غزل عشق پنهان / فدریکو گارسیا لورکا / ترجمه‌ی علی اصغر فرداد

فدریکو گارسیا لورکا

ترجمه‌ی علی اصغر فرداد

غزل عشق پنهان

کسی عطر ماگنولیای تاریک درونت را درنیافت
کسی بلبل مجروح عشق، میان دندان‌هایت را ندید

 

هزار اسب زیبای ایرانی
در ماه پیشانی‌ات خفته اند
آن‌گاه که من چهار شب
کمرگاه تو را
که دشمن برف است
در آغوش خود داشتم.

نگاه تو میان گچ و یاسمین
شاخ گلی بارور و بی‌رنگ بود

شور من، در سینه حروف سخت عاجی را

همیشه برای تو جستن

همیشه، همیشه:

باغ من، جنگ مرگ و زندگی*
جسم تو، فنا شدنی
خون تو، در دهان من
دهان تاریک تو، مرگ من..

*در متن اصلی کلمه Agonie به معنای رنج، احتضار و یا جان کندن آمده استو

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *