چخوف و تک گویی مضرات دخانیات / ناصر رحمانی‌نژاد

چخوف و تک گویی مضرات دخانیات
ناصر رحمانی‌نژاد
تک گویی مضرات دخانیات، آن طور که چخوف خود توصیف کرده، «یک نمایشنامه ی جدید» است. جدید از این لحاظ که از اولین نمونه های نمایشنامه ی تک نفره در قرن نوزدهم است. پیشینه ی تاریخی روایت تک نفره به دوران باستان و نقل اساطیر و افسانه ها بازمی گردد. فرمی از داستانسرایی که تمام اقوام و ملل مختلف در جریان تحول تاریخی خود داشته اند.
اما آنچه که ما امروز آن را نمایش تک نفره یا مونولوگ می شناسیم تاریخ و ویژگی های خود را دارد، اگر چه ریشه های آن را از منظر تاریخی، بهرحال، می توان در نقل اساطیر و افسانه های دوران باستان جست.
نمایشنامه ی مضرات دخانیات گذشته از تازگی آن در زمانی که چخوف آن را نوشته، از نظر مراحل تحول و دگرگونی هایی که دیده از اولین تا آخرین روایتی که امروز در دست ماست، سرگذشتی جالب و در عین حال از نظر نمایشنامه نویسی و تحول و دگرگونی شخصیت درام، بسیار شنیدنی و آموزنده است.
در زیر، ماجرای این تحولات را در ترجمه ی مقدمه های تحقیقی لارنس سِنِه لیک برای اولین و آخرین روایت مضرات دخانیات، خواهید خواند. لارنس سِنِه لیک استاد تئاتر و یکی از برجسته ترین محققین و مترجمین آثار چخوف در آمریکاست. مترجم.
نخستین روایت تک گویی مضرات دخانیات
نوشته ی لارنس سِنِه لیک (Laurence Senelick)
ترجمه ی ناصر رحمانی نژاد
چخوف در اصل قصد داشت که این مونولوگ را برای بازیگر با استعداد اما الکلی، گرادوف-سوکولف، بنویسد، ولی معتقد بود که به علت شتاب در نوشتن آن طی دو ساعت و نیم در فوریه ۱۸۸۶، آن را خراب کرد. خودش بعدها گفته که «من آن را به شیطان واگذار کردم، و به مجله ی پترزبورگ»، جایی که با امضای آ. چخونته به چاپ رسید. هنگامی که این مونولوگ در اواخر همان سال در مجموعه داستان هایش با عنوان «داستان های گوناگون» به چاپ رسید، برخی تغییرات در آن به عمل آورد، لحن احساساتی آن را  شدت بخشید، و در عوالم ذهنی خود بیشتر برای خواندن تا برای اجرا. یکی از دوستان نویسنده ی او به نام آ. اس. لازاروف (گروزینسکی) آن را نسبت به داستان های دیگر آن مجموعه ضعیف تر دانست و به خاطر گنجاندن آن در این مجموعه، سر به سر چخوف گذاشت. چخوف از خود دفاع کرد، اما این انتقاد تأثیر خودش بر جای گذاشت، زیرا چخوف در سراسر زندگی ادبی اش به این تک گویی باز می گشت و آن را تصحیح می کرد تا به شکلی منتهی شد که امروزه آن را به طور معمول تجدید چاپ می کنند. در روایت های اولیه، سخنران های آماتور درباره ی مباحث علمی که به دنبال تربیت مردم بودند را هدف تمسخر قرار داده بود. در دهه ی ۱۸۸۰، یعنی در زمانی که فعالیت سیاسی برای پرورش و اصلاح جامعه به سبب سرکوب دولتی عملاً غیرممکن شده بود، تلاش های آموزشی از این دست رایج بود. در این تک گویی، سخنران با نام کاریکاتوری مارکل نیوخین، که معادل فارسی آن می تواند مارسلوس فین فینی باشد، نه تنها بی کفایتی خود، بلکه ابتذال زندگی خانوادگی خود را نیز آشکار می کند. زبان لاتین و ژست مطنطن و سوگوارانه در اینجا به عنوان پوشش موجودیت روحاً فقیر یک شخصیت از لحاظ معنوی و مادی ضعیف، به خدمت گرفته شده است. در این مرحله به نظر می رسید که چخوف نسبت به هدف خود در تمسخر گرفتن شخصیت نمایش بی اعتناست، اما هر چه زمان می گذشت، توجه او نسبت به نیوخین بیشتر می شد.
آخرین روایت مضرات دخانیات
از این تک گویی شش روایت متمایز موجود است. جدی ترین تغییرات مقارن است با عمق فوق العاده ی روانشناسی در آثار چخوف در طول سال های ۱۸۹۰. چخوف در جریان مقابله و مقایسه ی روایت های قبلی، لحن احساساتی تک گویی را شدت بخشید، جنبه ی کمدی آن را پالایش داد، و کیفیت اندوهبار آن را تقویت کرد. زبان شبه علمی سخنران با یک مقدمه ی سازگار با عبارات کلیشه ای، تخفیف داده شد.
این انگیزه برای تغییرات عمدتاً زمانی پیش آمد که در سال ۱۸۹۸، یا. مرپرت (Ya. Merpert)، نویسنده ی روس مقیم پاریس، از چخوف تقاضای یک تک پرده برای اجرای تک نفره ی آماتوری کرد. اگر چه چخوف از دوستانش خواست که نمایشنامه هایشان را به جای خود او بفرستند، اما هم زمان در مضرات دخانیات تغییرات بیشتری داد و آن را برای برادرش ایوان فرستاد. در این روایت تعدادی از جزئیات مضحکه که در روایت قبلی بود، حذف شده اند. نیوخین تهمت های بیشتری به همسر غایب اش می زند و رنج بیشتری از امور تحمیلی بر خود را آشکار می کند. آنچه را که چخوف در روایت های اولیه به نتیجه گیری های تماشاگر واگذاشته بود، اکنون در لحن گله گزاری بیان می کرد. این تک گویی برای اولین بار توسط نویسنده ی روس آ. ئی. کوپرین (A. I. Kuprin) در یک باشگاه خصوصی در سپتامبر ۱۹۰۱، در مسکو اجرا شد.
چخوف در نظر نداشت که این تک گویی را در مجموعه آثارش بگنجاند، اما هنگامی که در سال ۱۹۰۲ بر روی نمایشنامه ی باغ آلبالو کار می کرد، به آن رجوع کرد. او به ناشر خود مارکس، آن را به عنوان «یک نمایشنامه ی جدید» توصیف می کند و اصرار می ورزد که آن اختصاصاً برای صحنه در نظر گرفته شده و نه برای خواندن. هنگامی که استانیسلاوسکی از اولگا کنیپر [همسر چخوف و بازیگر تئاتر هنر مسکو] می خواهد که اجازه ی آن را برای روی صحنه بردن از چخوف بگیرد، چخوف به همسرش پاسخ می دهد، «دیوانه شده ای!!! یک وودویل را به تئاتر هنر بدهم! یک وودویل با شخصیتی که فقط حرف می زند، و مطلقاً هیچ عملی انجام نمی دهد!!» (۸ اکتبر ۱۹۰۲).
روایت نهایی سیمای نفرت انگیزتری از زن نیوخین ترسیم می کند و در نتیجه نیوخین وحشت زده تر و رقت انگیزتر معرفی می شود. چخوف، استهزایی را که قبلاً بر قهرمان خود فروباریده بود تبدیل به ترحم می کند، و پوچی معنوی یک چنین موجود مبتذلی را ارایه می دهد. شخصیت نیوخین به آخرین سنت روسی از «مرد حقیر»ی که از او سوء استفاده شده، تبدیل شد.
به لینک زیر توجه کنید:
مضرات دخانیات
کارگردان و بازیگر: ناصر رحمانی‌نژاد
کاری از انجمن تئاتر ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *