معرفی دفتر شعر شاعر جوان «انور عباسی» (هرس) / بهرام رحمانی

معرفی دفتر شعر شاعر جوان «انور عباسی» (هرس)

بهرام رحمانی

bahram.rehmani@gmail.com

 

هفته پیش کتاب شعر شاعر جوان مان انور عباسی، توسط انتشارات ارزان در استکهلم چاپ و توزیع شده است. انور جزو اعضای جوان کانون نویسندگان ایران در تبعید و انجمن قلم ایران در تبعید است. وی اشعار خود را بدون زبان کردی و فارسی می سراید.

انور عباسی، در جایی در مقدمه دفتر شعر «شریان تابوت»، نوشته است: «پس از قریب ١۶ سال اصرار بر کوردی نوشتن و آموختن، اکنون چند سالی ست می توانم به جرات بگویم کوردی می نویسم، به کوردی می اندیشم و کوردی می خوانم. این موفقیت باعث شد به خودم اجازه چاپ یک دفتر کم حجم شعر را به زبان فارسی بدهم.»

اصولا شعرا در انتخاب کلمات دقت و وسواس بیش تری به خرج می دهند. چرا که تلاش می کنند هیچ یک از کلمات، بی دقت انتخاب نشوند. کلمات، تصورات و نمادها همگی داری یک هدف در معنای کلی شعر هستند.

بسیاری از شعرها عمدا و یا سهوا به ویژه اشعار بلند بی انتها هستند از این رو، اغلب برای خواننده این مشکل پیش می آید که هدف شاعر چه بوده است. در حالی که مقبول این است که بدانیم هدف شعر چیست و در عین حال به خاطر بیاوریم که روش ها و تفسیر های مختلف از نقد و بررسی شعر وجود دارد. از این نظر، درک و هدف اشعار انور برای خواننده آن، چندان دشوار نیست.

گاهی انطباق اشعار یک شاعر با آثار فلسفی و روان شناسی جست و جو می شود و گاهی با مضمون و محتوای سیاسی و اجتماعی. بنابراین، ما در شعر نه با یک سبک، بلکه با سبک های مختلفی رو به رو هستیم. به نظرم سبک شعر انوری عباسی، بیش تر سبک سیاسی و اجتماعی دارد. هر چند که برخی شعرهایش از سبک فلسفی و روان شناسی متاثرند.

گاهی نیز به لحاظ فنی، خط الرسم شعر به دقت تنظیم نمی شود و خواننده را آزرده خاطر می سازد. شاعران به درست ‌نویسی از لحاظ دستوری دقت بیش تری دارند اما متاسفانه از لحاظ رسم ‌الخط، که متاسفانه در هیچ ‌کدام از دو بخش بین نویسندگان و ناشران و روزنامه نگاران، نه دقت، و نه اتفاق آرا وجود ندارد.

برای مثال، برخی همزه را «ء» و برخی «ی» می ‌گذارند. یا درباره کلمه «می ‌افتد» بعضی‌ ها «الف» می ‌گذارند و بعضی‌ ها نمی ‌گذارند و به صورت «میفتد» می نویسند. یا جدا نویسی و پیوسته ‌نویسی، برای مثال جدا نویسی «ها» در جایی «آن ها» را با نیم فاصله و در جای دیگر «آنها» وصل شده نوشته می شود. البته در سراسر یک کتاب چه کتاب شعر و چه در کتاب های دیگر، اگر یکی از این خط الرسم ها رعایت شود شاید اشکالی نداشته باشد اما هنگامی که در یک دفتر شعر و در صفحات مختلف و تکراری جدا نویسی و پیوسته ‌نویسی رعایت نمی شود ناخودآگاه خواننده را آزرده خاطر می کند. در حالی که با کمی حوصله و دقت به راحتی می توان این مشکل را بر طرف کرد.

به نظرم جدا از هر تفسیر و تحلیل و اختلافی، بهتر و اصولی تر و زیباتر است که جدا نویسی رعات شود. برای مثال، به آنروز (آن روز)، اینصورت (این صورت)، آنگونه (آن گونه)، اینگونه (این گونه)، اینکار (این کار) و… نوشته شوند.

گرچه نگارشی زبان و خط فارسی و رعایت موازین دوستروی و فنی آن، دشواری های خاص خود را دارد و چالش برانگیز است. اگر چند عنوان پایان نامه دانشگاهی، کتاب، روزنامه و مجله را در کنار هم قرار دهیم و رسم الخط آن ها را با همدیگر مقایسه کنیم به انواع و اقسام تفاوت ها و تناقض ها و حتی سلیقه ها برمی خوریم که آن هم اساس ریشه در زبان فارسی عصر حاضر، که به خصوص در چهل سال حاکمیت سانسور و سرکوب جمهوری اسلامی، دچار افت و مشکلات زیادی شده است.

زبان فارسی، به‎ عنوان زبان رسمی ایران، افغانستان و تاجیکستان سبب شده منابع زیادی از «اینترنت» به این زبان تولید شود و کاربران فارسی زبان به دلایل مختلفی در جستجوهای خود، از جمله از زبان انگلیسی استفاده کنند، اما به دلیل غالب بودن زبان انگلیسی در اینترنت، جستجو به زبان های غیرانگلیسی از جمله فارسی، مسائل و مشکلات مختلفی جدا از مشکلات عمومی اینترنت به همراه دارد. مشکلات زبان فارسی از یک سو و اهمیت یافتن روزافزون موضوع رایانه و خط و زبان فارسی از سوی دیگر، در همه زمینه‎ های کاربردی و تحقیقاتی و حتی در زندگی عموم مردم رسوخ یافته است. از جمله کلماتی که به دو شکل پیوسته و جدا نوشته می ‎شوند، مشکلات کمی در خواندن متن به وجود می‌ آورند هر چند که هر آشنای به زبان فارسی، به راحتی می ‌تواند آن ها را بخواند.

نهایتا شکی نیست پیش شرط رشد و گسترش و ارتقا زبان، نیاز به یک جامعه آزاد و برابر و عادلانه ای دارد که همه شهروندان بدون توجه به جنسیت، ملیت، افکار سیاسی و باورهای مذهبی، بتوانند افکار و آرای خود را آزادانه و به زبان مادری خود، بیان کنند و آزادانه نیز مورد نقد و بررسی قرار گیرند بدون این که ترسی از سانسور و اختناق دولتی وجود داشته باشد. در چنین جامعه ای فرهنگستان زبان و ادب، مستقل از دولت و گرایشات سیاسی و مذهبی، به فعالیت های تخصصی خود می پردازد و زبان و فرهنگ و یا زبان های جاری در یک کشور را بارورتر، پربارتر، خلاق تر و به روزتر می کند.

***

اشعار زیر را از دفتر شعر «شریان تابوت» انور عباسی انتخاب کرده ام:

 

همسایە ها

زبان ترکی را دوست دارم

زمانی کە صدا زدە می شوم:

آرکاداش

فارسی را دوست دارم

زمانی کە بر دیوارها نوشتە باشند:

سلام غریبە

و عربی را…

عربی را می شناختم

کە هر صبح ”نور العین”اش می شدم

چنان کە هنگام وداع

عین هایش

کودکانی ترسیدە از تاریکی بودند

کە می گریستند.

با این حال مطمئن نیستم

اگر من بە آن ها بگویم: ”دراوسێکانم”[۱]

هیچ دیوارشان دیگر بە من سلام بدهد

و همان آرکاداش را بشنوم

و نور العین را بشوم.

نور عینم، آرکاداش

دیوار همیشە هم بد نیست

بازهم بر دیوارها بنویس

سلام غریبە

 

[۱] همسایه ‌هایم.

***

بی حسی

این فاجعە در مقیاس میلیونی هر روز تکرار می شود و تن تو را نمی لرزاند. تو سر شدە ای…

 

تو را سر کردە اند

و خاورمیانە را بدون بی حسی

جراحی می کنند

و ما کە فرار کردە ایم،

تولە های یک اصلاح نژادی گستردە ایم

ما کە همیشە یادمان خواهد ماند

اولین بلوند زندگی مان را

کی کردیم

ملاقات

کی کردیم شعرش

رمانتیک

بر کاغذهایی

کە باد آن ها را خواهد برد

کە او می کندمان

از پشت و رو، برانداز

شمارە مان می کند

و دادە هایی خواهیم شد

بر کاغذ بازی های بی پایان

در قعر.

ما تولە های اصلاح نژادی شدە

تنها فرقمان این است

کە سر نشدە ایم

هنوز علم آن قدر پیشرفت نکردە است

کە خواب دیدن را فراموش کنیم

و این وضع چندان پایدار نمی ‌ماند

”این تمدن بوی مردار می دهد…”[۲]

 

اشاره به گفته مشهور هانا آرنت فیلسوف یهودی تبار: این تمدن بوی مردار می ‌دهد، وقت آن هست محترمانە ولی هرچه زودتر بە خاکش بسپاریم.

***

 

اقدام انقلابی

به دوست دوردستم آرمان میرزانژاد و شعر «ما جان باخته ایم… رفیقم» اش

شاید بهتر آن باشد

کە بپذیریم

ما دانندگانیم

بر سیلان پر شتاب برهوت سترگ

این کهکشان مسموم دور

شاید بهتر آن باشد

کە بپذیریم

ما باختەایم.

باختە هزاران

– ما کە زیستە ایم – سال

ما باخته هزارانیم سال

و بگذار این ناگوار مسحور کننده را

من زمزمه کنم:

با این وجود

ما هرگز به این خوبی نبوده ایم

کە اکنون.

 

خانە ای در کار نیست

سیب هم حقە ای رسانه‌ ایست

برای اثبات عمق سقوط

بر جاذبە کله ‌هایی

کە گمان می‌برند می ‌شود…

ولی نمی شود.

می دانم شاید بهتر آنست

کە بپذیریم ما باخته ‌ایم

ولی این آسان ترین کار

انتخاب دم مردن مان هم اگر باشد

پس آن همە شعر لجوج را

تو پاسخ خواهی گفتن؟

و رنج را از لذت تهی خواستن؟

ما حتا می توانیم/ باید ببالیم

بر این اقدام انقلابی

کە بر ضد زیست بوم خود

– کە گفتی پس‌آب کهکشانی دیگر است –

انجام می دهیم.

نپذیر شکست را

کە تنها بە پذیرفتن محقق می ‌شود

از همان ابتدا هم حقیقت را نسبتیدە بود/ ند

آن/ ها کە گویی می بازاند/ نند

بر پرتگاه کە از دور

تازیانەها را می شود دید

ریل هایی کە بر پوست زمین سفری دردناکند-

بە سفر فکر کن

این اقدام انقلابی

این ترور موقت رکود

بە هرحال از این ستون بە آن ستون هنوز

پیروزی یک امکان باید باشد

با این هیبت سربلند

باختن بە ما نمی آید رفیق

***

 

استخاره 

برای تمام لحظات اضطراب آوری که کوردها هنگام بر ملا کردت هویت شان تجربه می کنند.

 

خواستم با همسایه تازمان آشنا شوم

زارا دستم را کشید:

اگر بپرسد کجایی هستی چه؟

ترس برم داشت

چرا به فکر خودم نرسید؟

اگر بگوید:

کشورت را روی نقشه نشانم بده؟

زانوهایم لرزید

گفتم:

استخاره بلدی بکنی؟

 

برای انور گرامی، این دوست و هموند گرامی مان موفقیت و شادابی و تندرستی آرزومندم. امیدوارم قلم اش همیشه پربار، روان و فعال باشد!

چهارشنبه ششم آذر ١٣٩٨ – بیست و هفتم نوامبر ٢٠١٩

 

علاقه مندان می توانند این دفتر شعر را از کتاب و نشر ارزان تهیه کنند.

Kitab-I Arzan

Helsinforsgatan 15

۱۶۴ ۷۸ Kista- Sweden

+۴۶ ۸ ۷۵۲ ۷۷ ۰۹

info@arzan.se

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *