اسم دیگرش …/ شعری از / رضا بهادر

اسم دیگرش …

رضا خان بهادر

اسم دیگرش در آغاز بود‌
در آغاز پستان‌هایش را روی‌ آب می‌گرفت‌
اشکال مختلفی از جنازه‌ را
به سطح می‌رساند
به سطح‌ وقت در لکنت‌ِ گوشت‌
و کشباف‌هایی از چند صورتِ سیال‌

چه مهربانیِ بلندی‌
باید برداری‌اش و میان خیابان‌
چال‌اش‌ کنی
عکس‌هایش را در اینستاگرام بگذاری‌ و
از زیر عینک
جوانی‌اش را چشم بزنی
زیر عینک‌ قایم‌ شدن
چشمِ خالی می‌خواهد و
اندوهی آماده

پستان‌ها را از طبقه‌ای به طبقه‌ی دیگر‌
دست به دست کردند‌
شیر سفیدِ خیابان را تاریخ‌ زدند‌
و زیر لب گفتند:
از آغاز گذشته بود‌

جنازه‌ها به میدان مسابقه رفتند‌
چند صورت سیال شرط بستند
آن‌که می‌رسد استخوانی‌ از کلمه
در چشم‌هایش گیر کرده است‌

اندوه‌ِ آماده سرد شده‌ بود‌

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *