خانه‌پا / شعری از / مجید نفیسی

خانه‌پا

مجید نفیسی

به گلها آب ندادم.
به قناریها دانه ندادم.
هی شکلات خوردم
تا دلم را زد.
روی مبل دراز کشیدم
دیدم آقای خانه
دارد از توی قاب عکس
به من نگاه میکند.
پا شدم، کتم را پوشیدم
و رفتم پیش سگ.
قلاده‌اش را بستم
سر آن را گرفتم
و هر دو از خانه بیرون زدیم.

سیزدهم ژوئن دوهزار‌و‌نوزده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *