سالِ بیست – بیست (۲۰۲۰) / شعری از / سعید یوسف

سعید یوسف

سالِ بیست – بیست (۲۰۲۰)

مهرت به لطفِ آبِ حیات از زلالی اَست
بارانِ رحمت از پسِ هر خشکسالی است
وین دل که دیگرش خبر از حالِ خود نبود
از این لطافت است که حالی به حالی است
می آوری به خویشم و از خویش می بری
چون موج و، هستی ام همه در این توالی است
مستانه چرخ می زنم از جذبه ات مدام
در گردشی که، مثل زمین، انتقالی است
تا حافظ از سریرِ سخن پا کشید و رفت
این کوزه سالهاست که از باده خالی است
دارد توانِ عمر چرا روی در نزول؟
بر عکسِ سالهاش که رو در تعالی است
در پیری ام – چه خوب! – که تنها نمانده ام:
همسایه ای ست مرگ که در این حوالی است
افسوس کآنچه غم به جهان است واقع است
شادی همیشه سهمِ جهانی خیالی است
انگار این فجایعِ گیتی به گِردِمان
محصولِ ذهنِ سوررئالی چو دالی است
سالی نو است در ره و غمها ببر ز یاد!
حالا چه جایِ بحثِ غمی احتمالی است؟
گر سالِ بیست-نوزده یک نمره کم گرفت
در سالِ بیست-بیست همه چیز عالی است

(سعید یوسف)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *