زبان‌ها و انسان‌ها / سعید یوسف

زبان‌ها و انسان‌ها

 

گویا زبان برای چشیدن

گویا برای لقمه فرو دادن

گویا برای لیس زدن در دهانِ ماست.

 

گویا زبان برای تفاهم نیست.

 

ما دور می شویم از هم با زبان مان.

ما در فواصلی امن

هر یک به واژه های خودی لیس می زنیم؛

پرهیز می کنیم

از هرچه های غیرِ خودی در جهان مان.

 

حیرت نمی کنیم، ولی، وقتی

یک گونه، مثلِ هم،

ما سرد می شویم، شما سرد می شوید

چون بادِ سرد می وزد از کهسار؛

وقتی که مثل هم

(هر چند

با لهجه های خاص، زبانهای خاصِ خود)

هر روز پیر و پیرتر از پیش می شویم

تا عاقبت

ما پودر می شویم، شما گرد می شوید

وان دیگران غبار.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *