این که از وی به عنوان برنده جایزه ۹ میلیون کرونی سوئدی (۹۱۵ هزار دلار) یاد شد، موجی از اعتراض ‌ها به این انتخاب ایجاد شد.

هاری کونزرو نویسنده در این باره گفت: «بیش از هر زمان دیگری ما نیاز به روشنفکران مردمی داریم تا بتوانند دفاع مستحکمی از حقوق بشر انجام دهند… هاندکه چنین شخصی نیست.»

وی افزود: «هانکه انتخاب نگران کننده ‌ای برای کمیته نوبل است ، او نویسنده خوبی است، کسی که ترکیبی از بینش‌ های بزرگ را با نابینایی‌ های اخلاقی تکان دهنده در هم می‌ آمیزد.»

کونزرو گفت: «هاندکه باید نوبل را پیش از این که این حرف ‌ها را به زبان می آورد و از نسل کشی حمایت کند می ‌برد.

اسلاوی ژیژک فیلسوف اسلوونیایی و منتقد همیشگی هاندکه نیز گفت: «سال ۲۰۱۴ هاندکه خواستار لغو نوبل شد و گفت اهدای این جایزه به معنی تقدیس ادبیات است. امروز ثابت شد حرف او درست است و سوئد امروز در حالی که دارد یک قهرمان دوران ما یعنی جولیان آسانژ را نادیده می ‌گیرد، به جای این که به او جایزه صلح نوبل را بدهد، جایزه ادبیات را به هاندکه می دهد.

میها مازینی نویسنده اسلوونیایی هم گفت: «برخی از نویسندگان روح انسانی خود را برای ایدئولوژی می ‌فروشند، برخی برای نفرت، برخی برای پول و قدرت، اما کسی که بیش از همه به من توهین کرده هاندکه است که با حمایتش از حکومت میلوشوویچ از کشتار مردم دفاع کرد. هرگز فراموش نمی ‌کنم زمستان سردی را که یوگسلاوی تکه تکه شد و هیچ چیز در فروشگاه‌ ها و مغازه ها پیدا نمی‌ شد. ما خانواده ‌ای جوان بودیم و دخترم بسیار نوپا بود و به شدت سردش بود. تمام روز را در صف نفت ماندم و غروب تقریبا یخ زده شروع به خواندن مقاله هاندکه درباره یوگسلاوی کردم. نوشته او موجب حسادت من شد؛ در حالی که آن ها، اتریشی‌ ها و آلمانی‌ ها و دیگر غربی‌ ها در چرخه مصرف ‌گرایی بودند ما یوگسلاوها داشتیم برای همه چیز صف می کشیدیم و می جنگیدیم.»

در بیانیه ‌ای که روز پنج شنبه منتشر شد جنیفر ایگان رمان‌ نویس و پرزیدنت سازمان قلم آمریکا (پن)، گفت: «در حالی که انجمن قلم به طور کلی درباره جوایز ادبی و سایر نهادها اظهار نظر نمی‌ کند، امروز باید یک استثنا باشد.»

وی افزود: «ما از انتخاب نویسنده‌ ای که از صدای عمومی خود برای زیر پا گذاشتن حقیقت تاریخی استفاده کرده و از عاملان نسل کشی از جمله رییس جمهوری سابق صربستان اسلوبودان میلوشوویچ و رهبر صرب بوسنایی رادوان کارادزیچ دفاع کرده، متحیر شده ‌ایم.»

وی تاکید کرده که حق نیست که برای نبوغ زبانی و ادبی به کسی جایزه داده شود که به طور مداوم از جنایت کاران جنگی دفاع کرده است و در زمانی که در جهان ناسیونالیسم، رهبری استبدادی و اطلاعات نادرست بیش از هر زمان دیگری وجود دارد، جامعه ادبی سزاوار چیزی بیش از این است.

دوستان سابق این نویسنده نیز به دلیل اظهارات سیاسی وی مدت ‌هاست که از وی فاصله گرفته بودند از جمله رمان ‌نویس جاناتان لیتل دوست سابق وی که سال ۲۰۰۸ نوشت: «وی شاید یک هنرمند عالی باشد، اما از نظر انسانی او دشمن من است. آلن فینکل ‌کرات نیز او را یک «هیولای ایدئولوژیک» خوانده بود و سوزان سونتاگ که چندین ماه در دوران جنگ بوسنی در سارایوو حضور داشت گفته بود حالا کار هاندکه در نیویورک تمام است.

هاندکه، به خاطر موضعی که در جنگ بالکان به نفع متهمان به کشتار جمعی و جنایت علیه بشریت اتخاذ کرد از همه سو مورد انتقاد قرار گرفت و معدودی هم با این استدلال که جایزه نوبل ادبی به خاطر آفرینش‌ های هنری این نویسنده و شاعر اتریشی به وی اعطا شده و ربطی به مواضع سیاسی او نداشته، به دفاع از کمیته نوبل سوئد پرداختند.

وزیر فرهنگ صربستان در مصاحبه با خبرگزاری «تانیونگ» گفت: «هاند که باید مدت ‌ها پیش جایزه ادبی نوبل را دریافت می ‌کرد، اما سیاست تا به حال در تاخیر این تصمیم نقش بازی می ‌کرد.»

اما «سایت آنلاین» در آلمان نوشت: «اعطای نوبل ادبی به هاندکه که کشتار جمعی در بوسنی هرسگوین را انکار کرده است، در کرواسی، آلبانی و بوسنی هرزگوین، موجی از خشم، اندوه و تمسخر به بار آورد.»

روزنامه «گاردین» چاپ لندن هم به نقل از «اسلاوی ژیژک» فیلسوف سرشناس اسلوونی نوشت: «کمیته نوبل سوئد را باید تعطیل کرد. یک ستایشگر جنایات جنگی، جایزه نوبل را دریافت می کند در حالی که سوئد سهم عمده ‌ای در قتل شخصیت قهرمان واقعی دوران ما «ژولیان آسانژ» ایفا کرده است. به جای جایزه ادبی نوبل باید جایزه صلح نوبل به ژولیان آسانژاعطا می ‌شد.»

وزیر خارجه آلمان از حزب سوسیال دموکرات، از اعطای جایزه ابراز خرسندی کرد، اما «ولفگانگ ایشینگر» رییس کنفرانس امنیتی مونیخ، ضمن انتقاد از او، اقدام کمیته نوبل سوئد را ناشایست دانست.

«دیت سایت» فرازی از یک مقاله «یورگن بروکوف» کارشناس معروف زبان و ادبیات آلمانی در روزنامه «فرانکفورتر آلگماینه» را نقل کرد که در آن نوشته است «گناه نهایی این نویسنده در حوزه سیاسی رخ نمی دهد، بلکه در حوزه ادبیات اتفاق می افتد.»

«جان برانت» نویسنده کتاب پر سروصدای «خانه ‌ای در روستا، آپارتمانی در شهر»، در فیس‌ بوک نوشت: «مسئله نوبل تنها به ادبیات مربوط نیست، بلکه برخورد نویسنده را نیز دربر می‌ گیرد. به همین دلیل است که دیگرانی مثل «هاینریش بل» و «گونتر گراس» به خاطر مواضع سیاسی اجتماعی خود جایزه را دریافت کرده اند. جدا کردن این دو موضوع از یکدیگر را من نادرست و نامناسب می ‌دانم.»

«پر لئو» نویسنده و تاریخ ‌دان سرشناس آلمانی هم نوشته است: «خوشبختانه ادبیات خوب فقط به روحیه قهرمانان آن محدود نمی ‌شود، بلکه باید هنگام خواندن همواره بپرسیم نویسنده چه روح و روانی دارد؟»

هاشم تاچی، رییس جمهوری کوزوو، پس از اعلام برندگان جایزه نوبل ادبیات در توئیتر خود نوشت: «هاندکه انتخاب کرد که از عاملان نسل ‌کشی در بوسنی و کوزوو دفاع کند. تصمیم جایزه نوبل برای قربانیان بی ‌شمار (این نسل‌کشی) رنج‌ عمیق به همراه آورده است.»

ادی راما، نخست وزیر آلبانی هم در شبکه ‌های اجتماعی نوشت: «من هیچ وقت فکر نمی‌ کردم که به خاطر یک جایزه نوبل بالا بیاورم.»

او با «شرم ‌آور» خواندن انتخاب پیتر هاندکه به عنوان برنده نوبل ادبیات، اضافه کرد که به نظر می ‌رسد «بدنامی» به یک «ارزش جدید» تبدیل شده است: «نه، ما نباید به نژادپرستی و نسل ‌کشی تا این حد بی ‌اعتنا باشیم.»

شفیق جعفروویچ، عضو شورای ریاست جمهوری بوسنی و هرزگوین نیز این انتخاب را «ننگین» خواند و با انتشار بیانیه ‌ای نوشت که کمیته ادبی نوبل «از نظر اخلاقی کاملا گمراه شده است.»

دینو مصطفیک، کارگردان بوسنیایی نیز در توئیتر نوشت: «هاندکه برنده جایزه نوبل، کشتار سربرنیتسا را انکار و در خاکسپاری میلوشویچ شرکت کرد.»

در کشتار سربرنیتسا، در عرض چند روز، هشت هزار مرد و پسر کشته شدند؛ کشتاری که دادگاه لاهه «نسل ‌کشی» در نظر گرفت.

انجمن مادران سربرنیتسا، از آکادمی نوبل خواسته «هر چه زودتر» جایزه خود را از هاندکه پس بگیرد و تصمیم دیگری بگیرد.

نرمین تولیک، بازیگر بوسنیایی هم که در محاصره سارایوو از سوی نیروهای صرب به شدت زخمی شد، در توئیتر با گذاشتن علامت تهوع در کنار خبر اهدای جایزه نوبل به هاندکه این تصمیم آکادمی نوبل را محکوم کرد.

محاصره سارایوو در سال ‌های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۵ منجر به کشته شده یازده هزار نفر شد و طولانی ‌ترین محاصره پایتخت یک کشور در تاریخ معاصر توصیف شده است.

دادگاه لاهه، نبوجسا پاوکوویچ و ولادیمیر لازارویچ که مرتکب اقدامات خصومت آمیز از سوی نیروهای نظامی صرب در کوزوو شده اند را به جنایات جنگی محکوم کرد.

در پی ارتکاب نیروهای نظامی به فرماندهی این دو ژنرال سابق صربستان در خلال خشونت های ١٩٩٩- ۱۹۹۸، ده هزار کشته و تقریبا یک میلیون نفر آواره شدند.

دادگاه لاهه، هم چنین این دو نظامی سابق را به اقدامات تروریستی شامل قتل، تجاوز و بازگشت اجباری علیه شهروندان آلبانی در کوزوو محکوم کرد.

پاکویچ به ۲۲ سال زندان محکوم شد و لازارویچ پس از ۱۴ سال محکومیت به صربستان بازگشته است.

رسانه‌ های مختلف نیز به اهدای جایزه نوبل ادبیات به پیتر هاندکه واکنش منفی نشان داده‌ اند.

کوها دیتوره  (Koha Ditore)، مهم ‌ترین روزنامه چاپ کوزوو، تیتر اصلی خود را به این موضوع اختصاص داد و آن را «بزرگ ترین رسوایی در استکهلم» توصیف کرد. این روزنامه نوشت که هاندکه در طول‌ سال ‌هایی که جنگ از اسلوونی به کرواسی و سپس به بوسنی هرزگووین و در نهایت به کوزوو رسید، «کورکورانه طرفدار صرب‌ ها» بود.

این روزنامه نوشت این اقدام هاندکه در آلمان با «طرفداری از نازی‌ ها» یک سان در نظر گرفته شد و او نه تنها ابراز پشیمانی نکرده بلکه همواره «ناسیونالیسم صرب» را ستایش کرده است.

هاندکه در سال ۱۹۹۶، یک سال پس از پایان جنگ کرواسی و بوسنی، پس از سفر به صربستان، مقاله ای با عنوان «عدالت برای صربستان» در دو شماره روزنامه آلمانی زودویچه تسایتونگ منتشر کرد که جنجال بسیاری به ویژه در داخل آلمان برانگیخت. این مقالات بعدا به صورت کتاب منتشر شدند.

هاندکه خبرنگاران رسانه‌ ها در جنگ‌ های بالکان را «سگ‌ های جنگ» نامید که جانبدارانه به گزارش جنگ می ‌پردازند و «شغل نوشتن خود را با قضاوت یا عوام‌ فریبی مخلوط می ‌کنند.»

در آلمان، پیتر اشنایدر اولین نویسنده آلمانی بود که این موضع ‌گیری پیتر هاندکه را با نوشتن مقاله ‌ای در نشریه اشپیگل محکوم کرد و نوشت هاندکه دارد «به تنهایی با نظر همه جهان» می ‌جنگد و «پاسخ جدیدی برای مسئولیت جنگ، جنایات جنگی و مجرمان» می ‌یابد.

هاندکه معتقد بود که صرب ‌ها نقش چندانی در شروع و ادامه جنگ نداشتند و جدایی‌طلبان و دیگر ملت‌های یوگسلاوی سابق آن ها را به سمت جنگ سوق دادند: «آیا آن کسی که جنگ را آغاز می‌کند، همانی است که مسبب جنگ است؟»

اما اشنایدر به هاندکه پاسخ داد که «تقریبا همه متجاوزان تاریخ، از جمله آدولف هیتلر که آخرین نفر نیست، می‌ گویند که به تحریک واکنش نشان داده ‌اند.»

مارسل افولس، کارگردان فرانسوی نیز با چاپ مقاله ‌ای در شماره ۲۲ ژانویه همان سال در یک روزنامه برلینی، از هاندکه درباره خواست که به گزارش ‌ها درباره کشته شدن حدود چهل روزنامه ‌نگار در جنگ بالکان توجه کند.

مارسل افولس برخلاف هاندکه، طرفدار خبرنگاران جنگ بود و فیلمی را نیز برای ستایش کار خبرنگاران در زمان محاصره سارایوو ساخت.

جنجالی که پیتر هاندکه ساخته بود، خیلی زود از مرزهای آلمان عبور کرد و به دیگر مناطق اروپا گسترش یافت و به صرب‌ ها اجازه داد که از «جنایات آلمان علیه صرب‌ ها در دو جنگ جهانی» بگویند که «دیگر در آلمان فراموش شده است.»

در آن زمان، آلمان برای اولین بار پس از جنگ جهانی دوم، در چارچوب ناتو وارد منازعات منطقه بالکان شده بود.

انتقادها علیه هاندکه به حدی اوج گرفت که حتی روزنامه «فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ»، نوشت پیتر هاندکه در سفرش به صربستان «در جست‌وجوی آلمان» بود؛ آلمانی که «قدیمی بود، واقعی، جنگجو.»

هاندکه هیچ گاه از مواضع خود عقب‌ نشینی نکرد. او در خاک سپاری میلوشویچ در سال ۲۰۰۶ شرکت کرد و در سخنانی به کنایه گفت: «این به اصطلاح جهان، همه چیز را درباره یوگسلاوی و صربستان می ‌داند. به اصطلاح جهان همه چیز را درباره میلوشویچ می‌ داند. و به همین دلیل است که به اصطلاح جهان، امروز این جا غایب است.»

این اظهارات هاندکه بار دیگر واکنش محافل فرهنگی و روشنفکری اروپا را برانگیخت. مدیریت کمدی – فرانسز، مهم‌ ترین سالن تئاتر در پاریس، اجرای یکی از تئاترهای هاندکه را که برای سال ۲۰۰۷ برنامه ‌ریزی شده بود، لغو کرد.

در همان سال، در دوسلدورف، جایی که جایزه هاینریش هاینه اهدا می ‌شود جنجال به پا شد. این جایزه آن سال به هاندکه تعلق گرفت اما شورای شهر دوسلدورف از اهدای آن خودداری کرد. هم زمان دو عضو هیأت داوران این جایزه در اعتراض به انتخاب هاندکه کناره ‌گیری کردند. بالاخره خود هاندکه تصمیم گرفت این جایزه را قبول نکند.

در فرانسه نیز نشریه «نوول آبزرواتور» در ششم آوریل ۲۰۰۶ مطلبی را علیه شرکت هاندکه در خاک سپاری میلوشویچ منتشر کرد، اما دادگاه پاریس این نشریه را به خاطر بی ‌حرمتی به این نویسنده به پرداخت جریمه نمادین یک یورو محکوم کرد.

در سال ۲۰۱۱ نیز وقتی جایزه ۲۵ هزار یورویی «کاندید» در فرانسه به این نویسنده تعلق گرفت، گروه صنعتی کلبوس که حامی مالی این جایزه بود، از پرداخت این مبلغ به هاندکه خودداری کرد.

با این حال، هاندکه در این سال‌ ها حامیانی نیز داشت. اصلی ‌ترین حامیان سیاسی این نویسنده در خود صربستان بودند. او در سال ۲۰۱۲، به عضویت آکادمی علوم و هنرهای بلگراد انتخاب شد.

هم چنین زمانی که اجرای تئاتر هاندکه در پاریس لغو شد، هنرمندان و نویسندگانی چون امیر کوستوریتسا و پاتریک مودیانو از او حمایت کردند.

در همین حال رسانه‌ های صرب از این انتخاب حمایت کردند و از هاندکه به عنوان دوست بزرگ خود یاد کردند. رییس جمهوری اتریش نیز از قلم هاندکه به عنوان چیزی تکرار نشدنی و یگانه یاد کرد و از وی برای همه تلاش‌ هایش تقدیر کرد.

در معرفی پیتر هاندکه عنوان شده است: هاندکه در ۶ دسامبر ۱۹۴۲ در منزل پدربزرگ خود در شهر گریفن استان کرنتن متولد شد. در دوسالگی با مادر خود به آلمان شرقی رفت و به مدت چهار سال در آن‌جا اقامت کرد. او در سال ۱۹۴۸ به اتریش و به شهر گریفن بازگشت. در سال ۱۹۶۱ از مدرسه فارغ ‌التحصیل شد و در همان سال وارد دانشگاه شهر گراتس و در رشته حقوق مشغول به تحصیل شد. در سال ۱۹۶۷ اولین رمان خود را به نام «حیوان خانگی» نوشت.

از سال ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۰ در پاریس و دوسلدرف و از سال ۱۹۷۱ تا سال ۱۹۷۸ در شهر پاریس زندگی کرد. سال ۱۹۷۹ به اتریش بازگشت و تا سال ۱۹۸۷ در اتریش بود. از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۰ حدود چهار سال در مسافرت به دور دنیا بود. از سفرهای او می ‌توان به آمریکا، مصر، ژاپن، یونان و … اشاره کرد. پیتر هاندکه از سال ۱۹۹۰ تا به امروز در حاشیه شهر پاریس زندگی می‌ کند.

او بیش از ۴۰ جایزه داخلی و بین ‌المللی دریافت کرده و در حدود ۵۰ اثر ترجمه کرده‌ است. پیش ‌تر نیز جوایز ادبی دیگری نظیر جایزه «کافکا» و جایزه «گئورگ بوشنر» را از آن خود کرده است. از تالیفات مشهور هاندکه می‌ توان به «ترس دروازه‌بان از پنالتی»، «بر فراز دهکده‌ ها»، «زن چپ ‌دست»، «پیمودن دریاچه کنستانتس» و… اشاره کرد.

بعضی از آثار او، به عنوان فیلم نامه استفاده شده است؛ مانند «ترس دروازه ‌بان از پنالتی» در سال ۱۹۷۰، «حرکت اشتباه» در سال ۱۹۷۵ و «آسمان بالای برلین» در سال ۱۹۸۷ که هر سه به کارگردانی ویم وندرس ساخته‌ شده ‌اند.

از او آثاری به زبان فارسی برگردانده شده از جمله توسط علی ‌اصغر حداد، مترجم آلمانی به فارسی. هم چنین بخشی در کتاب «سودازدگان سرزمین موسیقی و شعر» اثر تورج رهنما، که موضوع آن «آشنایی با نویسندگان و شاعران امروز اتریش» است به پیتر هاندکه اختصاص داده شده است.

آکادمی نوبل اعطای جایزه به هاندکه را به این طریق توجیه کرده است که او «برای یک کار تاثیرگذار، که با نبوغ زبانی، پیرامون و ویژگی ‌های تجربه‌ های انسانی را بررسی می ‌کند» مستحق این جایزه است. در این اطلاعیه هم به کار او به عنوان نویسنده داستان و هم به عنوان نمایشنامه ‌نویس اشاره شده است.

اکنون نیز آکادمی نوبل نشان داد که به موضع گیری ‌های سیاسی هاندکه، اهمیتی نداده است.

خود پیتر هاندکه زمانی خواهان برچیدن نوبل ادبیات شده و گفته بود نوبل برای برنده آن «قدیس ‌سازی دروغین» به همراه می ‌آورد اما پس از اعلام اهدای جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۱۹ به او، تصمیم آکادمی نوبل را «بسیار شجاعانه» خواند و از آن استقبال کرد.

وی در سال ۲۰۱۴، در مصاحبه با یک از رسانه ‌های اتریشی اظهار کرده بود: «جایزه نوبل ادبیات با تقدیس کاذب نویسنده، یک لحظه توجه و شش صفحه در روزنامه همراه می‌شود. جایزه نوبل ادبیات بالاخره باید منسوخ شود. این جایزه ‌ای است که شما را اذیت می ‌کند و آن‌گاه شما خود را اذیت می ‌کنید چون به آن فکر می‌کنید. این بسیار بی ‌ارزش است.»

زمانی که «هاندکه» در سال ۲۰۱۴ برای دریافت جایزه «ایبسن» به نروژ رفت تعدادی با پلاکاردهایی با عنوان فاشیست و انکار کننده نسل‌ کشی از او استقبال کردند.

 

پیتر هاندکه که اکنون ۷۶ سال دارد و در حومه پاریس زندگی می ‌کند. او چند سال پیش درباره جنجال‌ هایی که درباره موضع ‌گیری ‌اش در جنگ‌ های بالکان به وجود آمده، گفت: «برای حرف زدن در این باره، باید زمانش فرا رسد. طرف مقابل هم باید گوش شنوا داشته باشد تا این که گفت‌وگو به یک جدل ایدئولوژیک ملال‌انگیز تبدیل نشود. همان طور که گوته گفته باید چرخ درد و شادی در سینه بچرخد. آن وقت می ‌توانیم درباره ‌اش حرف بزنیم.»

پیش تر، آکادمی سوئد قول داده بود که امسال می‌ خواهد از گذشته «مرد محور» و «اروپا محور» خود فاصله بگیرد. به این ترتیب، مسلما در حالی که هر دو برنده انتخابی ‌اش اروپایی و یکی از آن‌ ها مرد هستند به هیچ وجه این مسئله تحقق پیدا نکرد.

مخصوصا پیتر هاندکه طی دهه ‌های گذشته شخصیتی بسیار جنجالی بوده و توسط بسیاری از همتایان خود هم محکوم شده است.

اما غیر از فاکتور اروپایی بودن، انتخاب توکارچوک با تحسین مواجه شد. او تا حدودی دقیقا نقطه مقابل هاندکه است. او هم در آثار خود هم در زندگی‌اش خارج از دنیای ادبیات جهت‌گیری‌های سیاسی دارد که باعث خشم راست‌گرایان افراطی مخصوصا در لهستان شده است.

بعد از این که توکارچوک برنده جایزه نایک شد که معادل جایزه بوکر لهستان است، به شدت باعث خشم «نژادپرستان» و گرایشات ناسیونالیست شد چون  در یک مصاحبه تلویزیونی گفت با وجود این که لهستان خودش را به عنوان یک قربانی سرکوب به نمایش می‌ گذارد، خودش تا به حال مرتکب «حرکاتی هولناک» از استعمار در طول تاریخ شده است. بعد از آن خیلی‌ ها او را خائن خواندند و به این ترتیب ناشرش مجبور شد برای او «بادی‌گارد» استخدام کند.

 

با مروری بر مشخصات برندگان جایزه نوبل ادبیات و آثار آنان، درمی ‌یابیم که از نظر ملیت، نویسندگان و شاعران فرانسوی‌ به دفعات بیش تری جایزه نوبل ادبی را از آن خود کرده ‌اند، به طوری که آنان توانسته ‌اند پانزده بار این جایزه را به دست بیاورند.

پس از فرانسوی ‌ها، آمریکایی ‌ها و بریتانیایی‌ ها با ۱۲ و ۱۱ نوبل ادبی در جایگاه دوم و سوم قرار دارند. آلمان، سوئد، اسپانیا و ایتالیا هم در رتبه‌ های بعدی هستند.

از نظر زبان هم، این زبان انگلیسی است که بر جایزه نوبل ادبیات مسلط است؛ به طوری که یک چهارم جوایزی که اهدا شده، به نویسندگان و شاعران انگلیسی ‌زبان بوده است.

پس از انگلیسی، زبان‌ های فرانسوی، آلمانی و اسپانیایی بیش ترین جایزه را به دست آورده ‌اند و سوئدی، زبان داوران آکادمی نوبل، که فقط ده میلیون نفر متکلم دارد، در رتبه پنجم است.

برخی بر این عقیده اند که اگر هم نوبل اکنون اعتباری دارد به واسطه اهدای جایزه به نویسندگان بزرگی چون آلبر کامو، ژان پل سارتر، رومن رولان، ویلیام فاکنر، ارنست همینگوی، جان اشتاین‌بک، گابریل گارسیا مارکز، توماس مان، هرمان هسه، روژه مارتین دوگار، ویلیام گولدینگ، ساموئل بکت و… است.

از جمله معروف ‌ترین چهره‌های ادبی که موفق به دریافت جایزه ادبی نوبل نشدند، از جیمز جویس، مارسل پروست، نیکوس کازانتزاکیس، آنتوان چخوف، لئو تولستوی، جورج اورول، جی.‌دی.‌سلینجر، فرانتس کافکا، ویرجینیا وولف و آلن‌رب‌گریه می ‌توان نام برد.

این جایزه یکی از چند جایزه‌ای است که بنا بر وصیت «آلفرد برنهارد نوبل» (۱۸۹۹-۱۸۳۳) شیمیدان سوئدی، به ‌وجود آمد. نوبل که با اختراع دینامیت و باروت بدون دود (نیتروگلیسیرین) ثروت سرشاری عایدش شده بود، وقتی مشاهده کرد که از اختراع او، برخلاف انتظارش، برای افزایش قدرت سلاح‌ های جنگی و آدم کشی استفاده می‌ شود، سخت متاثر و نگران شد و تمام سرمایه و دارایی خود را وقف پاداش به برگزیدگان علم و ادب و صلح جهان کرد.

بنابر وصیت نامه نوبل، از درآمد سرمایه نه میلیون دلاری او، پنج جایزه در رشته‌ های فیزیک، شیمی، پزشکی، ادبیات و صلح به ‌وجود آمد تا هر سال به مردان و زنانی، صرف ‌نظر از ملیت آن‌ ها اعطاء شود که خدمات ارزنده ‌ای به «نفع بشریت» انجام داده باشند. این جوایز نخستین بار در سال ۱۹۰۱ به برگزیدگان اعطاء شد. در ۱۹۶۹ هم جایزه‌ای برای علوم اقتصادی شکل گرفت.

جایزه نوبل ادبیات به شخصی تعلق می ‌گیرد که در زمینه ادبیات، برجسته ‌ترین اثر- با ماهیت معنوی- را آفریده باشد. این جایزه شامل مدال طلا، دیپلم و مبلغی پول است که مبلغ آن از ۴۲ هزار دلار در ۱۹۵۳ به یک میلیون و ۴۰۰ هزار دلار در ۱۹۹۳ افزایش یافته است.

جایزه در دسامبر هر سال، هم‌زمان با سالگرد مرگ «نوبل» توسط آکادمی سوئد در استکهلم، با حضور پادشاه سوئد، اعطا می ‌شود.

معمولا هم جایزه به مجموع آثار چاپی نویسنده تعلق می‌ گیرد، نه به یک اثر خاص. گاهی هم جایزه به دو یا سه نویسنده به ‌طور مشترک داده می‌ شود. در بعضی از سال ‌ها هم ممکن است جایزه بدون برنده یا معوق بماند. در سال ‌های جنگ جهانی دوم، در فاصله سال‌ های ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۳ و سال گذشته، جایزه ادبیات به کسی داده نشد.

از مجموع ۱۰۵ برنده‌ نوبل ادبیات در سال‌ های گذشته، تنها ۲۷ نفر غیراروپایی بوده ‌اند و حتا کشوری چون سوئد بیش ‌تر از همه قاره‌ آسیا سابقه‌ کسب نوبل ادبیات را دارد. اظهارات سال گذشته هوراس انگداهل – دبیر وقت آکادمی نوبل – که اروپا را محور اصلی جهان ادبیات دانسته بود، به ‌نظر توجیهی برای این جهت گیری ‌های جغرافیایی است.

نویسندگان فرانسوی با ۱۵بار کسب نوبل ادبیات، پیش تاز بلامنازع هستند. ژان‌ ماری گوستاو لوکلزیو آخرین نماینده‌ ادبیات فرانسه بود که موفق به دریافت این جایزه شد. رومن رولان، آناتول فرانس، آندره ژید، آلبر کامو، ژان پل سارتر و کلود سیمون از سرشناس ‌ترین فرانسوی ‌های این فهرست هستند.

پس از فرانسه، آمریکا و انگلستان هر یک با ۱۰ جایزه‌ نوبل مشترکا در رتبه‌ دوم قرار دارند. آمریکا برای کسب اولین جایزه‌ نوبل ادبیات سه دهه انتظار کشید تا سینکلر لوئیس در سال ۱۹۳۰ آن را کسب کرد. تونی موریسون نیز آخرین آمریکایی بود که ۱۷ سال قبل این جایزه را به ‌دست آورد.

آلمان ۸، سوئد ۷، ایتالیا ۶، اسپانیا ۵، لهستان ۴، ایرلند ۴ و شوروی سابق ۳ دیگر کشورهایی هستند که به دفعات جایزه‌ نوبل ادبیات را کسب کرده ‌اند. این در حالی است که قاره‌ پهناور آسیا، تنها در سه دوره که دوبار آن توسط ژاپن در سال‌ های ۱۹۶۸ و ۱۹۴۴ و یک ‌بار آن توسط هند در سال ۱۹۱۳ بود، این افتخار را کسب کرده است.

جوان ‌ترین برنده‌ جایزه‌ نوبل ادبیات طی چند دهه گذشته، رودیارد کیپلینگ انگلیسی است که در سال ۱۹۰۷ در حالی ‌که ۴۲ سال داشت، این جایزه را به‌ دست آورد. در سوی مقابل، دوریس لسینگ انگلیسی در سال ۲۰۰۷ در حالی ‌که ۸۸ ساله بود، نوبل ادبیات را کسب کرد تا پیرترین برنده‌ این جایزه نام بگیرد.

یکی از موارد قابل‌ توجه در تاریخ برگزار جایزه‌ نوبل ادبیات، شمار معدود نویسندگان زن است؛ به ‌طوری ‌که طی ۱۰۱ سال برگزاری این جایزه، فقط ۱۲ نویسنده‌ زن نوبل ادبیات را کسب کرده ‌اند. سلما لاگرلوف سوئدی اولین زنی بود که در سال ۱۹۰۹ موفق به کسب نوبل ادبیات شد. دیگر نویسندگان و شاعران زن برنده‌ نوبل ادبیات عبارتند از: گراتزیا دلدا (ایتالیا ۱۹۲۶)، زیگرید اوندست (نروژ ۱۹۲۸)، پرل باک (آمریکا ۱۹۳۸)، گابریلا میسترال (شیلی ۱۹۴۵)، نلی ساچز (سوئد ۱۹۶۶)، نادین گوردیمر (آفریقای جنوبی ۱۹۹۱)، تونی موریسون (آمریکا ۱۹۹۳)، ویسلاوا شیمبورسکا (لهستان ۱۹۹۶)، الفریده جلینک (اتریش ۲۰۰۴) و دوریس لسینگ (انگلیس ۲۰۰۷)، هرتا مولر (آلمان ۲۰۰۹)

تاکنون فقط یک ‌بار در سال ۱۹۳۱، جایزه‌ نوبل ادبیات بعد از مرگ یک نویسنده به وی اعطا شده است. اریک آکسل کارلفلدت در این سال در حالی ‌که در قید حیات نبود، برنده‌ نوبل ادبیات انتخاب شد. البته آکادمی نوبل پس از آن در سال ۱۹۷۴ اعلام کرد دیگر هیچ نویسنده‌ ای بعد از مرگ، برنده‌ این جایزه نخواهد بود؛ مگر آن ‌که بعد از اعلام آکادمی نوبل درگذشته باشد.

در تمام دوره‌های برگزاری جایزه‌ نوبل ادبیات، تنها دو نفر از دریافت این جایزه‌ ارزشمند خودداری کرده ‌اند. بوریس پاسترناک، خالق کتاب دکتر ژیواگو در سال ۱۹۵۸ و ژان پل سارتر فرانسوی نیز در سال ۱۹۶۴ به‌علت این که به این عنوان رسمی اعتقاد نداشت، نوبل ادبیات را نپذیرفت.

تاکنون تنها در چهار دوره از جوایز نوبل ادبیات، هم ‌زمان بیش از یک نفر به عنوان برنده معرفی شده ‌اند که البته وقوع آن بیش‌ تر در دیگر شاخه ‌های جایزه‌ نوبل متداول است. در سال ۱۹۰۴، فردریک میسترال فرانسوی و خوزه اچه‌ گارای اسپانیایی، در سال ۱۹۱۷ کارل آدولف گیلروپ و هنریک پونتوپیدان هر دو از دانمارک، در سال ۱۹۶۶ شموئل یوسف آنیون اسراییلی و نلی ساچز سوییسی و در سال ۱۹۷۴ ایویند جانسون و هری مارتینسون هر دو از سوئد مشترکا جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرده ‌اند. با این‌ حال، هیچ نویسنده یا شاعری بیش از یک ‌بار این جایزه را کسب نکرده است.

حیرت ‌انگیزترین انتخاب آکادمی نوبل در شاخه ادبیات، به عقیده‌ بسیاری، وینستون چرچیل است که در سال ۱۹۵۳ به این عنوان دست یافت. او در واقع برای جایزه‌ صلح نوبل نامزد بود که به‌ عنوان برنده‌ نوبل ادبیات معرفی شد.

 

آکادمی سوئد، که تعیین کننده جایزه نوبل ادبیات نیز هست، در سال ۲۰۱۸ اعلام کرد که پس از ۷۵ سال اعطای این جایزه، برای نخستین بار، نوبل ادبیات را در این سال اهدا نشد.

رسوایی آکادمی سوئد، این چنین آغاز شد که ژان کلود آرنو، کارگردان و همسر کاتارینا فروستنسون یکی از اعضای کمیته داوری جایزه نوبل ادبیات بر اساس گزارش رسانه‌های سوئد، طی سال‌های اخیر ١٨ زن را که عضو آکادمی یا همسر و دختر اعضای آکادمی سوئد بوده‌اند مورد آزار یا سوء استفاده جنسی قرار داده است.

به جز این آرنو هفت بار نام برندگان آتی جایزه نوبل ادبیات را که باید مخفی می‌ماندند را لو داده و هم چنین برای گرداندن یک کلوب فرهنگی که خود سرپرست آن بوده، از پول‌های آکادمی استفاده کرده است. ژان کلود آرنو در آغاز ماه دسامبر ٢٠١٨ در دادگاه عالی سوئد به جرم تجاوز به دو سال و نیم حبس محکوم شد.

آکادمی نوبل، هم چنین خانم فروستنسون را متهم کرد که نام برندگان جایزه نوبل ادبیات را با همسرش در میان می‌ گذاشته؛ در حالی که این خلاف قاعده «رازداری» در نوبل محسوب می‌ شود. در پی این رسوایی، اصلاحاتی در آکادمی نوبل سوئد انجام گرفت، ولی سال گذشته هیچ نویسنده ‌ای به عنوان برگزیده جایزه ادبیات نوبل معرفی نشد. اگر هم احتمالا در جریان نیستید، جایزه نوبل ادبیات از سال ١٩٠١ میلادی هر ساله به یک هنرمند در حوزه هنرهای غیر بصری اعطا می ‌شود. اسامی برندگان این جایزه نیز روز دهم دسامبر هر سال هم ‌زمان با سال روز درگذشت بنیان گذار آن، «آلفرد نوبل» در استکهلم اعلام می ‌شود.

کمیته ادبی نوبل از کمیته‌ های مختلفی تشکیل شده است: تاریخ ادبیات، زبان ‌شناسی، ادبیات مدرن و ادبیات کلاسیک. پنج‌ نفری که کمیته انتخاب نویسنده سال را تشکیل می ‌دهند، همگی از استادان ادبیات و زبان، شاعر و یا نویسنده ‌اند. در سال ۲۰۱۹، شورای نظارت نوبل پنج نویسنده و زبان‌ شناس را هم از خارج کمیته نوبل به روند انتخاب برنده جایزه اضافه کرد، اما تصمیم نهایی هم چنان با پنج عضو اصلی کمیته انتخاب است. آن‌ ها نام نویسنده ‌ای را که نامزد دریافت نوبل ادبی است به یک شورای ۱۸ نفره اعلام می‌ کنند. شورا این نویسنده را به رای می ‌گذارد. امسال ژیلا مساعد شاعر و نویسنده ایرانی در تبعید و ساکن گوتنبرگ سوئد، به عنوان عضو تازه آکادمی نوبل، عضو این شورا است. تاکنون نام هیچ نویسنده یا شاعر ایرانی در فهرست نامزدان نوبل ادبی قرار نگرفته است. البته برخی دلیل آن را ضعف ترجمه آثار ادبی فارسی به زبان های اصلی در جهان می دانند که ادبیات ایران تاکنون از نوبل ادبی بی‌ نصیب مانده است.

نوامبر ۲۰۱۸ به دنبال اوج‌ گیری کارزار «می ‌تو» در سوئد، ۱۸ زن، ژان کلود آرنو، یکی از شخصیت ‌های شناخته شده فرهنگی در سوئد و صاحب یک کلوب ادبی را به آزار جنسی متهم کردند. ژان کلود آرنو عضو آکادمی نوبل نبود اما همسرش کاترینا فروستنسون، عضو آکادمی نوبل است.

یک شنبه بیست و یکم مهر ١٣٩٨ – سیزدهم اکتبر ٢٠١٩

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *