دریغ، عشق، که جایش گرفت نفرتِ دین / سعید یوسف

دریغ، عشق، که جایش گرفت نفرتِ دین

سعید یوسف 

 

جهان خلا و امورِ جهان نجاست شد
از آن زمان که خدا واردِ سیاست شد

ببین حکومتِ دینی چه کرد با ایمان
که لفظِ مؤمن یادآورِ نجاست شد

تمامِ هاله ی عرفان و معرفت گم شد
از آن زمان که مقامِ خدا ریاست شد

دریغ، عشق، که جایش گرفت نفرتِ دین
دریغ، علم، که زندانیِ حراست شد

گشاده دستی شان غصبِ مالِ مردم بود
نصیبِ مردمِ محروم اگر خساست شد

ندای خلقِ فلسطین ز یاد رفت، ز بس
شعارِ غالب شان قدس یا قداست شد

چه شد که توده ی مردم فتاد در پیِ شیخ؟
کجا دو دیده ی بینا، کجا فراست شد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *