استوار …/ چهار شعر از / حمیدرضا رحیمی

حمیدرضا رحیمی
Hamidreza Rahimi

چهار شعر از :

حمیدرضا رحیمی

www.hazl.com

 

استوار

غمگین بودن را دیگر

دوست نمی دارم

پس  اقتدا می کنم به آن پرنده

که بی ملاحظه می خواند

و به آن درخت

که از این همه سال ایستادن

هنوز خسته نشده است!..

***************************

 

وزش

از کنارت چندان آرام گذشتم که پنداشتی

نسیمی از گیسوانت عبور کرده است.

دستی به موج موهات می کشی

و مرا از این چین به آن چین

کوچ میدهی!..

**********************

 

کمال

راستی اینهمه زیبائی را

در این آینه ی شکسته ای که من باشم،

چگونه زیسته ای

که من هنوز سرگرم صید تصویرم؟

**************************

 

جای خالی 

اینهمه تقویم
که بی تو ورق می خورند
و اینهمه باغچه
که از رنگ و بوی تو تهی ست

عطر تو در جائی از جهان حبس شده است
و نیز صدایت
که از دور دست تازیانه می آید

**********************

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *