مردی از تئاتر / گفت‌و‌شنود با ناصر رحمانی‌نژاد / همنشین بهار

مردی از تئاتر گفت‌و‌شنود با ناصر رحمانی‌نژاد / همنشین بهار
A Man of the Theater


در زمانه‌ای که عقل به تبعید رفته و ابتذال به میدان آمده‌است، در این شبِ سردِ مه‌آلود که به‌قول تَنسَر Tansar – در نامه به گُشْنَسپْ (شاه طبرستان) ـ تمیز حقیقت از میان برخاسته و سیرت انسانی رها گشته‌است، توجه و تأمل شما را به سخنان هنرمند شریف آقای ناصر رحمانی نژاد، که تئاتر اجتماعی معاصر ایران با نام وی عجین است، جلب می‌کنم.
ایشان بازیگر، کارگردان و بنیانگذار انجمن تئاتر ایران بوده‌اند.
تا آنجا که می‌دانم اولین کار آقای رحمانی نژاد به عنوان کارگردان، نمایشنامه In The Zone (در منطقه جنگی)، اثر اوژن اونیل Eugen O’neill بود به حدود ۶۰ سال پیش برمی‌گردد.
از «حادثه در ویشی» آرتور میلر که در آن بازیگری کردند هم، چند دهه می‌گذرد…
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به‌شماری دیگر از کارهای ایشان اشاره می‌کنم:
-در پوست شیر (سایه تفنگدار) The Shadow of a Gunman اثر شون اوکیسی، که در رژیم گذشته، از اجرای آن جلوگیری کردند و روی صحنه نرفت.
– انگلها (یا خرده بورژواها) از ماکسیم گورکی. این نمایشنامه فقط پنج شب در رشت روی صحنه رفت و سال ۵۳ پیش از روی صحنه رفتن آن در تهران، کلیه اعضاء گروه تئاتر دستگیر و زندانی شدند و آقای رحمانی نژاد، هم به شدت شکنجه شدند و ۱۲ سال حکم گرفتند.
– کّله گردها و کّله تیزها، از برتولت برشت
– چارهٔ رنجبران…، از داریو فو، کارگردان ایتالیایی
– سماور ندیده‌ها، از نصرت‌الله نویدی
– خروس زری، پیرهن پری، از احمد شاملو
– نمایشنامه بازرس اثر نیکلای گوگول – برای تئاتر پارس لاله زار سال ۱۳۵۹
– کارگردانی یک نمایشنامه خیابانی در سال ۱۳۵۹ به نام بزرگترین مسابقه بوکس روی زمین، نوشته آرمان امید، که مرتجعین از دو اجرای آن جلوگیری کردند.
در آخرین اجراء در ترمینال خزانه، این هنرمند فرهیخته را با هفت نفر از بازیکنان دستگیر کردند و پس از دو بازجوئی در کمیته خزانه و نازی‌آباد، به کمیته مرکز بردند.
– کارگردانی نمایشنامهٔ «مفسدین» اثر علی عبدالخالق، برای تئاتر البرز (لاله زار)، (سال ۶۰). در این نمایشنامه بازیگران انجمن تئاتر ایران و لاله زار، یعنی بازیگران آموزش دیده با بازیگران تجربی، مشترکاً نقش داشتند.
– شب ژانویه ۱۹۸۴، نمایشنامه «قلب من، وطن من» را که خودشان نوشته‌اند، به زبان فرانسه کار کردند که در Sarcelles (سارس تل) در چند کیلومتری شمال پاریس اجراء شد. همین نمایشنامه به زبان انگلیسی هم، توسط دپارتمان تئاتر کالج کلمبیا، شیکاگو روی صحنه رفت. (سال ۱۹۹۵)
– نوروز در تبعید، کار جمعی ۱۹۸۴
– اتلّلو در سرزمین عجائب، از غلامحسین ساعدی ۱۹۸۴
– حاجی فیروز و عمو نوروز، (نوروز پیروز است) اثر محسن یلفانی ۱۹۸۶
– مَترسَک، که اقتباسی بود توسط بهمن مفید از «چهار صندوق» اثر بهرام بیضائی،…۱۹۸۸
– تهرانجلس پرس، ۱۹۹۰
– آقای رحمانی‌نژاد سال ۱۹۹۲ در نمایشنامه‌ای به نام Buffalo Who با یک گروه آمریکائی بازی کردند.
– آخرین نامه، از نسیم خاکسار ۱۹۹۳
– به انتظار سحر، نوشته محسن یلفانی
– محلّل، از صادق هدایت
– نمایشنامه ناتمامی با عنوان: یک صفحه از تبعید، مهاجران، اثر اسلاوومیر مه رو ژک ۲۰۰۱
– مهاجرت و تئاتر ایرانیان لس آنجلس
– کاف کوچک، کاف بزرگ ۱۹۹۶
– از خَلنگزار تبعید، (خلنگزار = تیغستان)
آقای رحمانی نژاد، در برخی از نمایشنامه‌های فوق و نیز آثاری که دیگران نوشته و تنظیم کرده‌اند، مثل میهمانان هتل آستوریا، از رضا علامه زاده بازی هم کرده‌اند.
– نمایشنامه‌ای ناتمام با عنوان: یک صفحه از تبعید، به همراه یک تک پرده به نام، Man Does Not Die By Bread – انسان فقط به وسیله نان نمی‌میرد – اثر Jorge Diaz نمایشنامه نویس اهل شیلی (سال ۱۹۹۸)
– تئاتر حرفه من است…
موارد فوق، همه کارهای خارج از ایران (کارگردانی و بازی و تألیف، یا ترجمه‌هائی چون جا به جایی شکنجه، از جین مایر)، را شامل نمی‌شود. آقای رحمانی‌نژاد در نمایش «مصدّق»، که کارگردان آن آقای رضا علامه زاده بود، نقش دکتر مصدق را بعهده داشتند. اضافه کنم که به همت ایشان «تارنمای تئاتر» (Iran Theatre Association) هم در بهار سال ۱۳۹۰ آغاز به کار نموده‌است.

آقای رحمانی نژاد طی سال‌های ۵۱ و ۵۲ در زندان شاه نیز چند نمایشنامه کار کرده‌اند. سال ۱۳۵۱، ‏ده نمایشنامه کوتاه (۸ نمایشنامه در زندان قصر و ۲ نمایشنامه در زندان قزل حصار) اجرا کردید که که به شرایط زندان و زندگی و روابط کمون زندان می‌پرداخت.
تابستان سال ۵۱ در زندان قزل حصار با کارگردانی آقای رحمانی‌نژاد و با بازی«ماسیس عزیزخانیان»، حبیب…، «حمید جلال‌زاده»، ایوب…، نمایشنامه Man Does Not Die By Bread Alone، (انسان فقط به وسیله نان نمی‌میرد) اثر Jorge Diaz نمایشنامه نویس اهل شیلی، اجرا شد.
دومین نمایشنامه که در زندان قزل حصار تنظیم کردید، نمایشنامه «مرگ در برابر» نوشته یک نمایشنامه نویس بلغاری بود…
در این ویدئو پیرامون کتاب خاطرات ایشان که به انگلیسی منتشر شده (A Man of the Theater) صحبت شد. آقای رحمانی‌نژاد گفتند خودشان نام «تفنگ چخوف» Chekhov’s gun را برای کتاب در نظر داشتند و دلیل آن را در همین گفتگو شرح می‌دهند. ایشان ضمن صحبت‌شان به موارد قابل تأملی اشاره می‌کنند…
این هنرمند فرهیخته در رژیم پیشن، چهار، پنج بار دستگیر شدند ازجمله تیرماه ۱۳۴۹ که با محمدعلی سپانلو و محمود اعتمادزاده (به‌آذین).
فرصت نشد در این مورد صحبت کنیم. همچنین اینکه چرا و چگونه به تئاتر کشیده شدند و اساساً تئاتر چه نسبتی با سیاست دارد؟ کم نیستند هنرمندان خلاقی که با تئاتر بیگانه نبودند اما برخلاف امثال آقای رحمانی‌نژاد، پیوند پر هزینه‌ای با سیاست نداشتند و با وحاکمان و وقایع اتفاقیه کنار آمدند و یا خود را به آن راه زدند… (ناتمام)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *