زان اوج و حضیض / سعید یوسف

زان اوج و حضیض

سعید یوسف

مَدّ، قامتِ بر شونده ی توست
جَزر از قدمِ رمنده ی توست

دریائی و هست اگر حیاتی
از یُمنِ دلِ تپنده ی توست

زان اوج و حضیض و موج و خیزاب
خیزنده و پس خزنده ی توست

زان رفته و بازگشته از نو
آینده ی گسترنده ی توست

در گوشه ای از جهانت، ای دوست!،
این نوگلِ پژمرنده ی توست

تا بشکفد از نو، آنچه خواهد
داروی شفا دهنده ی توست

هر داروی دیگر آزمودیم
چیزی که کم است خنده ی توست

گر باخته ایم دل، عجب نیست:
چشمت ورقِ برنده ی توست

(سعید یوسف)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *